قالب های فارسی وردپرس 1

این وبلاگ جهت دسترسی آسان شما عزیزان به قالب های برتر وردپرس به صورت فارسی تدوین و راه اندازی شده است.

قالب های فارسی وردپرس 1

این وبلاگ جهت دسترسی آسان شما عزیزان به قالب های برتر وردپرس به صورت فارسی تدوین و راه اندازی شده است.

در تربیت فرزندان مانند هر کار دیگر با مشکلاتی روبرو خواهیم شد . اگر والدین از روش های صحیح تربیتی آگاه باشند ، باتمرین و به مرور زمان تجربه و مهارت آنان افزایش خواهد یافت ودرتربیت فرزندشان موفق تر خواهند بود.


آنچه در زیر می آید ، برخی اصول تربیتی است که برای آشنایی مقدماتی مطرح می گردد
۱) درکوتاه مدت انتظار پیشرفت زیادی نداشته باشید
۲) توقع خود را کم کنید و پیشرفتهای کوچک را نیز در نظر بگیرید
۳) در هرزمان تنها روی یک مشکل تمرکز نمایید
۴) با دید مثبت نگاه کنید و هرگز از تحسین کودکتان غافل نباشید
۵) اهدافی را که در نظر دارید، بانیازهای کودکتان منطبق نمایید
۶) مادران و پدران لطفا هماهنگ عمل نمایید

تربیت فرزندان, اصول تربیتی, رفتار با کودکان

با کودکان پرخاشگر چگونه رفتار کنیم؟
امروز هر یک از ما اگر خودمان را ارزیابی کنیم متوجه می شویم که هر روز به نحوی این گونه از فرزندانمان انتقاد می کنیم در حالیکه متوجه نیستیم اثرات سوء این انتقاد در آینده چه پیامدهایی به همراه خواهد داشت . در این گونه مواقع ، عیب جوئیها ، نق زدن نها ، تحقیر نمودن ها ، اهمیت ندادن های شما و ... موجب عدم شکل گیری شخصیت واقعی خوب کودک ، نوجوان و یا جوان خواهد شد

در مقابل کودکی که می‌خواهد هر چیزی را به زور و با جیغ و فریاد به‌دست آورد، باید چه رفتاری داشت؟
- نباید به جیغ‌های آنها اعتنا کرد. وقتی یک کودک با جیغ‌زدن یا پرخاشگری به خواسته‌های خود می‌رسد چون از این رفتار خود امتیاز و پاداش می‌گیرد و برایش لذت‌بخش است، بنابراین می‌آموزد که این رفتار را تکرار کند. اگر پدر و مادر به جیغ‌‌زدن فرزندان خود توجه کنند، این رفتار را در او تقویت می‌کنند.

• چه راهکاری برای جلوگیری از این رفتارها پیشنهاد می‌کنید؟
در چنین وضعیتی باید از تکنیک نادیده گرفتن، استفاده کرد. یعنی وقتی یک کودک تلاش می‌کند فراتر از قوانین و مقرراتی که برایش وضع شده، امتیازی بگیرد ما باید از تکنیک نادیده گرفتن استفاده کنیم. یعنی در کنار او هستیم ولی نه به او نگاه می‌کنیم نه با او حرف می‌زنیم، فقط خودمان را مشغول می‌کنیم بدون این‌که با او ارتباط برقرار کنیم. این طوری کودک متوجه می‌شود بدون ارتباط با پدر و مادر، هیچ لذتی برایش وجود نخواهد داشت. اگر این کار را ادامه دهیم رفتار ناپسندش را ترک می‌کند.

تربیت فرزندان, اصول تربیتی, رفتار با کودکان

رفتار با کودکان لجوج
 بسیار پیش می‌آید که والدین دو اشتباه متوالی انجام می‌دهند و کودک خویش را به سمتی هدایت می‌کنند که با لجاجت و گریه و سر و صدا به هدفش برسد.

۱- کودک را از چیزی که ضرر جدی یا مشکل خاصی ندارد محروم می‌کنند (یا به دلیل تنبلی خودشان، یا به این دلیل که به اشتباه فکر می‌کنند آن مسئله مشکل ایجاد می‌کند.)

۲- پس از اینکه کودک اندکی سر و صدا کرد آن را به او می‌دهند.
وقتی اولین بارها این اتفاق می‌افتد کودک می‌آموزد که لجاجت کردن با چاشنی سر و صدا و گریه، راه مناسبی برای رسیدن به خواسته‌هاست. تا اینکه بعد از مدتی دیگر راهی بهتر از این نخواهد شناخت.


