فصل پاییز علاوه بر تمام زیبایی هایش بیماری های روحی و جسمی زیادی هم با خود به همراه میاره. سرماخوردگی یکی از محصولات اصلی و درجه یک فصل پاییز هست اما علاوه بر سرماخوردگی که یک مشکل جسمی هست، بیماری های روحی زیادی هم در این فصل افراد رو تهدید می کنه.
نقش عوامل محیطی و اجتماعی در افسردگی پاییزی چیست؟
بعضی وقتها عوامل محیطی و اجتماعی در افسردگی پاییزی موثر هست. به عنوان مثال شخصی که کار و کاسبی خوبی در تابستان دارد و اوج شلوغی و درآمدش در فصل تابستان است، باشروع پاییز و رکود شغلی دچار افسردگی می شود.
برای کاهش بیحوصلگی و تنگ شدن خلق و خو در پاییز چه باید کرد؟
اگر افسردگی شدید بود باید به روانپزشک مراجعه شود. اما اگر دچار افسردگی خفیف شدید می تونین با برنامه ریزی درست در زندگی به بهبود افسردگی کمک کنین. به عنوان مثال برای زندگیتون برنامه ریزی کنین. سعی کنین کارهاتون رو به موقع انجام بدین، صبحا پیاده روی و ورزش کنین تا با نشاط بیشتری بتونین کار کنین، تغدیه و خواب خوب و کافی داشته باشین. در هفته ساعاتی رو برای تفریح در نظر بگیرین و سعی کنین از غم و استرس دور باشین
توصیههایی برای کاهش افسردگی فصلی برای مادران باردار
خیلی از خانم ها زمانی که باردار میشن به افسردگی دچار میشن. بنابراین برای کاهش افسردگی در این دوران، همسران باید به خانم شان عشق بورزند، در کارهای منزل به همسرشون کمک کنند، برنامه ها شاد و ورزشی برای همسرشون فراهم کنن، به سفر و میهمانی برن و تا جایی که می تونن به همسرشون ابراز علاقه و عشق کنن تا خانم ها از استرس و افسردگی دور بشن.
سرنوشتباوری چیست و از چه جهت اهمیت دارد؟ سرنوشتباوری یا تقدیرگرایی (Fatalism) باوری است که براساس آن تمام رویدادها و اعمال در استیلای تقدیر و سرنوشت قرار دارند. در این گرایش فرد میبایست پیامد اتفاقات را بپذیرد و بداند برای تغییر نتیجهی امور قدرتی ندارد زیرا اتفاقات و رویدادهای زندگی همه توسط قدرتی برتر تعیین میشوند که فرد کنترلی روی آن ندارد.
دیدگاه سرنوشتباور ممکن است روی همهی امور و اتفاقات تعمیم داده شود یا شکلی محدودتر داشته باشد. ممکن است موافق با جبرگرایی (Determinism) باشد، باوری که براساس آن دلیل هر اتفاق، ازجمله تمام کارهایی که میکنیم، چیزی فراتر از خودمان است. از طرف دیگر، ممکن است موافق با تعیینگرایی (Indeterminism) باشد، باوری که براساس آن همهی اتفاقها نیاز به داشتن دلیل ندارند و بعضی اتفاقات را نمیتوان با قوانین و اصول جهان توضیح داد.
تقدیرگرایی اگر تأکید داشته باشد که ما قادر به تغییر مؤثر اعمال خود نیستیم، با جبرگرایی در تضاد خواهد بود. از طرف دیگر، اگر تأکید داشته باشد که ما آزادی لازم برای انتخاب اعمال خود را نداریم با تعیینگرایی در تضاد خواهد بود.
جبرگرایی میگوید بااینکه اعمال ما توسط نیروهایی که ما هیچ کنترلی روی آنها نداریم تعیین میشوند، بااینحال همچنان اعمالمان میتوانند در تغییر نتیجهی اتفاقات مؤثر باشند. از طرف دیگر، تعیین گرایی میگوید بااینکه اتفاقاتی هستند که ما کنترلی روی آنها نداریم، ولی آزادی لازم را برای انتخاب نحوه واکنش به آنها داریم، بدون اینکه مجبور باشیم به طریقی خاص که تحتتأثیر نیروهایی فرای کنترل ما هستند واکنش دهیم.
