دیزنی اعلام کرد که سرویس استریم خود را با هزینهی عضویت ماهانه ۷ دلار یا سالانه ۷۰ دلار به کاربران عرضه خواهد کرد. آنها عرضهی برنامههای تلویزیونی و فیلمهای جدید و کلاسیک را برای سرویس خود در نظر دارند. زیرمجموعهها و تولیدکنندههای مستقل متعددی در این مسیر با غول سرگرمی همکاری خواهند کرد تا سلطهی نتفلیکس را بر بازار رسانه و سرگرمی، به چالش بکشند.
تاریخ عرضهی سرویس عضویت ماهانهی دیزنی بهنام +Disney نیز توسط شرکت اعلام شد. علاقهمندان به محتوای انحصاری شرکت و عاشقان این برند قدیمی صنعت سرگرمی، میتوانند از ۱۲ نوامبر سال جاری میلادی (۲۱ آبان ۹۸) از خدمات سرویس استریم آن بهرهمند شوند. تقریبا تمامی بازارهای بزرگ جهان، برای ارائهی اولیهی سرویس دیزنی، در نظر گرفته شدهاند.
در سرویس استریم دیزنی، علاوهبر محتوای انحصاری این شرکت، تولیداتی از دنیای ابرقهرمانی مارول، استاروارز، تولیدکنندهی مشهور داستان اسباببازی یعنی پیکسار و نشنال جئوگرافی نیز ارائه خواهد شد. بهعلاوه، سری کامل سریال The Simpsons هم در برنامههای دیزنی برای سرویس جدید قرار دارد.

مدیر اجرایی دیزنی، باب ایگر در زمان اعلام خبر تاریخ رونمایی از سرویس شرکت گفت:
ما استراتژی کاملا تهاجمی را به کار خواهیم گرفت. برای موفقیت در مسیر پیش رو، باید کاملا جدی و با بهرهگیری از همهی منابع، حرکت کنیم.
دیزنی پیشبینی کرده ۶۰ تا ۹۰ میلیون نفر به عضویت سرویس آتیاش دربیایند و همچنین، سوددهی آن را نیز در سال ۲۰۲۴ تخمین زده است. برنامهریزی برای سرمایهگذاری، حدود یک میلیارد دلار در سال ۲۰۲۰ اعلام شد که در سال ۲۰۲۴ نیز ۲ میلیارد دلار دیگر به آن تزریق میشود.
تحلیلگران وال استریت، هزینهی سرویس دیزنی را کمتر از ۷.۵ دلار در ماه تخمین زدهاند. قیمت اعلام شده از سوی خود شرکت نیز نوید جذب کاربران را میدهد. درواقع، تحلیلگران میگویند قیمت اعلام شده، بسیار قابلقبول و منصفانه است و میتواند کاربران زیادی را به عضویت تشویق کند. یکی از تحلیلگران اعتقاد دارد دیزنی با تمام قدرت به رقابت وارد میشود و تصمیم دارد تا با سرعت و شدت هرچه بیشتر، سهم قابل توجهی از بازار رسانه و سرگرمی را در اختیار بگیرد.
دیزنی برای افزایش حداکثری کاربران هدف خود و توزیع محتوا در بخشهای گوناگون، با شرکتهای متعددی قرارداد همکاری امضا کرده است. آنها با Roku و سونی وارد همکاری شدهاند تا +Disney را در دستگاههای استریم و همچنین کنسولهای بازی ارائه کنند. بهعلاوه، ارائهی گستردهی دیزنی پلاس در تلویزیونهای هوشمند، تبلت و دیگر دستگاههای مشاهدهی محتوا نیز در برنامهریزیهای شرکت قرار دارد. البته، در اخبار منتشرشده، اشارهای به ارائهی دیزنی پلاس در سرویس ویدئویی آتیاپل نشده است.

اعلام خبر قیمت و تاریخ عرضهی دیزنی پلاس، در مرکز بربانک دیزنی در کالیفرنیا طی مراسمی با حضور تحلیلگران وال استریت انجام شد. در این مراسم، ویدئویی با اشاره به گستردگی بسیار زیاد محتوای موجود در سرویس، پخش شد. کلیپهای متعددی از برنامههای تلویزیونی از Frozen گرفته تا The Lion King و Avatar و The Sound of Music در ویدئوی دیزنی گنجانده شده بود.
