قالب های فارسی وردپرس 1

این وبلاگ جهت دسترسی آسان شما عزیزان به قالب های برتر وردپرس به صورت فارسی تدوین و راه اندازی شده است.

قالب های فارسی وردپرس 1

این وبلاگ جهت دسترسی آسان شما عزیزان به قالب های برتر وردپرس به صورت فارسی تدوین و راه اندازی شده است.

اولین باری که عادت ماهانه شما شروع شد چه حالی داشتید؟ گریه کردید؟ ترسیدید؟ شوکه شدید؟ شروع پریود می تواند کمی عجیب باشد.

 

تنها کاری که می توانیم برای از بین بردن حس منفی به این موضوع بکنیم، این است که دختران جوان را قبل از شروع عادت ماهیانه شان در این مورد آگاه کنیم و احترام گذاشتن به بدن و امور طبیعی مربوط به آن را به دختران آموزش دهیم.

 

۱ ) عادت ماهانه یک امر طبیعی است 

برای دختران بگویید که همه ی خانم ها چنین چیزی را تجربه می کنند و هر چقدر هم که به نظر ناخوشایند برسد اما این موضوع کاملا طبیعی است.

 

از تجربیات شخصی خودتان و ترس ها و احیانا مشکلاتی که با عادت ماهیانه داشته اید برایش بگویید و مسائلی مثل استفاده از نوار بهداشتی در توالت عمومی و پس دادن لکه یا دل درد را برایش کاملا عادی جلوه دهید.

 

۲ ) اگر بداند که وقتش است کمتر نگران می شود 

دخترتان باید بداند علائم و نشانه های شروع عادت ماهیانه چیست و خودش را برای آمدن آن حاضر کند.

 

امروزه سن متوسط برای شروع پریود ۱۲ سال است اما می تواند تا ۱۸ سال هم به طول انجامد. پس قبل از شروع آن این مسائل را روشن کنید.

 

۳ ) بعضی علائم طبیعی شروع پریود 

بزرگترین علائم شروع عادت ماهیانه، افزایش موها، جهش رشد و تغییر خلق و خو است.

 

با تغییرات هورمونی رویش موهای ناحیه تناسلی، زیر بغل ها و پاها شروع می شود. بدن بوی مخصوصی می گیرد و سینه ها و اندام جنسی تغییر می کنند.

 

ممکن است جوش ها و آکنه هایی هم در صورت مشاهده شود.

منبع

تمام پدر و مادرها هر روز به بچه هاشون دروغ میگن اما متوجهش نیستن. همیشه به بچه ها یاد میدید که دروغ نگن اما خودتون متوجه نیستید که دائما این دروغ ها رو به بچه هاتون میگید و باعث میشید اون ها فکر کنن دروغ گفتن کار اشتباهی نیست چون مامان و بابا هم این کار رو میکنن.

 

گاهی اوقات از روی دوست داشتن و برای محافظت از بچه هامون دروغ میگیم. اما این رو بدونیم که دروغ گفتن هیچ مزیتی برای بچه هامون نداره و فقط و فقط اون ها رو تبدیل به یک آدم دروغگو میکنه. و مطئمنا هیچکدوم از ما چنین چیزی رو نمیخواد. پس دروغ گفتن رو متوقف کنیم و هم با خودمون و هم با فرزندانمون صادق باشیم.

 

برخی از دروغ هایی که دائما به بچه هامون میگیم

 

هرگز اجازه نمیدم اتفاق بدی برات بیفته 

شاید نیت شما این باشه اما ممکنه امکان پذیر نباشه. شما نمیتونید ۱۰۰ درصد بچه هاتون رو حفظ کنید. پس سعی کنید حقیقت رو بهش بگید و اون ها رو از واقعیات آگاه کنید. مثلا: همیشه سعی میکنم ازت مراقبت کنم اما این بیرون آدم هایی هستن که ممکنه خطرناک باشن به خاطر همین میخوام از من جدا نشی.

 

من اینجا هستم که مراقبت باشم اما اگه از من دور بشی دیگه من کنارت نیستم و ممکنه به خطر بیفتی. شاید این جمله ها کمی کودک رو به ترس بندازه اما مهم اینه که واقعیته. پس در جملاتی که به کار می برید دقت کنید. به علاوه به او بفهمونید که بچه دزدی خیلی کمیابه و باز هم باید مراقب بود. همین باعث میشه کودک نسبت به غریبه ها کمی محتاط باشه.

