در این مطلب با رنگ هایی که تاثیر منفی روی احساسات دارند و نباید در رنگ آمیزی خانه به کار برده شوند بیشتر آشنا شویم
رنگ هایی با تاثیر منفی در دکوراسیون داخلی
مردم معمولا رنگ ها را بر اساس سلیقه شخصی یا هماهنگ با رنگ دیگر وسایل خانه انتخاب می کنند. اما هنگام انتخاب رنگ باید تاثیر آن روی احساسات مان را نیز در نظر بگیریم. بعضی رنگ ها مثل خاکستری بعد از یک روز طولانی و پر استرس حس خوبی به ما نمی دهند و حتی باعث ایجاد احساس خستگی و افسردگی می شوند.
زرد روشن
رنگ زرد به بعضی افراد احساس اضطراب می دهد. درست است که این رنگ ویژگی های خوبی نیز دارد اما استفاده از آن در اتاق کمی تند و خشن است.
قهوه ای مایل به قرمز سوخته
مراقب باشید که این رنگ را با رنگ قرمز بورگاندی اشتباه نگیرید. رنگ قهوه ای یک رنگ آرام بخش است اما وقتی ترکیبی از رنگدانه های قرمز در آن وجود داشته باشد باعث ایجاد احساس اضطراب و عصبانیت می شود. به علاوه چون یک رنگ گرم و تیره است فضا را کوچک تر نشان می دهد.
زرد آفتابی
این رنگ صرف نظر از این که به دکوراسیون پاییزی جلوه زیبایی می دهند اگر در به کار بردن آن زیاده روی شود ذهن را بیش از حد تحریک کرده و باعث سردرد می شود.
تعقیب مفاهیم کمال گرایی به طور مداوم می تواند به سلامت روانی شخص به طور جدی آسیب برساند.
کمال گرایی به عنوان “ترکیبی از استانداردهای شخصی بیش از حد بالا و خود ارزیابی بیش از حد انتقادی” تعریف شده است.
کمال گرایی می تواند به شدت بر سلامت روحی و جسمی شخص تأثیر بگذارد. مطالعات نشان می دهند که کمال گرایی ارتباطات هشدار دهنده با افسردگی و خودکشی دارد.
افراد کمال گرا بیش از حد خواستار رشد در زمینه اجتماعی هستند، آنها معتقدند که دیگران آنها را به شدت مورد قضاوت قرار می دهند و باید دلایل کافی برای تأیید صحت خود داشته باشند.
اضطراب، افسردگی و افکار خودکشی تنها برخی از مشکلات سلامت روانی است که متخصصان بارها با این نوع مشکلات در افراد کمال گرا ارتباط داشته اند.
به عنوان مثال، یکی از مطالعات قدیمی نشان داد که بیش از نیمی از افرادی که در اثر خودکشی جان خود را از دست دادند، توسط عزیزانشان به عنوان “کمال گرا” توصیف شدند. مطالعه دیگری نشان داد که بیش از ۷۰ درصد جوانان که در اثر خودکشی جان خود را از دست دادند، عادت به ایجاد انتظارات “بسیار زیاد” از خودشان بودند.
روند کمال گرایی مخصوصا در بین جوانان و در چند دهه گذشته افزایش یافته است، در سال های ۱۹۸۹ تا ۲۰۱۶، نسبت افرادی که ویژگی های کمال گرایی را به نمایش گذاشتند، تا ۳۳ درصد افزایش یافته است.
در یکی از مطالب قبلی عنوان کرده بودم که بین مهربانی و صداقت همیشه تنش وجود دارد: گاهی وقتی میخواهیم صادق باشیم، مهربانی را قربانیِ آن میکنیم و وقتی میخواهیم با دیگران مهربان باشیم، صداقتمان را قربانی میکنیم. پیدا کردن توازن بین این دو خیلی مهم است.
ولی اخیراً به نظرم میرسد که ارتباط بین مهربانی و صداقت آنطور که قبلاً تصور میکردم نیست. الان فکر میکنم که مهربانی بدون صداقت، مهربانیِ واقعی نیست و صداقت بدون مهربانی هم صداقت واقعی نیست. بنابراین اگر در زندگی به خودمان بهخاطر رُک و صادق بودنمان یا محبت، مهربانی و صداقتمان افتخار میکنیم، اگر میخواهیم واقعاً آنطور که هدفمان است باشیم (مثلاً صادق یا مهربان)، باید به آن یکی موضوع هم بپردازیم.
مهربانی بدون صداقت مهربانی واقعی نیست
توضیح دادن این احتمالاً آسانتر از آن دیگری است. اگر برایمان مهم است که با آدمهای زندگیمان خوب باشیم و تلاشمان این است که به کسی لطمه نزنیم، ممکن است متوجه شویم که داریم صداقت را فدای مهربانیمان میکنیم. درواقع سعی میکنیم چیزهایی را که آدمهای اطرافمان از ما میخواهند براشان فراهم کنیم، چه مناسب حالمان باشد چه نباشد.