ایگر، قبلا به تحلیلگران وال استریت اعلام کرده بود که قرارداد همکاریاش را با دیزنی، پس از سال ۲۰۲۱ تمدید نخواهد کرد. او با هیئتمدیره هم مذاکراتی انجام داد تا بهدنبال جانشین برای سمت مدیرعاملی باشند. بههرحال، تغییر رویهی دیزنی (مشهور به Mouse House) از پایگاه قدرتمندی در حوزهی تلویزیون، به غولی در صنعت استریم آنلاین، شاید آخرین اقدام و یادگار ایگر در این شرکت باشد.
مدیران اجرایی دیزنی، برنامههای توسعهای بیشتری علاوهبر دیزنی پلاس برای شرکت خود دارند. ارائهی سرویس استریم ویدئوی ورزشی +ESPN به آمریکای لاتین و همچنین توسعهی بینالمللی سرویس Hulu، مخصوص مخاطبان بزرگسال، از برنامههای توسعهای مهم هستند.
دیزنی پیشبینی میکند که تعداد مشتریان سرویس Hulu تا سال مالی ۲۰۲۴ به ۴۰ تا ۶۰ میلیون نفر برسد و در سال ۲۰۲۳ یا ۲۰۲۴، سوددهی را در بازار آمریکا تجربه کند. این سرویس اکنون ۲۵ میلیون عضو دارد و ضرر ۱.۵ میلیاردی برای سال مالی کنونی، برای آن پیشبینی شده است.

بههرحال، رویکرد کنونی دیزنی، پاسخی به روند ایجاد شده برای شبکههای کابلی خواهد بود. کاهش سرویسهای کابلی در کشورهای متعدد جهان، شبکهی ورزشی ESPN آنها و تعدادی دیگر از شبکهها را بهشدت تحت تأثیر قرار داد. همچنین، ظهور و گسترش نتفلیکس، تهدیدهایی جدی را برای آنها ایجاد کرد. غول رسانهای سیلیکونولی، ۱۳۹ میلیون کاربر در سرتاسر جهان دارد و تنها ۱۲ سال از عمر آن میگذرد.
دیزنی، زمانی به بازار استریم ویدئو وارد میشود که مخاطبان، با انتخابهای متعددی در آن مواجه هستند. همین انتخابهای متعدد، هزینههای ماهانهی گوناگونی را هم در حوزهی سرگرمیهای دیجیتال به آنها تحمیل میکند. درکنار همهی بزرگان، نام اپل و وارنرمدیا (زیرمجموعهی AT&T) هم به چشم میخورد که برنامههایی جدی برای جذب مخاطب دارند.
غول قدیمی دنیای سرگرمی، برای افزایش داراییهای خود در حوزهی محتوا، اخیرا خریدهایی را از شرکت بزرگ فاکس قرن ۲۱ انجام داده که که از میان آنها میتوان به Avatar و سریهای مرتبط با آن اشاره کرد.
دیزنی، قبلا فیلمهای جدیدی از جمله Black Panther و Beauty and the Beast را به سرویس استریم نتفلیکس فروخته بود که بلافاصله پس از اکران در سینماها، در آن شبکه پخش شد. همکاری این دو شرکت در سال جاری میلادی به پایان رسید تا دیزنی، سرویس انحصاری خود را با محتوای اختصاصیاش، تغذیه کند. هزینهی حفظ برنامهها برای پلتفرم خود شرکت تا پایان سال مالی جاری نیز ۱۵۰ میلیون دلار بیان شد.

دیزنی پلاس، بخشی از برنامههای خود را از کتابخانهی عظیم محتوای کلاسیک شرکت، فیلمهای خانوادگی قدیمی، تأمین میکند. بهعلاوه، محتوای اختصاصی ویژهی آنها همچون سریالی مبتنی بر استاروارز بهنام The Mandalorian، سریالی متمرکز بر فیلمی از مارول بهنام Loki و سریال انیمیشنی Monsters at Work مبتنی بر فیلم شاهکار دیزنی، Monsterts Inc به فهرست محتوای دیزنی پلاس افزوده خواهند شد.
