قالب های فارسی وردپرس 1

این وبلاگ جهت دسترسی آسان شما عزیزان به قالب های برتر وردپرس به صورت فارسی تدوین و راه اندازی شده است.

قالب های فارسی وردپرس 1

این وبلاگ جهت دسترسی آسان شما عزیزان به قالب های برتر وردپرس به صورت فارسی تدوین و راه اندازی شده است.

شاید یاد دادن آداب معاشرت به بچه ها کار سختی باشد؛ چون گاهی ناچار می شوید رفتارهای درست را بارها و بارها به فرزندتان گوشزد کنید. زمانی که فرزندتان آموخت این کار را درست انجام دهد، او را تشویق کنید، بغل کنید و ببوسید و علاوه بر این خودتان با انجام دادن این کارها برای او الگو باشید.

ورود در جمع برای اولین بار
فرزندتان باید بداند وقتی برای نخستین بار وارد جمعی می شود، حتما سلام کرده و خود را معرفی کند؛ وگرنه دیگران او را نادیده می گیرند؛ مثلا در جمع همسایگان جدید، می تواند بگوید: «سلام، اسم من ساراست. ما در طبقه اول زندگی می کنیم.»

به فرزندتان توضیح دهید وقتی می خواهد دو نفر را به هم معرفی کند، اول شخص کوچک تر را به شخص بزرگ تر معرفی کند و برای شخص بزرگ تر یک لقب بیاورد؛ مثلا بگوید: «آقای...، این دوست من ساراست.»

هنگام صحبت
کودک شما باید یاد بگیرد در زمان صحبت با دیگران دادوستد کلامی داشته باشد، نه اینکه فقط خودش صحبت کند؛ پس برای این کار لازم است:
•    با ادب و احترام به حرف دیگران گوش دهد و میان حرف هایشان نپرد.
•    فقط منتظر نباشد برای صحبت کردن نوبتش برسد، بلکه بادقت به حرف های طرف مقابل گوش بدهد.
•    از طرف مقابل سوال هایی درخصوص حرف هایی که می شنود، بپرسد تا علاقه خود را به حرف های او نشان بدهد.
•    سر میز غذا به هیچ وجه از موبایل و تبلت استفاده نکند و به جای این کار با دیگران ارتباط برقرار کند. شما هم به عنوان پدر و مادر گوشی تلفن همراهتان را کنار بگذارید و قدری به صحبت های دیگران گوش بدهید.

در زمان غذاخوردن
•    فرزندتان باید بداند در زمان غذاخوردن لازم است صبر کند تا همه در بشقاب هایشان غذا بکشند و بعد شروع به خوردن کند.

منبع

در طول تاریخ زنان همواره به عنوان پرورش دهنده نسل بعد، وظیفه رسیدگی به امور خانه و خانواده را بر عهده داشته اند. توانایی ذاتی آنان در مراقبت و نگهداری از کودکان، رسیدگی به امور منزل و تربیت نسل بعد، آن ها را به عنوان بهترین کسانی که می توانند به رتق و فتق امور خانه بپردازند، معرفی می کند.

بار اصلی مسئولیت درون خانواده هم بر دوش زنان گذاشته شده است اما در این میان روابط مادر و دختر ممکن است پیچیده تر از روابط مادر با پسر باشد. بعضی مادران دختر خود را به فرزند پسر ترجیح می دهند و برخی خلاف این رفتار می کنند.یکی از بهترین و مهم‌ترین روابطی که در این دنیا وجود دارد، رابطه میان مادر و دختر است. مادر و دختر می‌توانند بهترین دوست یکدیگر باشند و عاشقانه یکدیگر را دوست بدارند. اما گفتنی است که به انجام رساندن این کار به وقت زیادی نیاز دارد، تا بتوانید یک رابطه خوب و درست را در میان خودتان برقرار کنید. انجام این کار همچنین به صبر و بردباری زیادی نیاز دارد و باید با میل و رغبت و رضایت هر دوی شما ایجاد شود.
 
