تربیت کامل یعنی تربیت با برنامه. انجام
اینکار بر کنش نه واکنش، دانش نه شانس، فکر کردن نه عصبانیت، عقل سلیم نه
بیمنطق، استوار است. منظور از تربیت کامل این نیست که پدر یا مادر
میتواند حتی با تلاش زیاد «کامل» باشد. تربیت کامل روندی است که طی آن
والدین با تمام نقاط قوت و ضعف خود به عنوان یک انسان نهایت تلاش خود را در
تربیت فرزندانی توانا، مسئول و شاد به کار میگیرند. پرورش و تربیت فرزند،
امری پیچیده است. کودکان متفاوتند و والدین نیز با یکدیگر فرق دارند به
همین دلیل هیچ راهحلی وجود ندارد که برای همه به طور یکسان مفید باشد.
والدین باید راهحلها را مطالعه کرده و با در نظر گرفتن کودک خود آن را به
گونهای تغییر دهند که برای فرزندشان مفید واقع شود. به یاد داشته باشید
نکاتی که در پی میآیند، هر نوع موقعیت پیش آمده بین والدین و فرزندان بدون
توجه به راهحلی که برمیگزینند قابل کنترل میکند و این نکات را «راهنمای
کامل تربیت کودک» نامیدهاند.
مراقب باشید
اگر
فرزندتان دقیقاً متوجه نمیشود که شما رئیس هستید، حتی کوچکترین مسائل
میتوانند دردسرهایی مزمن برای شما ایجاد کند. اولین گام برای مسئول بودن
این است که به خودتان اجازه بدهید مراقب باشید و کمکم از فرزندتان توقع
داشته باشید تا از شما اطاعت کند.
بگویید بپرسید
یکی
از اشتباهات رایج والدین این است که به جای گفتن، میپرسند. روش بیان
کلمات شما به فرزندتان میفهماند که درخواست شما انتخابی است یا اجباری پس
از هم اکنون همه جملات سست و بیاراده را از حرفها حذف کنید.
مثال: خیلی خوب میشد اگر کسی اتاق را جمع میکرد (انتخابی)
لطفاً اسباببازیها را سر جایشان بگذار و اتاق را جمع کن (اجباری)
وقتی چیزی میگویید، منظورتان فقط همان باشد نه چیز دیگر
بعضی والدین عادت دارند چیزی را بارها و بارها تکرار کنند آن هم قبل از اینکه ببینند کودک مطابق درخواست آنها عمل میکند یا نه؟
بچهها راداری دارند که به آنها میگوید درخواست والدین در چه موقعی واقعاً برای والدین مهم است و در چه موقعی این طور نیست. برخی والدین وقتی بارها به درخواستشان بی توجهی میشود، واقعاً پیگیر میشوند در صورتی که آنچه را میگویید همان بار اول باید برایتان مهم باشد یعنی وقتی فرزندتان که در حیاط است صدا کردید و او جواب ندارد به حیاط بروید دستش را بگیرید و بگویید وقتی صدا میزنم توقع دارم فوراً بیایی. شاید شما مجبور باشید چند بار خود را برای فرزندتان ثابت کنید اما در نهایت او اهمیت موضوع را درک خواهد کرد.
به هر دلیلی که جدا شده اید ،بعد از طلاق شما و همسرتان باید کمک کنید که
فرزندانتان با شرایط جدید به بهترین وجه کنار بیایند و حتی در این شرایط هم
خانواده ای موفق داشته باشید.
فرزند طلاق
وقتی
بچه ها یکی از والدین خود را بر اثر طلاق از دست می دهند و یا وقتی پدر و
مادرشان با فرد جدیدی ازدواج می کند مشکلات و مسایلی برایشان پیش می آید .
بچه
ها در هر شرایطی بچه اند و شما نباید فکر کنید که اگر به تنهایی تربیت
فرزندانتان را به عهده گرفته اید یا همسری دارید که بود و نبودش فرقی نمی
کند، در چنین شرایطی شیوه ها و ابزارهای فرزند پروری و زندگی خانوادگی فرق
می کند. در چنین شرایطی فقط مشکلات بیشتری وجود دارد و مشکلات بیشتر
نیازمند ابزارهای بیشتری می باشد.
در این وضعیت اقدامات خاصی را
باید انجام دهید. واکنش کودکان به مسایلی چون طلاق و جدایی و ازدواج مجدد ،
متفاوت است اما این مسائل از نظر روانی برای آن ها آسیب زا هستند . ممکن
است آن ها نگران باشند که مبادا پدر یا مادرشان رهایشان کند و این مسئله
ممکن است در قالب وابستگی شدید و یا پرخاشگری ناشی از خشم بروز کند. نباید
از این گونه عکس العمل ها ناراحت شوید ، بلکه به جای آن بهتر است به علت آن
ها توجه کرده و با فرزندانتان همدلی کنید.
مسائل و مشکلات شما هر
چه که باشد ، برای فرزندانتان ایجاد مشکل خواهد کرد و نیاز های بسیار مهم
آن ها را بدون پاسخ خواهد گذاشت. پس ناچارید به نیاز های فرزندانتان توجه و
آن ها را برآورده کنید. اگر در این دوره زمانی به نیازهای فرزندانتان توجه
کرده و نسبت به آن ها حساس باشید بهتر می توانید آن ها را برآورده کنید.