برای این که کودک شما دچار این رفتار نشود باید به چند نکته توجه داشته باشید:
۱- هرگز به خاطر بی حوصلگی یا تنبلی، او را از چیزی که برایش ضرری ندارد، محروم نکنید.
۲- اگر تشخیص دادید چیزی را نباید در اختیار او بگذارید یا کاری را نباید برایش انجام دهید، با اصرار و گریه او نباید بی‌حوصله شوید و حرفش را گوش کنید.
۳- اگر می‌خواهید از حرف خود برگردید باید راهی انتخاب کنید که کودک متوجه شود به خاطر گریه او از تصمیم خود برنگشته‌اید.

اگر کودک شما به هر دلیلی الآن دچار این حالت شده است یکی از راه حل ها این است که
اولا: منطقی باشید و بی‌دلیل حرفی نزنید که مجبور شوید (به خاطر نداشتن دلیل محکم) از آن برگردید.
ثانیا: اگر بند قبل را رعایت می‌کنید، می‌توانید این مرحله را هم اجرا کنید. اگر کودک شما برای چیزی که به صلاحش نیست، شروع به گریه و لجاجت کرد، باید تحمل کنید. برای این کار بهتر است موقعیتی را انتخاب کنید که مهمان ندارید یا مهمانی نیستید، چرا که گریه کودک شما ممکن است حوصله دیگران را به سر ببرد و آنها از به حمایت از او برخیزند و کار شما را خراب کنند.

منبع

- تره به بذرش می ره و حسنی به باباش!
رویا خانمی 47 ساله و فرزند دوم خانواده است که چهار برادر دارد و مانند آنها عاشق ورزشی های رزمی، صخره نوردی و موتورسواری است. وی می گوید: «تمام وقتم را با برادرانم و دوستان آنها سپری می کردم و از کارهایی که دخترانه نبودند، نمی ترسیدم. همیشه فکر می کردم اگر روزی دختری داشته باشم باید مثل خودم خشن و کله شق باشد اما الان سه دختر دارم که دو نفر آنها با این نظر من موافق نیستم. من آنها را به کاری وادار نمی کنم اما هنوز هم فکر می کنم دخترها باید مثل پسرها باشند!»
این تصور نادرست که هر فرزندی باید شبیه پدر و مادرش باشد، بسیار رایج است اما باید در نظر داشت که محیط خانواده تنها عامل شکل گیری شخصیت فرزندان نیست!
 
2- کودک ما باهوش و با استعداد است!
شرایط امروز برای پدر و مادر بودن عادی نیست. یکی از دلایل آن، تمایل کمتر خانواده ها به بچه دار شدن و در نتیجه کاهش تعداد بچه ها و افزایش حساسیت والدین روی آنهاست. بی شک در خانه ای پر جمعیت، والدین کمتر فرصت پیدا می کنند به یکی از فرزندان توجهی خاص داشته باشند؛ اما پدر و مادری که فقط یک فرزند دارند، تمام آمال خود را روی همان یک فرزندشان متمرکز می کنند و از او انتظار دارند باهوش و با استعدادتر از دیگران باشد و در هر مرحله ای از زندگی اش به موفقیت برسد.
 
3 - بچه است دیگر!
وابستگی سبب می شود همیشه کوچکترین فرزند خانواده را «بچه» ببینیم؛ حتی وقتی خودش پدر یا مادر شده است! در یک مطالعه نشان داده شد که 70 درصد مادران کوچکترین فرزندشان را به طور متوسط هفت سانتیمتر کوتاه تر از قد واقعی اش می بینند! اما پس از تولد فرزند بعدی این توهم آنها از بین می رود و فکر می کنند فرزند قبلی ناگهان رشد سریعی کرده است؛ در واقع همیشه کوچکترین فرزند در ذهن پدر و مادر «بچه» می ماند.
 

منبع

آنها معتقدند که موثرترین تنبیه، عدم تایید فرزند (البته به صورت موقت) است که همیشه باید همراه با توضیحات کافی به فرزند باشد که چرا این عدم تایید به وجود آمده و راه رفع آن چیست.


17. اول گوش می‌کنند، بعد حرف می‌زنند
قبل از آنکه حرف بزنند به صحبت‌های فرزندشان گوش می‌کنند. هر چه بیشتر گوش می‌کنند فرزندشان بیشتر برایشان تعریف می‌کند و این یک مکالمه موثر محسوب می‌شود. آنها می‌دانند که اعتماد به نفس، سنگ بنای سلامت عاطفی و روانی است و فرزندشان در صورتی اعتماد به نفسی محکم و پایدار پیدا می‌کند که خودش انتخابگر باشد و تحت نظارت والدین، خودش تصمیم بگیرد. وقتی می‌خواهند رفتار منفی او را تصحیح کنند لااقل دو رفتار را پیشنهاد می‌کنند تا خودش انتخاب کند.

