قالب های فارسی وردپرس 1

این وبلاگ جهت دسترسی آسان شما عزیزان به قالب های برتر وردپرس به صورت فارسی تدوین و راه اندازی شده است.

قالب های فارسی وردپرس 1

این وبلاگ جهت دسترسی آسان شما عزیزان به قالب های برتر وردپرس به صورت فارسی تدوین و راه اندازی شده است.

وقتی با بچه ها تنها هستید، تلویزون را خاموش کنید. صدها تحقیق به ارتباط تماشای خشونت و بروز رفتار خشن در فرد پرداته اند. و اغلب به پاسخ بله، ارتباطی بین این ها وجود دارد رسیده اند. هر فرد آمریکایی تا زمانی که به ۱۸ سالگی برسد ۲۰۰۰۰۰ صحنه ی خشونت آمیز و ۱۶۰۰۰ قتل را در تلویزیون دیده است. در این میان، این صحنه ها باعث بروز افسردگی، خشم، استرس و هیجانات منفی در فرد می شوند. مسلما هیچ یک از ما نمی خواهد عزیزانش را چاق، افسرده و در خود مانده جلوی مانیتور کامپیوتر یا تلویزیون ببیند. با این حال، با توجه به سبک زندگی روزمره ی ما به نظر می رسد تلویزیون باعث آسیب به روان ما شده است.

 

۲ 

وقتی مهمان دارید، تلویزیون را خاموش کنید. شاید خیلی از ما نیاز داشته باشیم عادت روشن نگه داشتن تلویزیون و سر زدن دائمی به گوشی های همراه را در زمان مهمان داشتن ترک کنیم. وقتی مهمان دارید، به صورت فعال به صحبت های او گوش دهید و سعی کنید از او پذیرایی کنید و با او اوقات خوشی را سپری کنید.

 

۳ 

زمان خود را مجددا مدیریت کنید. این زمان متعلق به خانواده ی شما است. اطمینان یابید که حداقل یک وعده ی غذایی را کنار عزیزان خود آماده یا صرف می کنید. زمان با هم بودن پر از شادی است. زمانی را به بازی، حرف زدن، پیاده روی، و آشپزی با هم اختصاص دهید. با هم آواز بخوانید، هنری فرابگیرید، به یادگیری زبان بپردازید و خیلی کارهای دیگر که جایی برای تلویزیون باقی نمی گذارند.

  

۴ 

زمان تنهایی بچه های خود را مجددا مدیریت کنید. باید تفاوتی بین زمان تنهایی بچه ها و زمان بودن با دوستان باشد. زمان تنهایی زمان مهمی است که کودک یاد میگیرد خود را با نقاشی، نوشتن، ساختن آواز خواندن و رقصدیدن سرگرم کند. در واقع الان زمان یادگیری و تمرین است، زمان موسیقی، زمان هنر، زمان اختراع. همه ی اینها فعالیت های ساختار یافته ای هستند که در خانه انجام می شوند.

منبع

چگونه می توان از یک دوران پر لغزش و پر از فراز و نشیب به سلامت عبور کرد؟ چطور می توان از کودکی به نوجوانی مسیر را بی خطر طی کرد و همراه خوبی شد؟

 

نوجوانی دقیقا همین دوران است، دورانی که از رویاهای دوران کودکی پا می گذاری در حقایق دوران نوجوانی. رنگ دنیای اطراف در این روزها واقعی تر می شود و پرسه زدن در افکار کودکی خنده دار می شود. والدین در این دوران با یک کودک همراه نیستند و تنها مقطعی است که پدر و مادر باید شدیدا با این تغییرات آشنا باشند و همراهی کنند. گاهی والدین به اشتباه سعی دارند با نوجوان شان مانند دوران کودکی اش رفتار کنند و او را کنترل کنند.

 

نوجوانی، دوره‌ای انتقالی و برزخ میان کودکی و جوانی به شمار می‌رود. در این دوره، نوجوان وارد حیات عاطفی خویش می‌شود و با رشد جنسی، احساس بی‌ثباتی و ناامنی در وی تشدید می‌شود. در این دوره،‌ حالت‌های روانی تازه‌ای در نوجوان پدیدار می‌شود، مانند میل به استقلال و خودمحوری. همزمان با این حالات، تمایلات جنسی نیز در نوجوان پدیدار می‌شود که این تمایلات دو وجه جسمانی و عاطفی دارد که هر کدام به ترتیب دارای کارکرد‌های مختلف هستند. همچنین در این دوره نوجوان پرخاشگر می‌شود و رفتارهای رئیس‌مآبانه از خود نشان می‌دهد. حال ببینیم، باید چه نکاتی را رعایت کنند تا نوجوان حس کند، در این دوران سخت تکیه گاه محکمی دارد.