برای برقراری رابطه ای صمیمانه با دخترتان نکات زیر را به خاطر بسپارید:


پیچیدگی های رابطه با دختر نوجوان را در نظر بگیرید

در سنین بلوغ، بهترین دختران هم به موجوداتی عصبانی، عبوس و ترشرو تبدیل می شوند. لازم است در این سنین بیشتر به او اطمینان بدهید تغییرات ظاهری ای که در او به وجود می آید، ظاهرش را روزبه روز بهتر خواهد کرد. در این دوران به او آزادی بدهید و اجازه دهید از اشتباه هایش درس بگیرد. به هیچ وجه فکر نکنید سرکشی او یا اینکه متهمتان می کند، به دلیل کار اشتباهی است که انجام داده اید. اهل انتقادکردن هم نباشید و بدانید دختران به چیزهای خاصی علاقه دارند و دوست دارند آراسته باشند و گاهی لازم است برای آراسته بودن کمکش کنید. به دخترتان گوشزد کنید دختران باهوش بیشتر از اینکه حرف بزنند، گوش می دهند و می دانند در چه شرایطی باید صحبت کنند. فراموش نکنید در این دوران فرزندتان سعی می کند چیزهایی را از شما پنهان کند و باید سعی کنید به حریم شخصی او احترام بگذارید.

منبع

وقتی به نحوه رفتار پدر ومادرهای جوان امروزی با فرزندانشان نگاهی می اندازیم متوجه بسیاری از اشتباهاتی می شویم که بر چگونگی و شکل گیری تربیت کودکان شان تأثیر بسزایی می گذارد.

واقعا این موضوع جای سوال است که چرا وقتی فرزند از روی میل و کنجکاوی تمایل دارد چیزی را کشف کند و خود به چرایی یک اتفاق پی ببرد، والدین مانع آن می شوند و از رخداد چنین امر مبارکی جلوگیری می کنند؟!! کودک به محض اینکه دست به وسیله ای می زند و در پی کشف ابعاد و جنس و رنگ و ماهیت آن بر می آید، مادر سریع به سمت او می رود و آن وسیله را از دست او در می آورد که مبادا آسیبی ببیند و یا وسیله خراب شود. کودکان ما عملا با واژه آزمون و خطا غریبه هستند. بچه خوب در نظر خیلی از والدین بچه ای است که ساکت گوشه ای بنشیند بدون آنکه جیغ و فریاد کند یا بخواهد به جای جای خانه سرک بکشد.

چنین می شود که کودک ما وقتی بزرگی تر می شود با مشکلی به نام عدم اعتماد به نفس روبرو است. اما ما به عنوان والدین چه مهارت هایی را می توانیم یاد بگیریم که به رشد اعتماد به نفس فرزندانمان کمک کند؟ در این جا به چند نکته در زمینه ارتقای این امر مهم اشاره می کنیم.
 
محدودیت های فرزندتان را بپذیرید
یکی از نکات بسیار مهم در زمینه تقویت اعتماد به نفس فرزندان این است که وجود آن ها را با تمام آنچه که هستند بپذیریم. یعنی این موضوع را به عنوان والد قبول کنیم که فرزند من دارای این ویژگی رفتاری و تربیتی است. از لحاظ هوش یا توانایی فیزیکی محدودیت خاصی دارد. هرگاه والدین، فرزندان خود را با چشم واقع گرایانه نظاره کنند و در ادامه آن ها را به همان شکلی که هستند، بپذیرند، دیگر سعی در مقایسه یا عذاب دادن خود و فرزندانشان بر نمی آیند.
 
