« نیکلاس کار» درباره کتابش با عنوان « کم عمق: چطور اینترنت مغز ما را تغییر میدهد» از تاثیر فرسایشی تکنولوژی بر توانایی تمرکزش مینویسد:« زمانی من یک شیرجه رو عمیق در دریای کلمات بودم، اما حالا با جت اسکی روی آنها اسکی میکنم».
روانشناسان هم از تاثیر عمیق این رخداد بر شیوه تفکر و مغز ما سخن میگویند. نخستین تاثیرش همانطور که نویسنده کتاب تحسین شده کم عمق میگوید بر توانایی تمرکز ما است. حالا زندگی ما و مغز ما چنان به تکنولوژی وابسته است که نمیتوانیم برای چند لحظه مناسب فکر آنها را مغزمان بیرون کنیم. محققان در تحقیقی دریافتهاند، نسلی که در آستانه قرن بیست و یکم به سن و سال نوجوانی رسیده از سالمندان فراموشکار تر است. انتقال اطلاعات از ذهن خودآگاه به حافظه بلندمدت نیازمند فرآیند با همراهی زمان و تمرکز حواس است.
ما درباره اطلاعات براساس اهمیتشان دوباره میاندیشیم و در مغزمان آنها را میشنویم و آن را از طریق موضوعات مرتبط به یاد میآوریم. اما اگر حواس ما در طی این فرایند مرتبا توسط اطلاعات جدید و متناقض پرت شود چطور؟ یک مطالعه که توسط دانشگاه کلمبیا انجام شده نشان میدهد، وقتی مردم فکر میکنند میتوانند اطلاعات را از روی اینترنت به دست بیاورند، دیگر تمایلی برای به خاطر سپردن آن ندارند. اما این تاثیر تنها به اطلاعات ختم نمیشود و آنطور که مشخص شده تکنولوژی حتی مغز ما را هم تغییر میدهد. در حالیکه به نظر میرسد جهان مجازی به ما کمک کرده تا تبدیل به موجوداتی چند وجهی و چند مسئولیتی شویم، اما این رخداد قیمت خودش را دارد. مثلا تحقیقات اخیر به وسیله MRI نشان داده مغز افرادی که زیاد به اینترنت سروکار دارند، شبیه مغز کسانی است که به مواد مخدر معتادند.
مطالعه MRI نشان میدهد که چطور جستجوی اینترنتی سیستم شبکه عصبی مغز را درگیر میکند. عکس سمت چپ فعالیت مغز در هنگام خواندن کتاب را نشان میدهد و عکس سمت راست فعالیت مغزی فرد در حین جستجوی اینترنتی. فعالیت نخست اعصاب کمتری را به طور عمیق و فعالیت بعدی اعصاب بیشتری را به طور سطحی درگیر میکند. مطالعه نشان میدهد این رخداد باعث تغییر در ارتباطات عصبی مغز ما از نظر فیزیکی میشود.
بسیاری از افراد در این دنیای رنگارنگ هستند که شاید بنوعی موج منفی و یا انرژی منفی داشته باشند و یا جزء آن دسته از افرادی محسوب شوند که دیگران از آن ها خوششان نیاید.
بسیاری از افراد در این دنیای رنگارنگ هستند که شاید بنوعی موج منفی و یا انرژی منفی داشته باشند و یا جزء آن دسته از افرادی محسوب شوند که دیگران از آن ها خوششان نیاید، البته این خوش نیامدن تنها به انسان های موج منفی اختصاص ندارد و ممکن است سلیقه باشد ، بطور مثال خود شما با یک سری از افراد راحت هستید و خوش رفتار و با برخی دیگر اصلا نمی دانید که چرا از آن ها خوشتان نمی آید و از آن ها فاصله می گیرد.
اما نکته ای که باید به آن توجه کرد این است؛ همه ما اشرف مخلوقات هستیم ، همه انسان هستیم و پروردگارمان به خلق کردن ما افتخار می کند، پس بهترین کار این است که برای احساسات و نحوه رفتار خود راه حلی بیاندیشیم حتی اگر از طرف مقابلمان زیاد خوشمان نیاید.
افراد باهوش در این زمینه تبحر و روش های خاص و جالبی دارند.
در همین راستا ما قصد داریم تا راهکارهای طلایی باهوش ها در برخورد با انسان هایی که از آن ها خوششان نمی آید را برای شما مطرح نماییم، پس اگر می خواهید مانند افراد باهوش حرفه ای عمل کنید این مطلب را از دست ندهید.