مثلاً ممکن است برای کمک کردن به دیگران کار بیشتری از خودمان بکشیم و تظاهر کنیم که مشکلی نیست و میتوانیم انجام دهیم. برای اینکه به دیگران حس خوبی بدهیم ممکن است بیشتر از آنچه که واقعاً دوستشان داریم احساس نشان دهیم حتی ممکن است درمورد مشکلی که به نظرمان در فردی وجود دارد برای ناراحت نکردنشان دروغ بگوییم.
اینها همه نمونههایی از مهربانی بدون صداقت هستند و میبینیم که واقعی نیستند.
بیشتر از توان کار کردن بدون وقت گذاشتن برای مراقبت از خودمان معمولاً باعث میشود چندان خوب کار نکنیم و درنهایت مجبور شویم یکباره دست از کار بکشیم چون دیگر توان ادامهی آن را نخواهیم داشت. درمقایسه با حالتی که از همان ابتدا با صداقت حجم کاری که در توانمان است را مشخص میکردیم یا هر جا که کار برامان خیلی سخت شد به زبان میآوردیم، این وضعیت معمولاً برای اطرافیانمان بدتر خواهد بود.
مطالعه جدید نشان می دهد افراد مسن با میزان بالاتر از حد میانگین هورمون استرس موسوم به «کورتیزول» دارای حافظه مبهم تری هستند.
مطالعه بیش از ۲۰۰۰ فرد بزرگسال مشخص کرد افراد دارای میزان نسبتا بالا هورمون کورتیزول در خون شان در تست های حافظه عملکرد بدتری داشتند.
همچنین مشخص شد در این افراد در مقایسه با افراد دارای میانگین میزان کورتیزول، حجم بافت در برخی نواحی مغز کمتر است.
یافته ها اثبات نکرد که میزان بالاتر کورتیزول یا استرس روزانه به طورمستقیم به مغز صدمه می رساند. اما محققان عنوان می کنند این هورمون می تواند بر ساختار و عملکرد مغز تاثیر گذارد.
دکتر «جاستین اکویوفو چی یوگی»، سرپرست تیم تحقیق از دانشگاه هاروارد، در این باره می گوید: «کورتیزول بر عملکردهای متفاوت زیادی تاثیر می گذارد از اینرو بررسی کامل نحوه تاثیر میزان بالا هورمون بر مغز مهم است.»
کورتیزول در واکنش به استرس از طریق غده های آدرنال ترشح می شود. اما به تنظیم متابولیسم، فشارخون، قندخون، واکنش های ایمنی و التهاب هم کمک می کند.
هر کسی اشتباه میکند. اما کسی که کمبود اعتماد به نفس دارد، مدام دلیلتراشی میکند و برای دیگران توضیح میدهد. این افراد حتی اگر به موفقیت دست پیدا کنند باز هم خود را ملزم به توضیح دادن به دیگران میبینند.
بحث ما مساله کمبود اعتماد به نفس است. یعنی وقتی نگاه منفی در تمام امور روزانه شما جاری است، همیشه منتظر شکست هستید و از نظر احساسی، فیزیکی یا روانشناسی ضعیف شدهاید.
در ادامه چند مورد از علائم کمبود اعتماد به نفس مطرح شده است. آنها را بخوانید و سعی کنید خود را بهتر بشناسید. گام اول برای حل هر مسئلهای شناخت آن است پس قبل از هر چیز باید بدانیم علائم کمبود اعتماد به نفس چیست و افرادی که اعتماد به نفس کمی دارند چگونه رفتار میکنند؟
در جمع راحت نیستند
افرادی که اعتماد به نفس کافی ندارند، در جمع راحت نیستند. به ویژه وقتی دوست و آشنایی برای همراهی ندارند، صحبت کردن در جمع برایشان بسیار دشوار است. این افراد سعی میکنند خود را به روشهای مختلف سرگرم کنند تا از ارتباط با سایرین دوری کنند و این روزها چه چیزی بهتر از تلفن همراه برای فرار از جمع؟! اگر شما هم اینطور هستید، قدم اول را بردارید و با خود عهد کنید که در جمع با تلفنتان کار نکنید یا الکی خود را مشغول به کاری نشان ندهید.
فقط به فکر این باشید که چطور سر صحبت را باز کنید و با اعتماد به نفس حرف بزنید. به خود بگویید: «من هم مثل بقیه افراد قدرت حرف زدن و ارتباط برقرار کردن رو دارم و اگه با کسی سر صحبت رو باز کنم، حتما گفتوگوی خوبی خواهیم داشت.»