 

رفتار شما مهم است

بسیارى از پدر و مادرها فکر مى‌کنند با بزرگتر شدن کودکانشان دیگر به عنوان مربی کاری از دست‌شان برنمی‌آید. این نظر کاملاً اشتباه است. بررسی‌های علمی به وضوح نشان می‌دهند که فرزندپروری به شیوه درست همچنان به رشد سالم فرزندان در دوره نوجوانی، دورماندن آنها از دردسرها و عملکرد تحصیلی خوب یاری می‌رساند.

 

محبت کنید

ستایش شفاهی فرزندتان و نشان دادن عواطف‌تان به طور فیزیکی را کنار نگذارید. هیچ دلیل نداریم که فکر کنیم نوجوانان از محبت بی‌دریغ پدر و مادرشان صدمه‌اى مى‌بینند. البته در صورتى که آنها را جلوى دوستانشان در آغوش نکشید!

 

همیشه باشید

بسیارى از پدر ومادر ها که در سال هاى کودکى با کار و زندگى کودکان خود همراهند، به محض بزرگ تر شدنشان خود را کنار مى‌کشند. این کار اشتباه است. هنوز هم مهم است که در زندگی فرزندتان دخیل باشید- شاید حتی بیشتر از قبل. در برنامه‌های مدرسه فرزندتان شرکت کنید. دوستان او را بشناسید. و زمان‌هایی را با هم بگذرانید.

 

فرزندپروری‌تان را با سن فرزندتان متناسب کنید

بسیاری از راهبردهای فرزندپروری که در یک دوره سنی موثر بوده‌اند، در مرحله بعدی رشد فرزندتان کارآیی‌شان را از دست می‌دهند. برای مثال بزرگتر شدن کودکان توانایی استدلالشان هم بیشتر مى‌شود و اگر چیزی که از آنها می‌خواهید، از نظرش بی‌‌معنا باشد، با شما مخالفت خواهد کرد.

منبع

به عنوان والدین نوجوانی سرکش باید استراتژی هایی در کنترل وی و کمک به او در حل مشکلش به طور شخصی داشته باشیم. به نظر کمی دشوار می آید اما راهی است که باید برویم. در این چگونه به روش های رسیدگی به این موضوع می پردازیم.

  

۱ 

مشکل نوجوان خود را تشخیص دهید. سرکش بودن طیفی از علل مختلف دارد، از مشکلات رفتاری ( استفاده از مواد مخدر، تجاوز جنسی، یا اعمال مجرمانه) تا مشکلات روانی (عزت نفس و خویشتن داری). یافتن علت آن اولین گام در برخورد با سرکشی نوجوان است. قبل از تحقیق و جست جو، با نوجوان خود دوست باشید و با او به صورت باز صحبت کنید. اگر وی اماده ی حرف زدن است، این شما هستید که باید قطعات پازل را از بین حرف هایش کنار هم قرار دهید.

 

۲ 

به دنبال شواهدی از مشکلات رفتاری باشید. این امر عبارت است از افت نمرات مدرسه، عدم علاقه به سرگرمی هایی که قبلا از آن لذت می برد و فعالیت های مشکوک.اگر چه این ها فقط نشانه ای از یک علت بزرگ تر هستند، اما به شما در کنار هم قرار دادن قطعات پازل و کمک به فرزندتان کمک می کند. از هر فرصتی برای ارزیابی اطلاعات و بررسی وضعیت فرزند خود و سازماندهی آنها در ذهنتان استفاده کنید.

 

۳ 

با دوروبری های خود ارتباط بگیرید. همسایگان و پدر و مادر دوستان فرزندتان نقطه ی خوبی برای شروع هستند. این افراد علاوه بر داشتن اطلاعات با ارزش، ممکن است در وضعیت مشابهی باشند و بتوانند به شما توصیه هایی بکنند. بیش از حد وارد رازهای آنها نشوید یا راز فرزندتان را برای آنها افشا نکنید. این کار حریم خصوصی فرزند شما را نقض می کند و مسیر بهبودی را پیچیده تر می کند.

 

۴ 

پیشرفت نوجوان خود را پیگیری کنید. همه ی بچه ها نمرات یکسانی نمی گیرند و همه در یک سن خاص با مسائل جنسی یا جنس مخالف آشنا نمی شوند. اما دانستن محل فعلی فرزندتان به شما در پیش بینی آینده کمک می کند. برخی از مشکلات لزوما نشانه ی سرکشی نیستند. شما باید اقتضای سنی و رشد فرزندتان و مشکلات بروز یافته در هر دوره را بشناسید.