 

 پارک بسته ست 

میدونید که پارک بازه اما وقت رفتن به اونجا رو ندارید. به جای دروغ گفتن صادق باشید: مامان نمیتونه تو رو امروز ببره پارک چون باید بریم خرید و کارهای زیادی برای امروز هست. شاید کمی سر و صدا کنن و شاکی بشن اما این واقعیت زندگی رو میفهمن که همه چیز رو هر وقت که دلشون خواست داشته باشن. مهم تر از همه این که پیش اون ها دروغگو نمیشید چون بالاخره روزی متوجه میشه که پارک هیچوقت بسته نمیشه.

 

منبع

شناخت ویژگی‌ها و استعدادهای مختلف کودکان توسط والدین، موجب افزایش اعتماد به نفس و خودباوری آن‌ها می‌شود.

 

وکیلی روانشناس تربیتی در گفتگویی اظهار داشت:بسیاری از والدین خواستار داشتن فرزندانی با اعتماد به نفس و هوش بالا هستند، از این رو یکی از شرایط رسیدن آنان به این خواسته داشتن اعتقاد به توانایی های فرزندانشان است.

 

وی افزود: اگر والدین فرزند خود را پیوسته نیازمند کمک از سوی خود بدانند، در واقع توانایی کودک را نادیده گرفته و این عامل باعث شکل گیری و شدت شک و تردید در کودک نسبت به استعدادهای خود و موجب ترس از شکست در کارهایش می‌شود.

 

این روان‌شناس تربیتی در ادامه گفت: برخی از والدین بر این باورند، فرزندی حرف شنو است که خواسته‌ها و انتظاراتشان را اجرا کند، در صورتی که کودک باید بیاموزد که تلاش برای رسیدن به هدف و انجام کارها به بهترین شکل مهم است، خواه والدین از او انتظار داشته باشند یا نه و کمک پدر و مادر در این راه بسیار اهمیت دارد.

 

وکیلی تاکید کرد: توقعات والدین بیش از ظرفیت و توان کودک کار درستی نیست، باید آن‌ها میان توانایی کودک با افراد بزرگسال تفاوت قایل باشند و بر اساس شرایط جسمی و روحی فرزند خود از او توقع داشته باشند.

 

این روان‌شناس خاطر نشان کرد: هرگز کودک خود را با همسالانش مقایسه نکنید و توانایی‌ها و موفقیت‌های آن‌ها را به رخ او نکشید، زیرا استعدادهای افراد با یکدیگر متفاوت است و این مقایسه کردن باعث تخریب اعتماد به نفس در کودکان می شود.

 

وی عنوان کرد: اگر والدین بتوانند جنبه های مختلف استعداد کودکان خود را شناسایی و آن را در مسیر درست هدایت کنند، قادر به هموار ساختن مسیر موفقیت فرزندانشان می‌شوند، در واقع والدین با فراهم کردن یک محیط غنی و مناسب برای تربیت و رشد فرزندشان، می‌توانند توانایی او را در مسیر درست قرار دهند، در غیر این صورت اگر محیط رشد کودک مناسب نباشد نمی توان نتیجه مناسبی را از هوش و توانایی‌های او به دست آورد.

 

وکیلی با اشاره به اینکه یک رابطه عاطفی، هیجانی و کلامی مناسب با فرزندان از طریق صحبت کردن ایجاد می‌شود، بیان داشت: برخی از والدین تصور می‌کنند که باید فرزندشان را در کلاس‌های آموزشی خاصی ثبت نام کنند تا توانایی و استعداد او تقویت شود، در حالی که با ایجاد یک بستر مناسب تربیتی و تعامل قوی با فرزندان می‌توان آنان را در زمینه‌های خاصی که مناسب با توانایی هایشان است، هدایت کرد.

منبع

پسران ابتدا تحت نظر معلمان مهدکودک قرار می گیرند و سپس به مدرسه می روند، معمولا بیشتر معلمان و مربیان آنان را زنان تشکیل می دهند. این پسر بچه ها دائما همراهی زنان را در کنار خود می‌یابند و از آموزش‌های مردانه به دور می مانند

 

با اینکه خیلی‌ها گمان می کنند مادرها مهمترین نقش را در تربیت بچه دارند، چیزهایی هست که مطمئنا یک پدر بهتر می تواند از پس آنها بربیاید، به ویژه وقتی پای فرزند پسر در میان باشد.