محبت تان را مشروط به نمره و نظم نکنید
محبت و مهر والدین به فرزندان باید بدون هیچ گونه قید و شرطی باشد. این جمله متأسفانه در خانواده زیاد شنیده می شود که به فرزندان خود می گویند، اگر معدلت بالای نوزده شود من تو را دوست دارم یا وقتی بچه خوبی برای ما هستی، که اتاقت را مرتب شده ببنیم یا هر وقت نمرات خوبی در درس ریاضی گرفتی حق داری من را در آغوش بگیری. تمام این جملات، گذاشتن شرط هایی است که بدون آن ها والدین محبت خالصانه را از فرزند دریغ می دارند. فرزند با شنیدن این جملات این طور تصور می کند: من زمانی بچه دوست داشتنی هستم که به ایده آل های والدینم برسم، در غیر این صورت هیچ چیز نیستم.
 

منبع

یکی از بزرگترین آرزوهای والدین آن است که کودکانشان بتوانند در جامعه به بهترین شکل ممکن حضور پیدا کنند. البته این حضور خواه ناخواه توأم می شود با ابراز نظر و عقیده کردن. حضور در جامعه یعنی بتوانیم با اعتماد به نفس واقعی، توانایی و استعدادهای پنهانی خود را به معرض نمایش بگذاریم و در برابر عقاید مخالف با خود مدیریت درستی انجام داده و به شکلی صحیح آن ها را حل و فصل کنیم.

اما برخی از کودکان قادر نیستند به راحتی در جمع حضور پیدا کنند. این کودکان با دوستان خود ارتباط صمیمی و دوستانه ای برقرار نمی کنند و به دنبال آن همیشه در اظهار نظر کردن با مشکل روبرو می شوند. والدین آن ها مدام شاکی از آنند که چرا کودک من نمی تواند حق و حقوقش را از جامعه بگیرد؟ چرا نمی تواند با اطرافیانش راحت ارتباط برقرار کند و دوست شود؟ گاهی رفتارهای این کودکان، والدینشان را به ستوه می آورد. شاید شما هم شنیده باشید که والدین اذعان می کنند کودک من توانایی های زیادی دارد اما همین که در مقابل عده ای غریبه قرار می گیرد اصلا اسم خودش را هم فراموش می کند، چه برسد به اینکه بخواهد توانایی های خود را نشان دهد. در این جا ما به چند راهکار عملی که والدین می توانند از آن برای افزایش مهارت های اجتماعی کودکشان استفاده کنند اشاره می کنیم.
 
خجالتی بودن را برچسب نکنید
یکی از اشتباهات رایجی که والدین در تربیت کودک خود مرتکب می شوند زدن برچسب کم رویی به آن هاست. هیچگاه در مقابل دیگران، کودک خود را کم رو یا خجالتی صدا نزنید. برچسب زدن این القاب شخصیت کودک را به سمت همان رفتار های قبلی خود سوق می دهد. او در ناخودآگاه خود، خود را فردی ضعیف و کم مهارت می بیند. فردی که قادر نیست با دیگران به راحتی ارتباط برقرار کرده و نهایتا فردی است که به کم رویی شناخته می شود. اگر کسی نیز در مقابل کودکتان به شما گفت فرزندتان چقدر خجالتی است، بگویید"نه باید به فرزند من زمان داده شود تا بتواند خود را با موقعیتی که در آن قرار گرفته انطباق دهد". اگر شما از آن دست والدینی هستید که خجالت کشیدن فرزند خود را مایه تمسخر و خنده قرار می دهید، بدانید که سخت در اشتباهید. گاهی برای خنده در جمع به کودکان لقب دست و پا چلفتی می دهیم. ساعاتی را با دیگران می خندیم. اما نمی دانیم که چقدر شخصیت فرزند مان را زیر پا له می کنیم و بر ناتوانایی او در برقراری ارتباط می افزاییم.