18. اهدافی را که در نظر دارید، بانیازهای کودکتان منطبق نمایید
اهداف خود را متناسب با سن ، شخصیت ، توانایی ، رشد عقلی و شرایط محیطی فرزندتان تعیین نمایید .همه کودکان در یک سن خاص وارد مرحله مشابهی نمی شوند و میزان آموزش پذیری آنها نیز به یک میزان نیست. با توجه به این که همه افراد یکجور نیستند و موقعیت ها نیز متفاوت است ، یک راه حل قطعی و مستقل برای هر مشکلی وجود ندارند . راه حلی که امروز در مورد فرزندتان موثر است ، ممکن است فردا تاثیرش را از دست بدهد یا روشی که برای یکی از کودکانتان جواب می دهد، شاید برای دیگری بی فایده باشد . اگر حوصله کنید می توانید حتی روش های ابتکاری وموثرتری خلق نمایید که بنا به شرایط خاص شما طراحی شده باشد .

19. شانس دوم
«بیا، این اسباب بازی ای است که دیروز از تو گرفتم. می توانی امروز با آن بازی کنی. به قواعد بازی توجه کن.» دادن شانس دوم به کودک بسیار عالیست. حتی اگر کودک شما یک روز قوانین را رعایت نکند و به اخطارهای شما گوش ندهد، در روز بعد به او این فرصت را بدهید تا دوباره شانس خود را امتحان کند. به این ترتب به او نشان می دهید که مطمئن هستید او از عهده انجام آن بر می آید. این مساله، حس اعتماد را در کودکان پرورش می دهد.
مسوولیت پذیر بودن «درست است، تو حق داری. من اشتباه کردم. اجازه بده تا خطای خود را جبران کنم.» گاهی پیش می آید مثلا در بازی، توپ از دست شما می افتد، این گونه خطاها این فرصت را به شما می دهد تا مسایلی همچون پذیرفتن کارهای خود و درست کردن شرایط را به کودک خود بیاموزید. این کار، اعتماد به نفس کودک را نیز افزایش می دهد. والدین با این کار احساس خویشتن پذیری را به کودک القا می کنند.

20.مواظب سلامت جسمی خود باشید.

حفظ سلامتی، مزایای ماندگار جسمی و هیجانی دارد. برای مثال، داشتن یک رژیم غذایی سالم می‌تواند سطح قند خون شما را متعادل نگاه دارد و مانع از تغییرات خلق و خو گردد. همچنین می‌تواند بدن شما را سالم‌تر و احتمال بیماری شما را کمتر نماید و حس بهتری از زندگی و عمر طولانی‌تری برایتان فراهم سازد. داشتن یک برنامه ورزشی منظم نیز مزایای مشابهی دارد. به علاوه، باعث آزاد شدن اندورفین و هیجانات مثبت می‌شود و به شما در کاهش تنش‌های زندگی و کاهش سطح هورمون‌های استرس نظیر کورتیزول کمک می‌کند.

منبع

. درکوتاه مدت انتظار پیشرفت زیادی نداشته باشید:
موارد زیادی وجود دارد که دوست دارید به فرزندان خود بیاموزید ولی هیچ رفتاری با یک بار آموختن به دست نمی آید وآنان نیز همیشه برای فرا گرفتن آمدگی ندارند . آموزش نیاز به وقت ، حوصله و موقعیت شناسی دارد. اگر والدین در این کار پشتکارنداشته باشند ، خسته و بی حوصله شوند یا از کوره در روند، احترام خود را نزد فرزندان ازدست خواهند داد . در این صورت فرزندان به خواسته های آنها بی توجه خواهند شد و خود را موظف به انجام آنها نخواهند دانست . تربیت مسئولیتی یک روزه نیست، آرامش ، پایداری ومقاومت می خواهد و تا زمانی که یک اصل تربیتی حاصل شود ، فرزند شما بارها اشتباه خواهد کرد. بنابراین در کوتاه مدت نمی توان انتظار پیشرفت زیادی داشت .

2 . ارتباطتان عمیق باشد
ارتباط آنها با فرزندان‌شان بسیار عمیق و از همان سنین شیرخوارگی برقرار می‌شود. وقتی بچه‌دار می‌شوند قبول می‌کنند که اول پدر یا مادر هستند و بعد معلم، مهندس، کارمند فلان شرکت و ... و برعکس تصور خیلی‌ها که فکر می‌کنند شیرخوار چیزی درک نمی‌کند، می‌دانند که اتفاقا همه‌چیز توسط کودکان ثبت و ضبط می‌شود و بعدها همان مسایل توسط آنها بروز داده می‌شود. آنها تمام نیازهای شیرخوار را فراهم کرده و از همان ابتدا به او می‌فهمانند که تنها مشاوره خانواده ،روانشناسی خانواده - اعتماد و تکیه‌گاه او هستند. این ارتباط عاطفی عمیق به این صورت پایه‌ریزی شده و برای همیشه باقی می‌ماند.