دیدگاه سرنوشتباور میگوید اگر همهی اعمال ما توسط نیروهایی فراتر از کنترل ما تعیین میشوند، بنابراین ما مسئول اعمالمان نیستیم. اگر ما در موقعیتهایی فراتر از کنترلمان قرار بگیریم، آنوقت برای انتخاب نحوهی واکنش به آن آزاد نیستیم. این با نظریهی ارادهی آزاد (اختیار) در تضاد است که میگوید ما برای انتخاب اعمالمان آزادیم و اعمال ما توسط نیرویی مستقل از ارادهی خودمان از پیش تعیینشده نیستند.
مطالعات نشان میدهد که عزت نفس پایین و تصویر ضعیف از خودمان باعث مشکلات زیادی برایمان میشود و میتواند همهچیز را تحتتأثیر قرار دهد. در ادامه، رایجترین دلایل عزت نفس پایین را بررسی میکنیم و برای مقابله با آنها و درمان عزت نفس پایین راهحلهایی ارائه میکنیم.
می خواهید بینقص باشید
کمال گرایی یکی از مخربترین جنبههای عزت نفس پایین است. کمالگرا فردی است که با احساس شکست همیشگی زندگی میکند، زیرا با داشتن هر موفقیت چشمگیری، باز هم احساس میکند که بهاندازه کافی خوب نبوده است. انتظارات واقعبینانه از خودتان داشته باشید. آگاهانه به این فکر کنید که اهداف شما چقدر واقعبینانه و منطقی هستند و پیش از تلاش برای آنها، بهیاد داشته باشید که زندگی همیشه عالی نیست.
توجه داشته باشید که تفاوت زیادی میان «شکستخوردن در چیزی» و «فردی بازندهبودن» وجود دارد. این دو را باهم اشتباه نگیرید. خود را بهخاطر مشکلات کوچک ناراحت نکنید. افراد کمالگرا تمایل دارند که مشکلات بسیار کوچک را نیز تحلیل کنند. آنها فراموش میکنند که باید به تصویر کلانتر توجه کنند و به آن افتخار کنند.
بیشازحد حساس هستید
آیا شما هم نشانه های فرد حساس را دارید؟ حساسیت بیشازحد یکی از دردناکترین جنبههای عزت نفس پایین است. اگر از انتقاد عصبانی میشوید یا با هر حرف مستقیمی احساس نابودی میکنید، مهم است که از میزان حساسیت خود بکاهید.
به فکر درمان عزت نفس پایین خود باشید و با کمک گرفتن از موارد زیر، وضعیت را تغییر دهید. به حرفی که زده میشود با دقت گوش کنید. بهاینترتیب، قبل از اینکه احساس خاصی به شما دست بدهد میتوانید ارزیابی کنید حرفی که زده میشود درست است یا خیر. موضع خود را حفظ کنید.
اگر از شما انتقادی میشود که منصفانه نیست، بگویید که با آن مخالف هستید. اگر نکته درستی در انتقاد وجود دارد سعی کنید بهجای اینکه از کوره در بروید، از آن چیزی یاد بگیرد. انتقاد سازنده دقیقا چنین چیزی است؛ این امکان را فراهم میکند که از نکته ذکرشده استفاده کنید و خودتان را برای بهترشدن تغییر دهید.از آن بهسادگی عبور کنید. پاسخدادن مکرر به چیزی که شما را ناراحت کرده است، تنها باعث میشود که این موضوع بیشتر در ذهن شما جا بگیرد؛ چیزی که هیچ کمکی به شما نمیکند.
افکار شما احساساتتان را تحت تأثیر قرار میدهند. شیوه تفکرتان این قدرت را دارد که بهنوعی مسیر پیشرویتان را پیشبینی کند. برای مثال اگر قبل از شرکت در یک مصاحبه کاری، مدام با خود تکرار کنید که این شغل را بهدست نخواهید آورد، به احتمال زیاد، مصاحبه کاریتان هم بهخوبی پیش نخواهد رفت و درحین مصاحبه با روحیهای ضعیف و تأثیرگذاری نامناسب ظاهر خواهید شد و فرصتهای خود را خواهید سوزاند.