به جای کودکتان جواب ندهید
گاهی اتفاق می افتد کسی از فرزند شما سوالی می پرسد، ولی قادر نیست جواب سوال طرف مقابل را به خوبی پاسخ دهد. ممکن است در این شرایط حتی دستش را جلوی صورتش بگیرد یا خود را پشت سر شما قایم کند. در این مواقع لازم نیست شما به جای او پاسخ سوال را دهید یا حتی به جای او به خاطر پاسخ ندادنش معذرت خواهی کنید. فقط کافی است موضوع بحث را سریعا عوض کرده و او را از حالت فشار و تنش ایجاد شده خارج نمایید. یادمان باشد هر کجا که می نشینیم از نگرانی خود در رابطه با کم رویی و خجالتی بودن فرزندمان سخن نگوییم. بازگو کردن این مسئله به طور مداوم، این ذهنیت را برای فرزندمان ایجاد می کند که مشکل او بسیار مهلک و لاینحل است و از طرفی او را به خاطر عدم روابط اجتماعی صحیح اش نیز مورد مواخذه قرار ندهید.به جای سرزنش سعی کنیم که راهکارهای اساسی برایحل مشکل پیدا کنیم.

منبع

شنیدن احساسات کسی که روبرویمان نشسته و خود را جای او گذاشتن یعنی همدلی کردن با او، یعنی درک احساسات و عواطف یک اصل مهم در سازگاری رابطه هاست اما این شنیدن و همدلی کردن خود باید از کودکی آموخته شود.

خانواده ای که از مهارت درک هیجان و احساسات دیگران چیزی نمی داند یا ضعف های عمده ای در این باره دارد نباید انتظار داشته باشد فرزندش بتواند دیگران را درک کند. متأسفانه امروز تسرّی این رفتارها را از خانواده به جامعه هم می بینیم و نتیجه اش ظهور روزافزون آدم هایی است که تنها به فکر منافع شخصی خود هستند. کسانی که وقتی صحبت از همدلی و یکرنگی به میان می آید گویا سخن پرت و پلا، بی قاعده و منطق و عبارت مسخره ای را برزبان آورده ایم. همه گیر شدن توقف در خود و بی اعتنایی به دیگران در جامعه زنگ خطری برای همه ماست چون اساسا چه بخواهیم چه نخواهیم همه ما روی یک قایق نشسته ایم و پیش می رویم و سوراخ کردن این قایق به ضرر همه تمام خواهد شد.

اما ما در این جا بحث مهارت توجه به دیگری، همدلی و درک هیجان ها، عواطف و اندیشه های دیگران را صرفا از زاویه و حیطه خانواده بررسی می کنیم و تأکیدمان هم بر والدین است. پدر و مادرانی که قرار است فرزندانی با روان و ذهن سالم تحویل جامعه بدهند. تردید نکنید درک احساسات و عواطف دیگران نیازمند آموزش است که باید از دوران کودکی به فرزند آموخت. ما در این جا به چند نکته که یک والد می تواند در نهادینه سازی همدلی، محبت و توجه به دیگران در ذهن کودک خود داشته باشد اشاره می کنیم .
 
از ظرفیت بازی ها در نمایش هیجان و عاطفه بهره ببرید
والدین باید به خاطر داشته باشند که از 3 سالگی فرزند خود را به صورت آگاهانه با احساسات و هیجان های مختلف آشنا سازند. شما می توانید به وسیله بازی کردن و مواجهه کودک با احساسات اصلی به او کمک کنید تا نسبت به آن ها آگاه شود و تمایز بین هیجان ها را درک نمایند. هیجان هایی مثل غم، عصبانیت، خشم، شادی، ترس، اضطراب و نفرت. مثلا اگر فرزند دختری در خانه دارید با او خاله بازی کنید و به طور نمایشی به خانه او بروید و درباره اتفاقاتی که در طول روز داشته اید با او صحبت کنید. گاهی غمگین شوید و ماجرای ناراحت کننده ای را بیان کنید و گاهی شاد شوید و ماجرای طنز آمیزی را برایش تعریف کنید تا احساسات و عواطف و درک کودک را درباره آن موقعیت ها شناسایی کنید.

منبع