 

1ـ اهمیت چگونه بردن و باختن را برای او توضیح دهید 

به جز دوستان چه کسی می تواند بهترین همراه یک کودک در بازی ها و مسابقاتش باشد؟ البته که پدر. این فرصت مناسبی برای تمرین خاصیت‌های مردانه است. در خلال این بازیها بچه طعم پیروزی را می چشد و تلاشی که لازمه رسیدن به این پیروزی است را درمی‌یابد و همچنین فرصتی عالی برای یک پدر است تا به پسرش بگوید شکست غیر قابل اجتناب است. اگر افتادی کافی است برخیزی و ادامه بدهی و هیچ شرمی در شکست نیست.

  

2ـ رفتار مناسب در برابر زنان را به او یاد دهید 

یک مادر هم می تواند به فرزندش بگوید که چگونه با یک زن برخورد کند، اما فقط یک پدر است که می تواند نمونه‌ی عینی این موضوع باشد. بسیار خوب است که پسر تمام چیزهای مهم در مورد زنان را از پدرش یاد بگیرد. از دوستان نه، از اینترنت نه، بلکه از پدر، این مهم است. پسرتان را به گلفروشی ببرید و برای مادرش گل هدیه بگیرید. با هم به فروشگاه بروید و مودبانه با صندوقدار صحبت کنید تا پسرتان در مورد ارتباط با زنان ناآشنا شک به دل خود راه ندهد. فقط همین.

  

3ـ یک صحبت مردانه با او درباره‌ی عشق داشته باشید 

این نکته در ادامه‌ی موضوع قبل اهمیت پیدا می کند. وقتی که زمانش فرا رسید، اجازه بدهید که پسرتان از مکالمات صادقانه‌ی شما در مورد این احساس قدرتمند یاد بگیرد. برای یک نوجوان، هدیه‌ای ارزشمند خواهد بود اگر پدرش برای او از عشق اول یا قرار اولش بگوید و اینکه به او بگوید که نباید در عشق عجله کند و بهتر است تا رسیدن دختری که صاعقه‌ای در روحش خواهد زد، صبر پیشه کند. این چنین مکالماتی بسیار به اعتماد متقابل میان پدر و پسر کمک می کند.

 

روابط پدر و پسر نوجوان

یک پدر، تنها کسی است که می تواند به پسرش بیاموزد قوی و محکم باشد‎

 

4ـ به او یاد بدهید چگونه از خودش دفاع کند 

یک پدر، تنها کسی است که می تواند به پسرش بیاموزد قوی و محکم باشد و از خودش و از حقش دفاع کند. می تواند به او بیاموزد که تشخیص دهد چه زمانی می‌ارزد تا از خود قدرت نشان بدهد تا مهاجم جرات نزدیک شدن به وی را نداشته باشد و چه زمانی منطقی تر این است که توجهی به تحریکات نکند و با آرامش صحنه را ترک کند. باید به پسرش توضیح دهد که مهربانی ضعف نیست و خود نیز به عنوان نمونه‌ی عملی فرزندش این گونه رفتار کند.

  

5 ـ به او کمک کنید تا دید خود را از دنیا به دست آورد 

در این مورد نیاز به کار خاصی نیست. گاه به گاه در کنارش باشید و با وی صحبت کنید. بچه باید بفهمد که تنها دید مادرش با ملزومات و انتظارات خاص یک مادر به دنیا وجود ندارد و اینکه شخص دیگری هست که با دید دیگری به هستی می نگرد. البته وقتی بحث بر سر تربیت فرزند باشد، پدر و مادر باید هر دو از هم پشتیبانی کنند، اما در مورد دید شخص به دنیا، فلسفه‌ی آنها می تواند کاملا متفاوت باشد و این کاملا طبیعی است. با کمک پدر، بچه می فهمد که چندین دید مختلف به یک پدیده وجود دارد و یاد می گیرد که دیده ها را تجزیه و تحلیل کرده و دید شخصی خود را شکل دهد.

منبع

در فیلم و کارتون به گوششان بخورد؛ اما از همه این‌ها بدتر وقتی است که فرزندتان حرف بد را در خانه و از شما یاد می‌گیرد.