بهدلیل خرابکاریهای احمقانهی رقبا در بازاریابی یکدیگر و رقابت بیمعنی بین شرکتهای فناوری بر سر اولینبودن درزمینهی 5G، راهاندازی نسل پنجم شبکهی ارتباطات بیسیم در آمریکا و فراگیرسازی آن در این کشور بهصورت برنامههایی پراکنده در دست انجام است. باوجوداین، سرعت پیشرفت نسل جدید ارتباطات در بخش دیگری از دنیا همگام با وعدههای دادهشده پیش میرود و منطقهی اقیانوس اطلس درحال قرارگرفتن زیرپوشش این فناوری است؛ بهطوریکه حتی گلههای گاو در انگلستان هم از این مزیت بهرهمند شدهاند.
بهگزارش رویترز، سیسکو (Cisco) مشغول آزمایش زیرساختهای لازم برای عرضهی جهانی 5G است که در صنایعی کاربرد دارد که بهطور سنّتی آنها را صنعتی نمیدانند؛ ولی درعینحال، به سختافزارها و نرمافزارهای پیشرفتهای وابسته هستند که روزبهروز به پیچیدگی آنها اضافه میشود. کشاورزی نیز ازجملهی این صنایع است.
درهمینزمینه، سیسکو این فناوری را در سه محیط روستایی امتحان و ارزیابی و امکان دسترسی کشاورزان این مناطق را به تجهیزات نظارتی متصل به 5G فراهم کرده است. قلادههای گردن و نیز برچسبهای هوشمندی که روی گوش نصب میشوند، دادههای بیومتریک را به ناظران منتقل میکنند تا آنها بتوانند گله را از مسافت دور رصد کنند.
یکی از سه سایتی که در این طرح آزمایشی شرکت کردهاند، مرکز نوآوریهای دقیق مهندسی کشاورزی یا مرکز Agri-EPI در شهر شپتون مالت، شهری کوچک در جنوبغربی انگلستان است که با بودجهی دولتی اداره میشود. حدود یکسوم از ۱۸۰ رأس گاو این مزرعه به قلادهها و برچسبهای 5G مجهز هستند.
این موضوع زمانی اهمیت مییابد که از گستردگی این مزارع مطلع باشید. مزارع مذکور محیطی بسیار بزرگ و گستردهای دارند و گاوها بیشتر وقتها، درحال رفتوآمد بین چراگاهها و مزرعهها هستند تا کشاورزان بتوانند آنها را راحتتر بدوشند یا معاینه کنند. سیسکو میگوید کشاورزان با استفاده از قلادههای 5G میتوانند حیوانات را در هر وقت و بدون هیچ لمس فیزیکی معاینه کنند.
علاوهبراین، قلادههای هوشمند 5G با برقراری ارتباط بیسیم با سیستم شیردوشی رباتیک به خودکارسازی فرایند شیردوشی گاوها کمک میکنند. در این روند، گاوها به میل و رغبت خود به ایستگاه نزدیک میشوند و پس از تشخیص هویت، از میان گیتهای بازرسی عبور میکنند و درکنار ربات متوقف میشوند. همهی این کارها بدون دخالت انسان انجام میشود.
آیندهای که در ارتباطات بیسیم انتظار آن را میکشیم، آیندهای شگفتانگیز و پر از رویدادهای باورنکردنی خواهد بود و کشاورزان پیش از دیگران به این آینده گام نهاده است؛ چراکه اگر آنها و محصولات آنها نباشند، انسانها همگی از گرسنگی خواهند مرد.
مارک زاکربرگ اخیرا مقالهای با عنوان «دیدگاهی با محوریت حریم خصوصی برای شبکههای اجتماعی» منتشر کرده است. بهگفتهی وی، پلتفرمِ تحت رهبری وی بر تعاملات ساده و خصوصی تمرکز خواهد کرد. یکی دیگر از موضوعاتی که کانون تمرکز این پلتفرم خواهد بود، ترکیب کارکردهای فیسبوک، پیامرسان فیسبوک، اینستاگرام و واتساپ است.
