در اینجا به تعدادی از عادت های رایجی می پردازیم که بهتر است فراموش شان کنیم. اگر بعضی از این عادت ها را دارید نگران نباشید. تنها به خاطر داشته باشید هر عادت بدی را می توانید با یک عادت خوب جایگزین کنید.
۹ عادت روزانه ای که باید هر چه زودتر ترک کنید
۱- پاهایتان را روی داشبورد نگذارید
واقعیت آن است که این حالت خطر زیادی برای سلامتی تان دارد. نه تنها در شرایط تصادف، بلکه در زمان ترمز کردن هم این حالت بسیار خطرناک خواهد بود. وقتی پاهایتان را در مقابل صورت تان قرار می دهید به این معنی است که در زمان ترمز یا توقف ناگهانی ماشین، صورت تان با زانوهایتان برخورد خواهد کرد. برخورد فک با زانوها می تواند منجر به شکستگی استخوان هایتان شود که دوره ی ترمیم آن بسیار سخت و طولانی خواهد بود.
۲- حوله های خیس را آویزان نکنید
آویزان کردن حوله های خیس بعد از حمام در اغلب مواقع کاری غیر ارادی است اما متأسفانه این عادت در حقیقت بسیار غیر بهداشتی است. باکتری ها می توانند به سادگی در میان چین و چروک های مرطوب حوله رشد کنند. به همین خاطر بهتر است حوله هایتان را در زمان خشک کردن آویزان یا تا نکنید.
۳- با معده ی خالی قهوه ننوشید
بسیاری از افراد روز خود را با درست کردن یک فنجان قهوه شروع می کنند. این عادت در سراسر دنیا بسیار رایج است. اما مشکل آن است که بسیاری از مردم با معده ی خالی قهوه می نوشند. قهوه علیرغم فوایدش، مضراتی هم دارد. یکی از این مضرات آن است که اگر قهوه را با معده ی خالی بنوشید، این کار می تواند منجر به سوزش معده و مشکلات گوارشی شود.
وقتی گرسنه هستید و به غذا فکر می کنید، معده ی شما شروع به ترشح اسید می کند. نوشیدن قهوه همان اثر را بر معده دارد، مگر آنکه پیش از آن ماده ی غذایی جامدی خورده باشید. مصرف قهوه با معده ی خالی باعث ترشح بیش از اندازه ی اسید معده می شود؛ مسأله ای که می تواند به جداره ی معده آسیب بزند.
کارشناسان توصیه می کنند تنها بعد از صرف صبحانه و در میانه ی روز قهوه بنوشید.
۴- پاپ کورن نخورید
دندانپزشکان می گویند پاپکورن می تواند به دندان ها آسیب بزند. تکه های کوچک پاپکورن در میان دندان ها باقی می مانند و خلاصی از آن ها حتی با مراقبت همیشگی کار دشواری است. نکته ی دیگری که باید به آن توجه داشت این است که پاپکورن های غیر خانگی چربی بسیار بالایی دارند.
۵- در ماشین تان بطری آب نگه ندارید
اگر صاحب ماشین هستید احتمال زیادی وجود دارد که یک بطری آب در آن نگه می دارید. فرقی نمی کند این بطری آب را برای مواقع اضطراری نگه می دارید یا برای آنکه مصرف روزانه ی آب تان را بالا ببرید؛ به خاطر داشته باشید این عادت، به ویژه در تابستان ها تا حدودی خطرناک است.
آب درون بطری مانند یک عدسی عمل می کند و اگر نور خورشید به آن بتابد، به ویژه اگر بطری بر روی یک سطح تیره قرار گفته باشد، می تواند منجر به اشتعال بطری شود.
http://www.beytoote.com/psychology/khanevde-m/habit6-soon-possible.html
در برخی افراد این حالت بخشی از تغییرات خلقی فصلی محسوب میشود. به این معنی که احساس افسردگی همراه با نشانههای دیگری مانند تغییر در خواب، اشتها، تمرکز و انرژی، پیش از آن و در فصل پاییز یا زمستان شروع شده است. این افراد لازم است حتما برای تشخیص و درمان به پزشک مراجعه کنند.