ما در جامعهای قضاوتگر زندگی میکنیم که پُر از افرادیست که مدام دیگران را قضاوت میکنند؛ کافیست خبرخوان رسانهی اجتماعیتان را بالا و پایین کنید. خیلی از ما دیگر نمیتوانیم بپذیریم که اگر کسی با نظر ما مخالف بود ایرادی ندارد.
اصلا اگر کسی به شیوهای مودبانه با نظر ما مخالف بود و همچنان دوست ما باقی ماند خیلی هم خوب است. اینکه همیشه گفتهاند: متضادها همدیگر را جذب میکنند کاملا درست است. متاسفانه دنیای امروز متحول شده و ما به جای اینکه به عقیدهی مخالف احترام بگذاریم، با تایپ کردن چند کلمه، فرد مقابل را منهدم میکنیم و وقتی هم این کار را کردیم با افتخار سینه جلو میدهیم و این کارمان را به همهی دنیا اعلام میکنیم!
بسیاری از ما حتی نمیدانیم چقدر دیگران را قضاوت میکنیم. نامزد دوستمان را قضاوت میکنیم، زنی را که دهها کیلو از وزنش کم کرده قضاوت میکنیم، زنی را که موفق نشده ده کیلو از وزنش کم کند قضاوت میکنیم و ... . این لیست هرگز انتها ندارد اما باید تمامش کنیم. سوال این است که چرا چنین میکنیم؟
رسانههای اجتماعی مسموم
اگر از رسانههای اجتماعی به درستی استفاده کنیم شیوهای کاملا مفید برای حفظ ارتباط با خانواده و دوستان هستند. متاسفانه این روزها رسانههای اجتماعی دنیایی آزاد شدهاند که میتوانیم پشت مانیتور پنهان شویم و هر چه میخواهیم بگوییم. رسانههای اجتماعی پُر شدهاند از کسانی که کاملا غریبهاند و با تازیانههای کلامی خود دیگران را قضاوت میکنند، صرفا به این دلیل که نگاه و عقایدی متفاوت دارند.
تصور کنید یک روز صبح که از خواب بیدار شده اید، می توانید ببینید و بشنوید و نفس بکشید، اما نمی توانید هیچ حرکتی داشته باشید. اعضای بدن شما منجمد شده، سرتان سنگین است و حتی نمی توانید انگشت های پایتان را تکان دهید. بعد ز گذشت دو دقیقه همه چیز به حالت عادی برگشته و می توانید بدن خود را کنترل کنید.
این حالت وحشتناک به نظر می رسد، اما در حقیقت همان فلج خواب sleep paralysis است؛ فلج خواب شرایطی است که به طور موقت حرکت کردن را غیر ممکن می سازد. طبق آمار بیش از 50 درصد بزرگسالان حداقل یک بار در طول عمر خود فلج خواب را تجربه می کنند.
علت فلج خواب چیست؟
کم خوابی یکی از مهم ترین عوامل فلج خواب است. افرادی که دچار کم خوابی هستند، بیش از دیگران در معرض ابتلا به فلج خواب هستند. دانش آموزان، افراد مبتلا به بیماری های روحی و روانی یا حتی خانم هایی که به تازگی مادر شده اند، بیش از دیگران در معرض ابتلا به این شرایط هستند. به علاوه مهم ترین گروهی که دچار فلج خواب می شوند، افرادی هستند که به نارکولپسی narcolepsy یا حمله خواب دچار هستند.
بختک چرا اتفاق می افتد؟
به گفته دکتر گری زامیت Gary Zammit، مدیر اجرایی موسسه اختلالات خواب، سه نوع عضله در بدن وجود دارد: عضله قلب، عضله های صاف که در اندام های داخلی بدن وجود دارند و بدون کنترل و خواست شما حرکت می کنند و عضله اسکلتی که اندام و سایر بخش های بدن را حرکت می دهند. در زمان فلج خواب قلب و عضله های صاف به درستی کار می کنند، اما شما کنترل عضلات اسکلتی را از دست داده اید.
زمانی که در هر ساعتی از شب بیدار می شوید و احساس فلج شدن می کنید، زمانی است که در مرحله REM خواب هستید یا ممکن است در مرحله سوم خواب (زمانی که رویا می بینید) این اتفاق بیفتد. در زمان REM در خواب بدن ما فلج شده است بنابراین نمی توانیم خواب هایی را که می بینیم اجرا کنیم. زمانی که فلج خواب رخ می دهد در حقیقت شما هنوز در مرحله REM هستید و بدن هنوز فلج است، در حالیکه مغز شما بیدار شده است.