او همچنین میخواهد علاوهبر تماسهای صوتیوتصویری، گروهها، استوریها، کسبوکارها، پرداختها و خدمات تجاری، راههای دیگری هم برای تعاملِ کاربران با یکدیگر ایجاد کند. همچنین، زاکربرگ در نظری ذیل مقالهای دیگری اذعان کرده این پلتفرم باید تلاش کند درسهایی از WeChat بیاموزد. در این نظر، وی چنین گفته است:
ایکاش پنج سال پیش به توصیههای شما گوش داده بودم.
برداشت بسیاری از افراد این است که فیسبوک میخواهد بهنوعی از WeChat الگوبرداری کند و هدف نهایی این شبکهی اجتماعی این است که مانند WeChat، به اَبَراپلیکیشن تبدیل شود. این تصمیم ممکن است تصمیمی صحیح باشد؛ اما این هدف دستیافتنی است؟

اختراعات زیادی وجود دارند که فرهنگ و جامعه را متحول کردهاند: تلفن، تلویزیون، اینترنت، رایانههای شخصی، گوشیهای هوشمند و اپلیکیشنها. اکنون WeChat راه را برای مرحلهی جدیدی بازکرده است؛ مرحلهای بهنام «اکوسیستم دیجیتال». این همان چیزی است که فیسبوک قصد دارد از آن الگوبرداری کند.
فیسبوک میخواهد راههای جدیدی برای تعامل کاربران با یکدیگر ایجاد کند
برای درک بهتر اندیشههای زاکربرگ باید تلاش کنیم آرزوهای مدیرعامل فیسبوک را درک کنیم و نگاهی هم به پیشینهی WeChat بیندازیم. در چین، از WeChat با نام Weixin یاد میشود و تعداد کاربران آن در جهان، مجموعا به بیشتر از ۱ میلیارد نفر میرسد. در چین نیز، این پلتفرم سلطهی کاملی بر حوزهی رسانههای اجتماعی دارد.
نسخهی چینی این اپلیکیشن کارکردهای مختلفی دارد که در نسخهی بینالمللی، از آنها خبری نیست. سفارش غذا، ارسال و دریافت پول، خرید، پرداخت قبوض و رزرو پرواز، از جمله کارکردهای این اپلیکیشن هستند. کارکردهای WeChat در چین بهحدی فراگیر شدهاند که حتی در برخی از استانهای این کشور، مردم میتوانند تقاضای طلاق خود را ازطریق این اپلیکیشن ارسال کنند.
WeChat امکانات متعددی دراختیار کاربران قرار میدهد؛ اما میتوان اعم آنها را در یکی از دستههای زیر جای داد:
ارسال پیامهای خصوصی و گروهها ازجمله ویژگیهای WeChat هستند. ویژگی Moments نیز چیزی شبیه به دیوار فیسبوک است. امکان دیگری موسوم به People Nearby هم به کاربران کمک میکند تا با افراد جدید آشنا شوند.
کاربران WeChat میتوانند از اخبار مطلع شوند، وبلاگها را مطالعه و برندها و شخصیتهای محبوب خود را دنبال کنند. حسابهای عمومی نیز در این پلتفرم وجود دارند که امکان تعامل میان برندها و مشتریانشان را ایجاد میکنند.

امکان خرید ازطریق فروشگاههای آنلاین و حضوری WeChat برای کاربران فراهم شده است. سفارش غذا، خرید بلیطهای سینما، انتقال پول و پرداخت قبوض هم از امکانات این پلتفرم هستند. جالب است بدانید امکان پرداخت پول به هنرمندان خیابانی و خرید از فروشندگان دورهگرد و کمک به تکدیگران هم ازطریق WeChat وجود دارد.
تنسنت (Tencent) شرکتی که مالکیت WeChat را دراختیار دارد، اکنون با JD.com، یکی از پلتفرمهای تجارت الکترونیک بزرگ چین، همکاری کرده است. فعالیتهای JD.com فروش آنلاین و حضوری، تدارکاتِ فروش، کار روی کلاندادهها و بسیاری دیگر از موارد را شامل میشود.