البته برای اندوه تعطیلات دلایل متعددی ذکر شده است که از جمله آنها میتوان به استرس ناشی از مراسمها و میهمانیهای نوروز، تغییر در وضعیت تغذیه و ساعات خواب و بیداری در ایام تعطیلات، شلوغی برنامه روزانه، نداشتن برنامه و موکول کردن کارها و خریدها به روزهای آخر، دیدار با افرادی که آنها را موفقتر و شادتر میبینیم، نداشتن زمان تنهایی و رسیدگی شخصی و نگرانیهای مالی به دلیل افزایش مخارج در ایام نوروز اشاره کرد.
بنابر اعلام دفتر آموزش و ارتقاء سلامت معاونت درمان وزارت بهداشت، برای اینکه بتوانیم بر اندوه ناشی از تعطیلات غلبه کنیم، یکسری راهکارها وجود دارد که با رعایت آنها میتوان روزهای تعطیل را با خوشی گذراند. بر این اساس ابتدا باید احساس خودتان را بپذیرید. اگر احساس میکنید شاد نیستید، حس خودتان را بپذیرید و با خودتان برای شاد بودن نجنگید. تا حد امکان سعی کنید برنامه خواب منظم و تغذیه مناسب داشته باشیدو از پرخوری بپرهیزید. شرکت در فعالیتهای خیریه و کمک کردن به اقوام و دوستان هم میتواند به شما احساس بهتری دهد. باید در تعطیلات برنامه خودتان را داشته باشید و برای انجام فعالیتهای معمول نوروزی مانند سفر، برگزاری مهمانی و ... احساس اجبار نداشته باشید. در عین حال سعی کنید با فعالیتهای سرگرمکننده و لذتبخش برنامه روزانهتان را پر کنید. باید بدانید که ساعتهای طولانی تنهایی و بیکاری، اندوه شما را تشدید میکند.
برای بخاطر سپاری اطلاعات سعی کنید تصویرسازی ذهنی مثبت و خوشایندی داشته باشید. در رمزگذاری اطلاعات از حواس پنج گانه شامل صداها، بوها، لمس، حرکت و احساسات بهره ببرید. شوخ طبع باشید. چراکه موارد جالب، خنده دار و عجیب نسبت به مسائل معمولی بیشتر به یاد میمانند. نمادها مانند چراغ راهنما، زبان بدن، نشانه های راه و ژست ها می توانند به راحتی پیام های پیچیده را رمزگذاری کنند.
۲ ) خوراکیهای حاوی مواد مغذی
خوراکیهایی نظیر ماهی، میوه و سبزیجات به عملکرد مطلوب مغز کمک میکنند. این مواد حاوی ویتامین های مهمی هستند. مصرف ویتامین ها و مواد مغذی در بهبود سلامت مغز موثراست، به خصوص ویتامین های B، آنتی اکسیدان ها و اسیدهای چرب امگا۳. مواد مغذی همچون سیب، آواکادو، موز، زغال اخته، انگور، گیلاس، میوه خشک شده، کلم بروکلی، بادمجان، اسفناج و سبزیجات سبز تیره، پیاز، تخم مرغ، حبوبات، آجیل و دانه هاروغن کتان، ماهی قزل آلا، چای سبز، رزماری و شکلات تلخ.
۳ ) رژیم غذایی سالم
غذاهای سبک و فاقد چربی بخورید. بهترین روش برای حفظ حالت ذهنی و بدنی سالم این است که صبحانه مقوی و کامل بخورید و هرچه به سمت شب می روید خوراکی های سبکتری میل کنید. مطالعات نشان می دهد که دانش آموزانی که صبحانه سالم می خورند موفق تر از کسانی هستند که صبحانه نمی خورند.
۴ ) ورزش
ورزش منظم موجب سلامت سلول های مغزی می شود. تمرینات هوازی منظم حافظه را بهبود می بخشد. مغز شما نیاز به اکسیژن و سایر مواد مغذی دارد تا بتواند عملکرد مطلوبی داشته باشد. هنگامی که اکسیژن مغز کم است، تمرکز فکری دشوار است و باعث مختل شدن یادگیری اطلاعات جدید می شود حتی اطلاعات گذشته، به دشواری به خاطر آورده می شوند. تمرین هوازی منظم اکسیژن را به مغز می رساند، بنابراین حتی پیاده روی ۱۵ دقیقه ای در طول روز موجب می شود تمرکز فکری بهتری داشته باشید.