 

۵ 

نوجوان عادی را بشناسید. گاهی اوقات آنچه در نظر شما مشکل است، تنها مرحله ای از رشد است. برای مثال اغلب نوجوانان به مد اهمیت می دهند. در این راستا ممکن است لباس پوشیدن وی برای شما عجیب باشد و شما آن را شورش فرض کنید. سعی کنید انتقادات خود را برای مسائل بزرگ تر و مهم تر نگه دارید. تغییر در ظاهر همیشه پرچم قرمز نیست، مگر اینکه متوجه خودآزاری وی یا افزایش یا کاهش وزن ناگهانی او شوید. در این صورت باید سریعا به دنبال علت مشکل باشید. نوسانات خلقی در این دوره طبیعی است. اما پرچم های قرمز شامل فرار از مدرسه، درگیر شدن با افراد و خشونت در خانه در هر سطحی می شود که فراتر از شورش های عادی در این دوره است.

منبع

دوران ترسناکی برای بزرگ‌کردن دختران است. براساس تحقیقی جدید در سرویس سلامت همگانی انگلستان، از هر چهار زن ۱۶ تا ۲۴ ساله بیش از یک زن به بیماری‌های روانی مبتلاست. این گروه همچنین بیش از سایرین در معرض خطر مشکلات روانی قرار دارند: زنان جوان سه برابر بیش از مردان نشانه‌های افسردگی و اضطراب گزارش می‌دهند. و در سال ۲۰۱۴ میزان خودآزاری زنان سه برابر میزانی بود که در سال ۲۰۰۷ رواج داشت.

 

خب، برای اطمینان از سلامت روانی دختران چه می‌توانیم بکنیم؟ تیم متخصصان ما ۱۰ روش پیشنهاد می‌کند.

 

فشار مدرسه را مضاعف نکنید 

«مدارس برای دسترسی به اهداف تحت فشار شدیدی هستند و بخش عمده‌ای از آن به والدین نیز منتقل شده است.» این نظر سارا کندریک است، از خیریه Place2Be که حمایت عاطفی از دانش‌آموزان مدارس را فراهم می‌کند. «و البته طبیعی است که ما والدین برای پیشرفت فرزندانمان انتظاراتی داشته باشیم. ولی خانه باید جایی امن باشد، پناهگاهی که در آن کودکان می‌دانند ارزششان خیلی بیشتر از توانایی‌های آکادمیک آنهاست.»

 

درباره قوانین استفاده از موبایل و کامپیوتر با هم تصمیم بگیرید 

به‌جای حساسیت درباره استفاده دخترتان از موبایلش، ببینید که خودتان چطور از موبایلتان استفاده می‌کنید. جین لونن، مدیر دبیرستان دخترانه ویمبلدون، می‌گوید: «گاهی دخترها تعریف می‌کنند که چطور تلاش می‌کرده‌اند چیزی به مادرشان بگویند و مادرشان درواقع گوش نمی‌کرده چون داشته با موبایلش ایمیل‌هایش را چک می‌کرده، یا موبایل با پیغام‌های جدیدش یکسره داشته وزوز می‌کرده.» او اضافه می‌کند: «ما برای استفاده از تکنولوژی در زندگی خودمان باید چهارچوب داشته باشیم.»

 

لازم است والدین با کنار گذاشتن دستگاه‌هایشان هنگام مکالمه یا غذاخوردن در این راه پیشرو باشند. لونن می‌گوید که برای استفاده از تکنولوژی قوانینی داشته باشید، ولی آنها را با هم وضع کنید. «از فرزندتان بپرسید به‌نظرش چه روشی جواب می‌دهد. به این ترتیب قوانینی می‌گذارید که برای او نیز نفع شخصی دارد و علاقه‌مند می‌شود که رعایتش کند.»

 

برای خودتان وقت بگذارید 

فراموش نکنید که مراقب خودتان و سلامت روانی خودتان باشید. «حواستان باشد که زندگی خودتان سراسر استرس و نگرانی نباشد.» این گفته جاستین رابرتز است، بنیانگذار سایت mumsnet که خودش دو دختر دوقلوی ۱۷ ساله دارد. «لازم است دختران ببینند که مادرشان برای خودش وقت می‌گذارد، به‌اندازه کافی می‌خوابد و دائما وحشت‌زده نیست. و سعی کنید همیشه در پی رژیم و مدهای غذایی نباشید. برای دختران نوجوان خوب نیست که ببینند مادرشان بیش‌ازحد سرگرم این چیزهاست، چون باعث می‌شود آنها هم دلواپس رژیم غذایی خودشان شوند؛ همان چیزی که هیچ‌کدام از ما نمی‌خواهیم.»