تنسنت سرویسی بهنام «سرویس سلامتی هوشمند WeChat» را هم ارائه میکند که امکان هماهنگی ملاقات با پزشک و پرداخت هزینههای پزشکی را ازطریق حساب WeChat دراختیار کاربران قرار میدهد. تا سال ۲۰۱۷، ۳۸,۰۰۰ مرکز درمانی در چین حساب WeChat داشتهاند و بسیاری از آنها خدمات مشاورهی آنلاین را دراختیار کاربران قرار میدادند. یکسوم از آنها هم به کاربران اجازه میدادند تا هزینهها را بهوسیلهی WeChat پرداخت کنند.

اپلیکیشنهای کوچک یکی دیگر از امکانات WeChat است که از سال ۲۰۱۷، به این پلتفرم اضافه شده است. این اپلیکیشنها برنامههای کوچکی هستند که درون WeChat اجرا میشوند و کارکردها و خدمات پیشرفتهای مانند بازی، فروشگاههای آنلاین، دسترسی به دوچرخههای اشتراکی، اخذ پذیرش برای شرکت در جلسات حضوری، مدیریت روابط مشتری و تخفیفهای مختلف را ارائه میدهند.
برای مثال، در فروشگاه والمارت لازم نیست وقت خود را در صف پرداخت تلف کنید. کافی است یکی از اپلیکیشنهای کوچک در WeChat را اجرا کنید. این اپلیکیشن امکان اسکن بارکد محصولات و پرداخت هزینهی خرید را به کاربر میدهد. آلان ژانگ، خالق WeChat، در کنفرانس سالانهی این پلتفرم در سال ۲۰۱۸ اعلام کرد قدم بعدی آنها، واردشدن به عرصهی سرویسهای غیراینترنتی است.
خدماتی که در WeChat بهصورت یکجا ارائه میشوند، در غرب در قالب اپلیکیشنها و سرویسهای مختلفی مانند فیسبوک، واتساپ، پیامرسان فیسبوک، آمازون، اوبر، ونمو، اپلپِی،Deliveroo ،Epocrates ،KRY ،HealthVault و بسیاری دیگر از اپلیکیشنها دراختیار کاربران قرار میگیرند.
شراکتهای راهبردی تنسنت با دیگر شرکتها هم باعث شده هیچ رقیبی نتواند مقابل امپراتوری WeChat قد علم کند. درمقابل، فیسبوک، واتساپ و اینستاگرام به کارکردهایی همچون ارسال پیام و انتشار محتوا و بازاریابی محدود هستند.
باتوجهبه آنچه اخیرا فیسبوک اعلام کرده، این مجموعه درصدد ایجاد دو تغییر اساسی است:
۱. بهعنوان رسانهای اجتماعی فیسبوک میخواهد روی ارسال و دریافت پیام بیشتر سرمایهگذاری کند. دراینزمینه، پیامرسان فیسبوک و اینستاگرام و واتساپ با یکدیگر ادغام میشوند تا ارتباط میان کاربرانِ این سه اپلیکیشن با سهولت بیشتری برقرار شود.

۲. درزمینهی تجارت الکترونیک و خدمات پرداخت، درحالحاضر، وقتی کاربران محصولی در فیسبوک مشاهده میکنند، برای انجام خرید به آمازون یا eBay منتقل میشوند و پردازش تراکنشها نیز برعهدهی دیگر شرکتها است. بااینحال درصورت وجود سیستم خرید و پرداخت درونبرنامهای، فیسبوک میتواند خریدهای این کاربران را در چهارچوب پلتفرم خود نگه دارد. شاید یکی از دلایل ایجاد بخش بازار (Marketplace) در فیسبوک همین مسئله است.
هدف فیسبوک تبدیل به اَبَراپلیکیشنی مانند WeChat است
این الگوی تجاری جدید اجازه میدهد هرکسی بتواند محصول خود را در این شبکهی اجتماعی بفروشد. شراکت با یکی از پلتفرمهای تجارت الکترونیک نیز ازجمله گزینههای پیش روی زاکربرگ و همکارانش است. با استفاده از این راهکارها، کاربران میتوانند خریدهای خود را در محیط فیسبوک انجام دهند. همچنین، این الگوی تجاری میتواند به توسعهی سیستم پرداخت فیسبوک نیز منتهی شود؛ یعنی سیستمی برای رقابت با پیپال، اپلپِی، سامسونگپِی، مسترکارت و ویزا.