۵ ) خواب راحت
مغز در طول شب به ۷ تا ۸ ساعت خواب نیاز دارد. خواب باعث تقویت ارتباطات مغزی می شود. کمبود خواب باعث مختل شدن سرعت پردازش اطلاعات، کارایی حافظه بلند مدت و ثبات عاطفی می گردد، حتی کمبود چند ساعته خواب، تقریبا به اندازه بی خوابی، عملکرد حافظه را تضعیف می کند، بدین خاطر که تمرکز شما را تحت تاثیر قرار می دهد و بر عملکرد حافظه تأثیر نامطلوب می گذارد.
در این مطالعه که از نظر تعداد شرکتکنندگان در حوزه ژنتیک در جایگاه نخست قرار دارد، برای اولینبار مشخص شد که تنها 10 درصد از احساسات انسان به ژنها وابسته است.
نتیجه این تحقیقات نشان میدهد که بخش قابل توجهی از ویژگیها و تواناییهای اجتماعی و احساسی انسان در طول فرایند حضور در اجتماع فرا گرفته میشود و در واقع فاکتورهای احساسی انسان در فرایند تربیت و محیط تشکیل میشوند.
وارن وارییر، دانشجوی دکتری دانشگاه کمبریج و مسئول این مطالعه گفت: این سری از تحقیقات صرفا با هدف شناسایی همان بخش اندک تاثیرات ژنی در بروز احساسات و رفتارهای انسان آغاز شده است.
وی در ادامه افزود: ما بر این باوریم که ویژگیهای رفتاری یک نفر از هر 10 نفر تحت تاثیر مستقیم ژنها قرار دارد، اما همان 10 درصد نیز از نظر چیرگی در انتقال صفات مهم است و حتما باید مورد بررسی قرار گیرد.
محققان دانشگاه کمبریج برای کسب اطمینان از صحت نتایج این تحقیق، اطلاعات ژنی 46 هزار مشتری یک مرکز خدمات ژنتیک را بررسی کردند. سپس از هر یک از شرکتکنندگان تقاضا کردند تا با تکمیل یک فرم نظرسنجی مربوط به احساسات، در تکمیل بانک اطلاعاتی این مطالعه همکاری کنند.
محققان در ادامه نتایج نظرسنجی را با شاخص EQ یا هوش هیجانی بررسی کردند تا در نهایت به سهم ژنها در بروز فاکتورهای احساسی پی ببرند.
الیزابت کولبرت، نیویورکر در سال ۲۰۱۶، بالاترین رقمی که ایالت کالیفرنیا به یکی از کارمندانش دستمزد داد نصیب جیم مورا سرمربی تیم فوتبال دانشگاه کالیفرنیا-لسآنجلس شد (گرچه او بعداً اخراج شد). در آن سال، مورا ۳.۵۸ میلیون دلار به جیب زد. رتبۀ دوم، با دستمزد ۲.۹۳ میلیون دلار، کونزو مارتین سرمربی وقت تیم بسکتبال مردان در دانشگاه کالیفرنیا-برکلی بود. ویکتور خلیل (دندانپزشک ارشد ادارۀ بیمارستانهای ایالت) ۶۸۶ هزار دلار، آنه نویل (مدیر ادارۀ پژوهش کالیفرنیا) ۱۳۵ هزار دلار، و جان اسمیت (کارمند فصلی ادارۀ مالیات ایالت کالیفرنیا) ۱۲.۹۰۰ دلار درآوردند.
من همۀ اینها را از پایگاه دادهای فهمیدم که روزنامۀ ساکرامنتوبی راه انداخته است. این پایگاهِ داده که در دسترس عموم مردم است، اطلاعات دقیق دستمزد بیش از ۳۰۰ هزار کارمند ایالت کالیفرنیا را دارد و میتوان در آن بر اساس اسم یا بر اساس اداره جستجو کرد. امروز لابد اکثر کارمندان ایالت از وجود این پایگاهِ داده باخبرند. اما در سال ۲۰۰۸ که راهاندازی شد، اینطور نبود. به همینخاطر، آن زمان میشد یک آزمایش ترتیب داد.
آن آزمایش را چهار اقتصاددان طراحی کردند تا نظریههای موازی و رقیب دربارۀ بیعدالتی را بیازمایند. بنا به نظریهای موسوم به «الگوی بهروزرسانی عقلایی»۱، مردم دستمزدهایشان را بر حسب فرصتها میسنجند. افراد اگر متوجه شوند که کمتر از همکارانشان مزد میگیرند، پیشبینیهایشان دربارۀ درآمدهای آتی را «بهروز» میکنند و نتیجه میگیرند که شانس خوبی برای افزایش حقوق دارند. برعکس، کسانی که میفهمند بیشتر از همکارانشان مزد میگیرند، دلسرد میشوند. آنها انتظاراتشان را در جهت برعکس بهروز میکنند.