 

شان دهید که طبیعی است شکست بخورند 

فراموش نکنید که به آنها نشان دهید شکست اشکالی ندارد. لازم است دختران بدانند که شکست خوردن خوب است، که همه ما گاهی در زندگی‌مان شکست می‌خوریم، و این که آنچه اهمیت دارد خود شکست نیست بلکه روش کنار آمدن با آن است. «حتما شما هم نمی‌خواهید شکست چنان چیز وحشتناکی باشد که ممکن نیست اتفاق بیفتد.» این نظر رابرتز است که این‌طور ادامه می‌دهد: «سراغ چالش‌های جدید بروید، به دخترتان نشان دهید چطور باید ماجراجویی کرد. و وقتی کاری به نتیجه نمی‌رسد – چون همه کارها نمی‌توانند به نتیجه برسند – دخترتان می‌بیند که شما دوباره سر پا می‌ایستید و راهتان را ادامه می‌دهید. همه‌چیز به ایجاد انعطاف‌پذیری مربوط است که برای دخترانمان واقعا اهمیت بسیار دارد.»

 

وقتتان را با آنها بگذرانید 

هیچ کاری نکنید، و این هیچ‌کار را هم با یکدیگر انجام دهید. رابرتز معتقد است «کالای ارزشمندی به‌نام وقت خالی از فشار و نگرانی بهترین چیزی است که می‌توانید به آنها بدهید. به این ترتیب متوجهشان می‌کنید که فقط به این دلیل دارید وقتتان را با آنها می‌گذرانید که می‌خواهید در کنارشان باشید. همه ما مقصریم بابت برنامه‌ریزی‌های فشرده و نگاه مدام به ساعت، یا تلاش برای انجام دادن دو کار هم‌زمان، ولی هیچ‌چیز مهم‌تر از آن زمانی نیست که شما فقط کنار یکدیگرید، بدون هیچ برنامه‌ای.»

منبع

در این زمانه بسیار پیش آمده که دختران 25 تا 35 ساله به دلیل رابطه سالمی  که نتوانسته اند با مردان اطرافیان شان برقرار کنند با ترس از ازدواج نکردن به روان درمانگران مراجعه می کنند. اما اشکال اصلی کار کجاست؟

 

دختران مجرد چه نگاهی به مردان اطراف شان دارند؟ 

گاهی دخترانی در سنین حدود 25 تا 35 سال به ما روان‌درمانگران مراجعه می‌کنند که از نظر سنی خودشان را در معرض خطر ازدواج نکردن می‌بینند. در عین حال با این شکایت آمده‌اند که در طی این سال‌ها یا قادر به برقراری ارتباط با مردان نشده‌اند و یا اینکه با هر مردی وارد رابطه شده‌اند، بعد از دو سه ملاقات اولیه آن مرد از آنها سکس خواسته و بدین ترتیب آنها رابطه را قطع کرده‌اند و یا بعداز دو سه ماه از شروع رابطه درحالی که این دختران تازه در حال پهن کردن بساط رابطه و عشق و عاشقی بوده‌اند، آن مردان بدون هیچ توضیح قانع‌کننده‌ای آنها را کنار گذاشته و رها کرده‌اند.

 

این دختران از اینکه برای اولین‌بار در عمرشان به «مردی اجازه داده‌اند» که به‌شان نزدیک شود و حالا با چنین برخوردی مواجه شده‌اند، شدیدا احساس خسران می‌کنند و ضمن احساس خشم فراوان نسبت به آن مردان بی‌احساس و بدذات، خودشان را نیز به خاطر اینکه اساسا حاضر به برقراری ارتباطی شده‌اند که «قرار نبوده به جایی برسد» سرزنش می‌کنند.

 

به نظر می‌رسد حداقل بخشی از مساله از آنجا ناشی می‌شود که بعضی از این دختران در خانواده‌هایی بزرگ شده‌اند که با یک نگاه سیاه و سفید دختران را به دو دسته «دختران خوب» و «دختران بد» تقسیم می‌کنند. این دوپاره‌سازی صفر و صدی ظاهرا نوعی استراتژی نیمه خودآگاه یا ناخودآگاه برای محافظت از عفاف ذهنی و عاطفی و جسمی دختران است. در این ساختار تربیتی محافظتی آموزه‌هایی به دختران داده می‌شود که بتوانند نه تنها خودشان را از دست «مردان بد» در بیرون مصون دارند بلکه با دیو هراسناک هوس و میل جنسی در درون نیز مبارزه کنند و آن را تا آستانه خفه شدن کامل پیش ببرند.

 

منبع