بیش از ۵۰ درصد درآمد تنست در سهماههی سوم سال مالی ۲۰۱۸ از کمیسیونِ تراکنشهای مالی بهدست آمده است. اگر میخواهید از اعداد و ارقام آگاه شوید، بد نیست بدانید درآمد تنسنت در این بازهی زمانی، ۸۰ میلیارد یوآن (حدود ۱۱ میلیارد و ۹۰۰ میلیون دلار) بوده و از این مبلغ، ۴۴ میلیارد یوآن (حدود ۶ میلیارد و ۵۵۰ میلیون دلار) از کمیسیونهای دریافتی بهدست آمده است. درمقابل، تا ۹۸ درصد از درآمد فیسبوک از فروش تبلیغات حاصل میشود. اگر قرار است در آینده نیز این پلتفرم اجتماعی از درآمد پایداری برخوردار باشد، باید از بخشِ بازار (Marketplace) و ویژگی پرداختهای درونبرنامهای استفاده کند.
باتوجهبه تفاوتهای میان واتساپ و اینستاگرام و فیسبوک، احتمال موفقیت پروژهی ادغامِ آنها اندک است و انجام این کار چندان آسان نیست. علاوهبراین، شرکتهای فعال درزمینهی تجارت الکترونیک و پرداختهای آنلاین چندین گام جلوتر از فیسبوک هستند و احتمالا پیشنهاد شراکت با فیسبوک را نخواهند پذیرفت. همچنین، قوانین رقابت میتوانند سد راه سلطهی شرکتها شوند.
اگرچه WeChat بهعنوان الگویی بینقص از شبکههای اجتماعی دیده میشود، الگوبرداری از آن آسان نیست. کشور چین نیز محیطی خاص دارد که امکان رشد پلتفرمهایی مانند WeChat و دیگر پلتفرمها را فراهم میکند. در چنین محیطهایی، شرکتها در زمان و مکان و با افراد مناسب کار خود را انجام میدهند.

میزان رشد کاربران WeChat در بازهی سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۶
WeChat در سال ۲۰۱۱ شروع بهکار کرد؛ درحالیکه چین بزرگترین بازار الکترونیک جهان بود و نسلی از کاربرانِ آشنا با اینترنت و ابزارهای دیجیتال حاضر بودند تا چنین پلتفرمهایی را امتحان کنند. چینیها همواره اعلام کردهاند میخواهند رهبر دنیای دیجیتال باشند؛ درنتیجه، از پلتفرمهایی مانند WeChat بهطور کامل پشتیبانی میکنند. امکان دسترسی به شبکههای اجتماعی خارجی، مانند فیسبوک و واتساپ و لاین هم برای کاربران چینی وجود ندارد. این مسئله باعث میشود WeChat با رقبای خارجی روبهرو نباشد و بتواند بدون وجود هیچ مانعی رشد کند. با فراگیرشدن فناوری 5G، احتمالا WeChat به گسترش سلطهی خود ادامه میدهد و با اضافهکردن ویژگیهای جدید، جایگاه خود را محکمتر میکند.
درمقایسهبا تنسنت، فیسبوک در مراحل اولیهای از توسعه قرار دارد. همچنین، فیسبوک با قوانین متفاوتی در نقاط مختلف جهان روبهرو است؛ بهویژه درزمینهی پرداختهای دیجیتال و قوانین حریم شخصی. اگر زاکربرگ میخواهد بهسمت تبدیلشدن به WeChat حرکت کند، باید ویژگی «بازار» را در کشورهای بیشتری بیازماید. با این کار، فیسبوک میتواند این ویژگی را با نیازهای گروههای مختلف تطبیق دهد.
ترکیبکردن واتساپ و اینستاگرام و پیامرسان فیسبوک کار آسانی نیست
اکنون، بهجای تصاحب شرکتهای رقیب، غول دنیای رسانههای اجتماعی باید در فکر ایجاد اکوسیستم باشد. هر محصول جدیدی که توسعه مییابد و هر شرکتی که به مالکیت فیسبوک درمیآید، باید هدفی واحد را دنبال کند. این هدف چیزی نیست جز اضافهکردن ویژگیهای جدید به اکوسیستم این پلتفرم اجتماعی؛ درغیر اینصورت، توسعهی محصولات جدید و تصاحب دیگر شرکتها، چیزی جز تلفکردن پول نخواهد بود.