اگر شما هم دچار خودانتقادی مخرب هستید، اول از همه باید بگوییم که تنها نیستید. شکوتردید نسبت به خود و تواناییها، پیشبینیهای دلسردکننده درباره آینده خود و سرزنشهای درونی در بیشتر افراد شایع است. اما نگذارید که قربانی این صداهای درونی منفی بشوید. تمرینهای زیر به شما کمک میکند تا بهتر با خود رفتار کنید و قویتر بشوید:
راه های غلبه بر خودانتقادی مخرب
به افکارتان توجه کنید
ما آنقدر با صداها و نداهای درونیمان خو گرفتهایم که کمتر به یاد میآوریم چه پیامهایی برای خود میفرستیم. پس سعی کنید به دقت افکار خود را بررسی کنید. با توجه به افکارتان درخواهید یافت که از درون چه برخوردی با خود دارید و چه صفاتی را به خود نسبت میدهید یا در رویارویی با کارهای سخت و چالشهای زندگی چگونه با خود فکر میکنید.براساس برآوردها، هر فرد روزانه ۶۰ هزار فکر گوناگون در ذهن دارد. این ۶۰ هزار فکر به معنای ۶۰ هزار فرصت برای ساختن یا تخریب روحیه و شانسهای مختلف است. اگر بتوانید چگونگی دستیافتن به افکار درونیتان را یاد بگیرید، بهتر متوجه اثرگذاری آنها بر زندگیتان میشوید.
از اشتباهاتتان بگذرید
درحالیکه حل مسئله بسیار مفید و مؤثر است، اما ماندن روی اشتباهات و افسوسخوردن بسیار غلط و مضر است. اگر بارهاوبارها به اشتباهاتتان فکر کنید و نتوانید از خطاهایی که انجام دادهاید، بگذرید، روحیهتان ضعیف و ضعیفتر میشود. بهترین روش برای گذشتن از اشتباهات، فعالشدن و اقدامکردن است. یعنی کاری کنید که موقتا حواستان را از افکار منفی موجود در مغرتان منحرف کند. قدم بزنید، با دوستتان تلفنی درباره موضوعی دیگر صحبت کنید یا به سراغ انجام پروژهای نیمهکاره بروید. سعی کنید یکجا ننشینید و به اشتباه آزاردهندهتان فکر کنید و نگذارید که مغرتان با سرزنشهای متداوم خود مانند خوره شما را از درون نابود کند.
بهداشت روانی بر جنبههای مثبت رفتار و نه جنبههای صرفا کافی رفتار تاکید میکند. به بهانه هفته بهداشت روانی در این مقاله با تعریف بهداشت روانی و اصول بهداشت روانی آشنا میشویم.
هنر خوب لباس پوشیدن، چیزی بیشتر از آن است که یک لباس فقط به تن ما جور باشد.
هنر خوب زندگی کردن نیز فراتر از رفتار کردن در مجموعهای از موقعیتها و شرایط است. برای مثال برخی از افراد به خاطر فشار زندگی یا عادت به هر سو کشانده میشوند و البته افرادی هستند که خود سررشته زندگی خویش را به دست گرفتهاند.
برخی در حین کار تفریح میکنند و برخی چنان بازی میکنند که گویی مشغول کار هستند.
بهداشت روانی بر جنبههای مثبت رفتار و نه جنبههای صرفا کافی رفتار تاکید میکند. در این مقاله با تعریف بهداشت روانی و اصول بهداشت روانی آشنا میشویم.
بهداشت روانی چیست؟
بهداشت روانی را حالت سازگاری نسبتا خوب، احساس بهزیستی، شکوفایی توان و استعدادهای شخصی تعریف کردهاند. این اصطلاح برای کسی به کار برده میشود که در سطح بالایی از سازگاری و انطباق رفتاری و عاطفی عمل میکند، نه کسی که صرفا بیمار نیست. مراکز بهداشت روانی جامعهنگر با هدف سه نوع پیشگیری در جامعه فعالیت میکنند:
پیشگیری نخستین: جلوگیری از بروز اختلالهای روانی
پیشگیری ثانوی: تشخیص و درمان زودهنگام اختلالها
پیشگیری ثالث: کمک به حل معضلات و مشکلات ناشی از ابتلا به اختلالهای روانی
در روانشناسی، علاوه بر اهمیتی که برای پیشگیری قایل میشویم، به دنبال دستیابی به ویژگیهایی هستیم که سالم، سازگار و مطلوب به شمار آیند. در واقع بعد مثبت بهداشت روان که سازمان بهداشت جهانی نیز روی آن تکیه دارد، در تعریف سلامتی لحاظ شده است «سلامتی یک حالت رفاه فیزیکی، روانی و اجتماعی است نه فقط فقدان بیماری و یا ناتوانی».