شنیدن احساسات کسی که روبرویمان نشسته و خود را جای او گذاشتن یعنی همدلی
کردن با او، یعنی درک احساسات و عواطف یک اصل مهم در سازگاری رابطه هاست
اما این شنیدن و همدلی کردن خود باید از کودکی آموخته شود.
خانواده
ای که از مهارت درک هیجان و احساسات دیگران چیزی نمی داند یا ضعف های عمده
ای در این باره دارد نباید انتظار داشته باشد فرزندش بتواند دیگران را درک
کند. متأسفانه امروز تسرّی این رفتارها را از خانواده به جامعه هم می بینیم
و نتیجه اش ظهور روزافزون آدم هایی است که تنها به فکر منافع شخصی خود
هستند. کسانی که وقتی صحبت از همدلی و یکرنگی به میان می آید گویا سخن پرت و
پلا، بی قاعده و منطق و عبارت مسخره ای را برزبان آورده ایم. همه گیر شدن
توقف در خود و بی اعتنایی به دیگران در جامعه زنگ خطری برای همه ماست چون
اساسا چه بخواهیم چه نخواهیم همه ما روی یک قایق نشسته ایم و پیش می رویم و
سوراخ کردن این قایق به ضرر همه تمام خواهد شد.
اما ما در این جا
بحث مهارت توجه به دیگری، همدلی و درک هیجان ها، عواطف و اندیشه های دیگران
را صرفا از زاویه و حیطه خانواده بررسی می کنیم و تأکیدمان هم بر والدین
است. پدر و مادرانی که قرار است فرزندانی با روان و ذهن سالم تحویل جامعه
بدهند. تردید نکنید درک احساسات و عواطف دیگران نیازمند آموزش است که باید
از دوران کودکی به فرزند آموخت. ما در این جا به چند نکته که یک والد می
تواند در نهادینه سازی همدلی، محبت و توجه به دیگران در ذهن کودک خود داشته
باشد اشاره می کنیم .
از ظرفیت بازی ها در نمایش هیجان و عاطفه بهره ببرید
والدین
باید به خاطر داشته باشند که از 3 سالگی فرزند خود را به صورت آگاهانه با
احساسات و هیجان های مختلف آشنا سازند. شما می توانید به وسیله بازی کردن و
مواجهه کودک با احساسات اصلی به او کمک کنید تا نسبت به آن ها آگاه شود و
تمایز بین هیجان ها را درک نمایند. هیجان هایی مثل غم، عصبانیت، خشم، شادی،
ترس، اضطراب و نفرت. مثلا اگر فرزند دختری در خانه دارید با او خاله بازی
کنید و به طور نمایشی به خانه او بروید و درباره اتفاقاتی که در طول روز
داشته اید با او صحبت کنید. گاهی غمگین شوید و ماجرای ناراحت کننده ای را
بیان کنید و گاهی شاد شوید و ماجرای طنز آمیزی را برایش تعریف کنید تا
احساسات و عواطف و درک کودک را درباره آن موقعیت ها شناسایی کنید.