اپلیکیشنهای کوچک یکی از ویژگیهای مهم WeChat هستند؛ اما در فیسبوک، هیچ معادلی برای آنها وجود ندارد. بنابراین، اگر قرار است آرزوهای زاکربرگ به واقعیت تبدیل شوند، چیزی شبیه به اپلیکیشنهای کوچک برای فیسبوک هم باید توسعه داده شوند. درغیر اینصورت، در دوران استاندارد ارتباطی نسل پنجم، این شرکت از قافله عقب خواهد ماند.
پیودیپای که لقب محبوبترین خالق ویدیوی پلتفرم یوتیوب را مدتها است یدک میکشد، اخیرا در حرکتی تأملبرانگیز، خبر مهمی را به اطلاع مخاطبانش رسانده است. او میگوید که از این پس قصد دارد به سرویس DLive ملحق شود؛ گفتنی است که DLive یک سرویس استریم مبتنی بر بلاکچین بهشمار میآید.
فلیکس کیلبرگ ملقب به پیودیپای (PewDiePie) با ۹۳ میلیون مشترک در یوتیوب (این آمار همچنان در حال رشد است) بدون هیچ شک و شبههای، بزرگترین ستارهی این پلتفرم بزرگ بهحساب میآید. دارایی پیودیپای بین ۳۰ تا ۵۰ میلیون دلار تخمین زده شده است.
فعالیتهای پیودیپای در یوتیوب شامل استریم بازی، ولاگ و تولید ویدیوهای سرگرمکننده است. او که سالها پیش به یوتیوب ملحق شده، تأثیر بهسزایی روی بالارفتن محبوبیت این پلتفرم گذاشته است. بهدنبال موفقیت کیلبرگ، شمار زیادی از مردم به استریم بازی روی آوردند و خواستند موفقیتهای او را تکرار کنند. بااینحال ظاهرا پیودیپای میخواهد بخش مهمی از فعالیت خود را در سرویس دیلایو ادامه دهد؛ کیلبرگ میگوید دیلایو با او همچون یک «شریکِ کاری واقعی» برخورد میکند.
دیلایو یک سرویس استریم مبتنی بر بلاکچین Lino است و با استفاده از توکن به خالقان محتوای ویدیویی جایزه میدهد؛ این رویهی سرویس دیلایو، قطعا به ضرر یوتیوب و سیاستهایش خواهد بود. شکی نداریم بسیاری از طرفداران وفادار به پیودیپای، بههمراه او به سرویس دیلایو مهاجرت خواهند کرد.

کیلبرگ در این رابطه میگوید: «از اینکه میخواهم دوباره استریم را بهصورت منظم شروع کنم، هیجانزده هستم. دیلایو برای من یک سرویس عالی است، چون در اینجا نهتنها با من بلکه با دیگر استریمرهای حاضر در این پلتفرم منحصربهفرد، همچون یک شریک کاری واقعی رفتار میشود.»
پیودیپای در ویدیویی که اخیرا منتشر کرده، بهصورت رسمی همکاری با دیلایو و دلایل اتخاذ این تصمیم را برای مخاطبان شرح میدهد. این ویدئو تاکنون میلیونها بار تماشا شده و نظرات زیادی در زیر آن گذاشته شده است.
یوتیوب و توییچ دو پلتفرم شناختهشدهای هستند که به محبوبیت شمار زیادی از استریمرها و ولاگرها کمک شایانی کردهاند، بااینحال این دو پلتفرم گاهی اوقات با برخی سیاستهایشان، کاربرانشان را میرنجانند. یکی از مهمترین دلایل اعتراض کاربران یوتیوب و توییچ، این است که دو پلتفرم یادشده بخش زیادی از درآمد استریمرها را برای خودشان بر میدارند. گفته میشود که توییچ (متعلق به آمازون) ۵۰ درصد از درآمد بهدستآمده از سوی مشترکان کانالها را برای خودش بر میدارد.