3 . اشتباه پیش می آید
«اوه! ظرف غذایت ریخت. برو و دو تا دستمال از آشپزخانه بیاور. من به تو کمک می کنم تا آن را تمیز کنی.» به کودکان خود – حتی کودکان شلخته بیاموزید اشتباه کردن برای هر کسی پیش می آید و اشکالی ندارد. هنگام خطای کودکان به او نشان دهید که: «مامان عصبانی نیست . . . این مساله حل می شود. دنیا که تمام نشده است. همه آدم های بزرگ نیز اشتباه می کنند.»

4. تشکیل یک شبکه حمایتی
امروزه والدین کمتر از گذشته از حمایت اجتماعی برخوردارند. این واقعیت که اکنون خانواده‌ها دور از یکدیگر زندگی می‌کنند، والدین بیشتر کار می‌کنند، زمان و انرژی کمتری برای با هم بودن دارند و عوامل دیگری از این قبیل، خانواده‌ها را با منابع محدودتر و حمایت هیجانی کمتری روبرو نموده است. البته اگر برای ایجاد یک شبکه حمایتی تلاش شود، هنوز هم می‌توان از مزایای آن بهره‌مند شد. هر چند ممکن است شما نتوانید مانند گذشته از مزایای خانواده‌های بزرگ و همسایگان دلسوز برخوردار گردید امّا می‌توانید افرادی را پیدا کنید که نیازهای مشابهی داشته باشند و بدین ترتیب از حمایت‌های متقابل یکدیگر بهره‌مند شوید. وجود این گونه افراد می‌تواند به شما آرامش خاطر دهد و عوامل دخیل در افسردگی و اضطراب ناشی از فرزندپروری را در والدین تخفیف دهد.

منبع

فصل خانه تکانی است و یکی از مشکلات مهم والدین خصوصا مادران مرتب و تمیز کردن و البته تمیز نگه داشتن اتاق فرزندان خصوصا نوجوانان است.شاید بتوانیم کودکمان را به برخی از کارها وادار کنیم ولی کار با نوجوان سخت تر است....

اصلا اتاق خودمه دوست ندارم هیچوقت تمیز باشه. این خونه این همه اتاق داره. یعنی همه جا مرتب و تمیزه به جز اتاق من.
مامان تو رو به خدا دست از سرم بردار. حال ندارم. بهت قول می دم موقع سال تحویل اتاقم از همه جای خونه تمیزتر باشه...
اینها مکالمات رایجی است که کم کم از خانه ها به گوش می رسد.فصل خانه تکانی است و یکی از مشکلات مهم والدین خصوصا مادران مرتب و تمیز کردن و البته تمیز نگه داشتن اتاق فرزندان خصوصا نوجوانان است.شاید بتوانیم کودکمان را به برخی از کارها وادار کنیم ولی کار با نوجوان سخت تر است.


مادران دوست دارند در ایام خانه تکانی فرزندان حداقل در کارهای مربوط به اتاق خود دستی داشته باشند تا هم حس همکاری در آنها تقویت شود، هم مسئولیت پذیری بیاموزند و هم قدری نظم و ترتیب را بیاموزند.
فرزند شما مرتب کردن اتاقش را هر روز به روز بعد موکول می کند، اما این زمان هیچ وقت فرا نمی رسد! این چنین مخالفت هایی در بین همه ی بچه ها دیده می شود و در واقع، نشان دهنده ی مراحل مهمی از رشد کودک شماست.

در ادامه برای مادرانی که دوست دارند در فصل خانه تکانی، قدری کمک فرزندان را جلب کنند توصیه هایی ارایه می شود:
نخستین زمان ابراز مخالفت، دو سالگی است. در این سن کودک کم کم به سخن گفتن مسلط می شود و مخصوص کلمه «نه» را زیاد تکرار می کند. «بله یا چشم» لغتی است که او دیرتر به کار می گیرد. این امتناع ها، از کودکی تا نوجوانی، به دست آوردن تدریجی استقلال و عدم وابستگی را نشان می دهد. با این حال کودک همیشه به حضور و مراقبت شما نیاز دارد. تردید در گفتن «نه یا بله» حتی در مورد چیزهایی که دوست دارد، نشان دهنده ی تمایل او برای انتخاب و اینکه اطرافیان او را به عنوان فردی «بزرگ» قبول داشته باشند، است.

منبع