آیا میتوان همسر بیوفا را بخشید، میشود بیوفایی را فراموش کرد ؟ چطور مطمئن شویم که همسرمان پشیمان است و سعی در اصلاح رابطه دارد؟
برای هر فردی تجربه بیوفایی از سمت شریک زندگی بسیار سخت و ناگوار است. تحمل این شرایط برای هر کسی آسان نیست و به همین دلیل است که آدمها متفاوت عمل میکنند در این شرایط. روابط انسانی بسیار پیچیده است و وقتی گره ای در آن میافتد پیچیدهتر هم میشود.
بنابراین با ارائه یک نسخه برای همهی بیوفایی ها مرتکب بزرگترین اشتباه شدهایم.
با این مقدمه میپردازیم به شرایط این خانم، از گفتههایشان مشخص است که دوست دارد ادامه بدهد اما میخواهد مطمئن شود که دیگر خطایی زندگیش را تهدید نمیکند. بیایید یک بار و برای همیشه متصور شویم که رابطه مشترک هر کسی میتواند دستخوش چنین تهدیدی باشد.
بدین معنی که ما نمیتوانیم و قادر نیستیم آینده را پیشبینی کنیم، هیچ چیز در جهان هستی برای انسان قابل پیش بینی نیست. همه چیز در حال تغییر است. پس چه کنیم؟ جواب اینست شرایط زندگی خود را به نحوه قابل اطمینان بسازیم.
درست شبیه مهندس سازهایی که تمام جوانب و زوایای مورد احتمال فرو ریختن پلی را که میخواهد طراحی کند میسنجد ولی در نهایت نتیجه بطور قطع دست او نخواهد بود.
این بدین معنی نیست که اعتماد نکنیم.رابطهی زخم خورده هیچگاه شبیه اولش نخواهد شد. فردی که بیماری قلبی دارد و مجبور به جراحی عمل قلب باز است.
می تواند به زندگی برگردد اما قلبش دیگر آن قلب سابق نیست.این دو نکته بسیار مهم است و به تفکر منطقی درباره چنین موقعیتی به ما کمک میکند.بخشیدن امری کاملا اختیاریست.
اما نکتهی حائز اهمیت به موقع بخشیدن است. بخشیدن بدون حرف زدن درباره موضوع، بدون ترمیم رابطه، بدون تلاش برای تغییر سرانجامی جز خیانت دوباره ندارد. بخشیدن باید بعد از انجام پروسهی التیام باشد. فراموش کردن کار سادهایی نیست. ممکن است حتی شدنی نباشد. اما پذیرش شدنیست.
پذیرش اینکه در زندگی من گرهایی ایجاد شده و من در تلاشم تا آنرا بپذیرم. حالا چطور متوجه شویم فرد خاطی در حال تلاش برای اصلاح رابطه است؟