تاکنون مبلغ پرداختی به پیودیپای توسط سرویس دیلایو مشخص نشده است، بااینحال مدیرعامل این شرکت گفته که آنها از همکاری با این استریمر بسیار خشنود هستند. او میگوید دیلایو بههیچوجه سهمی از درآمد کسبشده از سوی مشترکان کانالها یا هدیههای دیجیتالی، برای خود بر نمیدارد.

او در این زمینه ادامه میدهد: «دیلایو جایی است که در آن، خالقان محتوا بهجای رقابت با یکدیگر، از هم حمایت میکنند. پیودیپای جزو کسانی بوده که همواره به این موضوع علاقه نشان داده و به چشماندازهای فعلی دیلایو اعتقاد دارد.»
پیودیپای تاکنون هیچ ویدیویی در سرویس دیلایو منتشر نکرده، اما تعداد مشترکین کانال او تا این لحظه مرز ۱۴۶ هزار نفر را رد کرده است؛ شمار دنبالکنندگان پیودیپای در دیلایو همچنان در حال رشد است و پیشبینی میکنیم این روند فعلا متوقف نشود. پیودیپای گفته است که امروز نخستین پخش زندهی خود را ازطریق دیلایو انجام میدهد تا از این طریق بین ۱۰ تا ۵۰ هزار دلار توکن Lino را بین دیگر خالقان محتوا پخش کند؛ او با این کار میخواهد دیگر ویدیوسازان به دیلایو روی بیاورند تا از این طریق سرویس استریم یادشده سریعتر توسعه پیدا کند.
انجام این کار از سوی پیودیپای، قطعا به بالا رفتن محبوبیت دیلایو کمک زیادی خواهد کرد. این تصمیم همچنین میتواند برای خود پیودیپای هم در آینده درآمدزا باشد. او مدتها است که در یوتیوب برای باقیماندن بهعنوان پرمشترکترین کانال، با کانال T-Series رقابت میکند.
کت پیترسون، یکی از اعضای تیم مدیریتی فلیکس کیلبرگ میگوید: «این پلتفرم میتواند در زمینهی درآمد، از خالقان ویدئو حمایت کند. رویکرد دیلایو بهگونهای است که در انتها به نفع استریمر تمام میشود. پیودیپای میخواهد میزان مشخصی از توکنهای Lino را به دیگر ویدیوسازان اهدا کند تا دیگر افراد حاضر در پلتفرم هیجانزده شوند.»
رابطهی فلیکس کیلبرگ و یوتیوب طی چندوقت اخیر، چندان جالب نبوده و تنشهایی در این بین شکل گرفته است. بااینحال حتی پس از اینکه پیودیپای به تولید برخی فیلمهای ناخوشایند پرداخت و انتقادات شدیدی را متوجه یوتیوب کرد، این پلتفرم نخواست بهطور جدی روابطش را با او قطع کند. البته دلیل انجام این کار تا حد زیادی مشخص است؛ پیودیپای در درآمدزایی یوتیوب، نقش بهسزایی دارد.

بااینحال انتقادات تا حدی بالا گرفت که یوتیوب مجبور شد سریال Scare PewDiePie را لغو کند؛ لغو این سریال بهمنزلهی پایان قرارداد بین پیودیپای و شرکت دیزنی نیز بود. گرچه ویدیوهای پیودیپای تاکنون میلیاردها بار تماشا شدهاند، اما همواره انتقاداتی نظیر نژادپرستی متوجه او شدهاند.
یکی از چالشهای اخیری که پیودیپای با آن دستوپنجه نرم میکند، به حادثهی اخیر نیوزیلند مربوط میشود. فردی که در یک ویدیوی پخش زنده، دهها نفر از مسلمانان را در یک مسجد به رگبار بست، پیش از انجام کارش بهمخاطبان گفته بود که در کانال پیودیپای عضو شوند.
با همهی اینها، گرچه جزئیات ماجرا بهطور کامل در اختیار رسانهها قرار نگرفته، اما سخت است باور کنیم پیودیپای بخواهد کانالش را با ۹۳ میلیون مشترک ترک کند. درواقع اصل ماجرا این است که او میخواهد از این پس برخی از استریمهایش را بهطور اختصاصی ازطریق دیلایو پخش کند.