بنا به یک نظریۀ رقیب، واکنش مردم به بیعدالتی هیجانی است، نه عقلایی. اگر آنها متوجه شوند که کمتر از همکارانشان مزد میگیرند، آن را نشانهای برای انتظار افزایش حقوق به حساب نمیآورند، بلکه شاهدی در نظر میگیرند بر اینکه کسی قدرشان را نمیداند (محققان این الگو را «درآمد نسبی» نامیدهاند). بنا به این نظریه، کسانی که میفهمند دستمزدشان پایین است، ناراحت میشوند. آنهایی که میفهمند دستمزدشان زیاد است، خوشنود میشوند.
آن اقتصاددانان یک ایمیل برای هزاران کارمند در سه پردیس دانشگاه کالیفرنیا (در سانتاکروز، سندیهگو و لسآنجلس) فرستادند تا وجود پایگاهِ دادۀ ساکرامنتوبی را به آنها خبر بدهند. با این اشاره، بازدیدها از وبسایت سر به فلک کشید چون کارمندان عملاً چکهای حقوق همدیگر را رصد میکردند.
چند روز بعد، محققان ایمیل دوم را فرستادند که چند سؤال در آن بود. مثلاً میپرسید «چقدر از شغلتان راضی هستید؟» و «چقدر از دستمزدتان در این شغل راضی هستید؟» همچنین این پیمایش را برای کارکنانی فرستادند که خبر وجود پایگاهِ داده را برایشان ارسال نکرده بودند. محققان نتایج را مقایسه کردند. یافتههای آنها با هیچیک از آن دو نظریه تطبیق کامل نداشت.
طبق پیشبینی الگوی درآمد نسبی، آنهایی که فهمیدند کمتر از همتایانشان دستمزد میگیرند دلخور شدند. در مقایسه با گروه کنترل، آنها میگفتند که رضایت کمتری از شغلشان و علاقۀ بیشتری به پیداکردن شغلی جدید دارند. اما عطف به آنهایی که درآمد بیشتر داشتند، الگوی درآمد نسبی جواب نمیداد. کارکنانی که فهمیدند بیشتر از همکارانشان پول میگیرند، هیچ لذت خاصی نبردند. آنها از اساس بیتفاوت بودند. به تعبیر آن اقتصاددانان، در مقالهای که نهایتاً دربارۀ آن تحقیق نوشتند، دسترسی به پایگاهِ داده «اثری منفی بر کارمندانی داشت که در واحد کاری و شغلشانْ کمتر از میانه دستمزد میگرفتند» اما «هیچ اثری بر آن کارمندانی نداشت که بیش از میانه دستمزد میگرفتند».
پیغام پژوهش برای آن اقتصاددانان این بود که کارفرمایان «مشوقی قوی دارند» که دستمزدها را مخفی نگه دارند. با فرض اینکه کارمندان ایالت کالیفرنیا نمایندۀ جامعۀ بزرگتر هم هستند، این آزمایش یک نتیجهگیری وسیعتر و دلهرهآورتر هم داشت. در جامعهای که بهرهمندیهای اقتصادی در رأس هرم متمرکز شدهاند (به بیان دیگر، جامعهای مثل ما)، هیچکس برنده نیست اما انبوهی بازندهاند.
کیت پین، روانشناس، آن لحظهای در خاطرش مانده که فهمید فقیر است. کلاس چهارم بود، در صف کافهتریای دبستانش در غرب کنتاکی ایستاده بود. پین پول غذا نمیداد (درآمد خانوادهاش آنقدر کم بود که شرایط دریافت ناهار رایگان مدرسه را داشت) و صندوقدار معمولاً با دست اشاره میکرد که رد شود. اما آن روز خاص، یک نفرِ جدید پشت صندوق نشسته بود و آن خانم از پین یک دلار و ۲۵ سنت خواست، که پین نداشت. او شرمنده شد. ناگهان متوجه شد با بقیۀ بچههایی که آن اطراف میپلکند و پول نقد در جیبشان دارند فرق دارد.