 

چرا که رفتار شما حرف بد زدن را تأیید می‌کند؛ بنابراین حتی ممکن است فرزندتان به‌علت عصبانی نکردن شما و تنبیه نشدنش، در خانه رفتار مودبانه‌ای داشته‌باشد؛ ولی در غیاب شما به بدزبانی‌اش ادامه بدهد.بچه‌ها کی، چطور و کجا حرف بد زدن را یاد می‌گیرند؟ چطور می‌شود از این اتفاق جلوگیری کرد؟ بهترین واکنش دربرابر بدزبانی بچه‌ها چیست؟

 

1- بچه‌ها همان‌طور که هر چیز دیگری را می‌آموزند، یاد خواهندگرفت که کلمات قدرتمند هستند و بعضی کلمه‌ها از بقیه قوی‌ترند و باز همان‌طور که بچه‌ها همه دانسته‌ها و کشفیاتشان را بررسی و ارزیابی می‌کنند، کلمات را هم آزمایش می‌کنند.از طرف دیگر بچه‌های کم سن‌وسال، هرچیزی را که می‌شنوند، حتی وقتی معنی‌اش را نمی‌دانند، تکرار می‌کنند. بنابراین اگر فرزندتان کوچک است و بدون دانستن معنای کلمه‌ای زشت، آن را به تقلید از دیگری گفته‌است، فقط بگویید: «آدم‌ها نباید چنین کلماتی را به‌کار ببرند. در عوض می‌توانی بگویی ...» و کلمه قابل قبول را جایگزین کنید.

 

2- واکنش شما موقع شنیدن حرف بد از زبان فرزندتان خیلی مهم است. بعضی از والدین وقتی فرزندشان حرف بدی می‌زند، نمی‌توانند در برابر لحن کودکانه و بامزه‌اش خودشان را کنترل کنند و نتیجه‌اش می‌شود تذکری مخلوط با خنده و عصبانیت! همان یک لبخند کافی است تا فرزندتان فکر کند کار بامزه‌ای انجام داده‌است و بعدا باز هم تکرارش کند. ضمن این‌که اگر فرزندتان آن‌قدر کم‌سن است که معنی حرفش را نمی‌داند، عصبانیت شدید شما هم فایده‌ای نخواهد داشت.

 

3- اگر کودکِ بزرگ‌تری حرف زشت می‌زند و معنی‌اش را هم می‌داند، می‌توانید با آرامش بگویید: «این نوع حرف زدن قابل قبول نیست. می‌دانم آن‌قدر باهوش هستی که عبارت قابل قبولی به‌جای آن پیدا کنی». 

 

4- بچه‌ها همچنین ممکن است برای تحت تأثیر قرار دادن والدین از حرف‌های نامناسب استفاده کنند؛ یعنی گاهی بچه‌ها ترجیح می‌دهند حرف زشت بزنند و تنبیه بشوند تا این‌که مورد بی‌توجهی قرار بگیرند. فرزندتان توجه و محبت کافی در خانه دریافت می‌کند؟

 

5- دقت کنید که فرزندتان این کلمات زشت را از کجا می‌شنود. یک دوست؟ یکی از اعضای خانواده؟ فیلم و سریال؟ پیدا کردن منشاء این رفتار به اصلاح آن کمک می‌کند. در یک زمان مناسب با فرزندتان درباره قدرت و معنای کلمات و این‌که چرا مردم به هم ناسزا می‌گویند، صحبت کنید. جایگزین‌های مناسبی به فرزندتان بدهید تا هنگام عصبانیت از آن‌ها استفاده کند.

 

6- اگر فرزندتان حرف‌های ناپسند را از شخصیت‌های کارتونی و سینمایی یاد گرفته‌است، با جمله‌ای کوتاه و باآرامش به او کمک کنید: «من هم این فیلم رو دوست داشتم. هنرپیشه‌اش هم خیلی خوب بازی می‌کرد، اما گفتن اون کلمه زشت، ضروری نبود و باعث شد حس بدی نسبت بهش داشته‌باشم».

 

7- اگر بدزبانی نسبت به شخصی بیرون از خانه اتفاق افتاده، از او عذرخواهی کنید. فرزندتان را به‌جای خلوتی ببرید و خصوصی و سریع احساستان را درباره حرفش بیان کنید. از او بپرسید چطور می‌تواند شرایط را اصلاح کند. اگر نمی‌داند، دقیقا به او بگویید جمله مناسب چیست. مهم است که فرزندتان متوجه رفتار بدش و احساس شما بشود، اما واضح است که این اصلاح نباید با رفتاری بدتر از جانب شما انجام بشود؛ بنابراین اجازه ندهید عصبانیتتان باعث بی‌احترامی و تحقیر فرزندتان شود.

 

منبع