مهم ترین نیازهای فرزندان در این دوره عبارتند از:
- پذیرش
پذیرش
بزرگ ترین نیاز فرزندان شماست به ویژه اگر سنشان پایین باشد. آن ها به شدت
در پی کسب تایید هستند زیرا احساس تعلق به خانواده در آن ها از بین رفته
است.
- احساس امنیت خاطر
به
فرزندانتان اطمینان دهید که با وجود از هم پاشیدگی خانواده خللی در مراقبت
و حمایت از آن ها پیش نمی آید. رفتار شما تاثیر گذار تر از گفتارتان است.
پس برای این که آن ها باور کنند که وضعیتشان تغییری نکرده سعی کنید روند
معمول زندگی تان را حفظ کنید ، مثل قبل به امور تحصیلی آن ها رسیدگی کنید و
بگذارید مثل قبل با دوستانشان ارتباط داشته باشند.
نقش پدر در تربیت کودک بسیار مهم است. نقش پدر در تربیت کودکان گسترده تر
شده و آنها مسئولیت هایی نظیر مراقبت از کودکان، تعلیم کودک، تعویض لباس و
... را نیز بر عهده می گیرند. در گذشته تنها وظیفه تأمین مخارج کودک بر
عهده پدر بود و امور مربوط به کودک معمولاً به مادران واگذار می شد.
نقش
پدر در تربیت کودک بسیار مهم است. آنها می توانند در رها کردن کودک از قید
و بند احساسات بطور مفید وارد عمل شده و به او بیاموزند هنگام ناامیدی
چگونه بدون درگیر کردن احساسات با مشکل کنار بیایند.
معمولاً پدر
در دوران نوپا بودن کودک به دلیل قادر نبودن کودک به تکلم، در برقراری
رابطه با او دچار مشکلاتی است، اما باید توجه داشت در این زمان آنها می
توانند با کودک بازی کرده و رابطه خود را با او نزدیک تر کنند.
نحوه
برقراری رابطه پدر و مادر با کودک کاملاً متفاوت است. مادرها حس صمیمیت و
نزدیکی را از طریق مراقبت و شیردادن به کودک کسب می کنند حال آنکه پدرها از
بازی کردن با او به این حس دست می یابند. فراگیری مهارت های یکدیگر می
تواند آنها را در کسب نتیجه بهتر از تربیت و صمیمیت با کودک یاری کند.
برای
مثال اگر پدرها مهارت های بچه داری را بیاموزند و مادر نیز تمرین کند که
چگونه کمتر احساساتی شود، زندگی کودک از عشق و محبت پر خواهد شد. هنگامی که
عشق با قانونگذاری، تربیت مثبت، تعامل و ارتباط خوب همراه باشد، والدین می
توانند تعادل و ثبات را به زندگی کودک خود وارد کنند.
بچهها از رفتار و گفتار ما یاد میگیرند که چه حسی نسبت به بدن،
تواناییها، و یا احساس خود داشته باشند. آنها معمولا در حال تقلید
رفتارهای ما هستند. بنابراین بهترین شیوه برای ایجاد عادات پسندیده، تشویق
یا تنبیه آنها نیست بلکه اصلاح رفتار من به عنوان پدر یا مادری خوب
میباشد.پس پدر و مادر عزیز، بیایید با تغییر رفتار خویش کودکانی شاد و
سالم داشته باشیم.
عادت بد شماره 1: انتقاد از خود (اینقدر خود را لعن و نفرین نکنید!)
انتقاد
از ظاهر خویش این پیام را به کودک القا میکند که عزت نفس یک شخص به مدل
شلوار و یا وزن او بستگی دارد. کودکان و بویژه دخترها، بسیار تحت تاثیر
رفتار و گفتار مادر خویش هستند. رفتار مادر سبب میشود تا کودک، خود را یک
عمر با ذهنیتهای از پیش تعیین شده در آیینه ببیند و همیشه با تصویر بدی که
از خود در ذهن دارد زندگی کند. این موضوع میتواند او را به سمت عادات بدی
چون رژیمهای سخت یا افزایش ریسک عادات بد غذایی هدایت کند.
عادت بد شماره 2: وقتی خسته، عصبانی و یا ناراحت هستم، به سراغ خوراکیها میروم.
اگر
به هنگام ناراحتی یا عصبانیت، برای بهبود حال خویش به سراغ خوراکیها
میروید، در واقع دارید پیام نامناسب مغایر با سلامت را به کودک خود القا
میکنید. پیام این است: «بهترین راه برای کاهش ناراحتی و برطرف کردن
عصبانیت، خوردن خوراکی است.» یا «به جای اقدام به یافتن یک راه حل مناسب،
تنها کمکی که میتوانم برای آرام کردن به خود انجام دهم این است که چیزی
بخورم.» بگذارید بچهها ببینند که شما به هنگام ناراحتی با دوستانتان صحبت
میکنید یا برای آرام ساختن خویش به پیاده روی میروید. عادات خوب و بد با
بچهها بزرگ میشوند.
شماره 3: پیامک، ایمیل، تلفن
رطب
خورده منع رطب کی کند؟ منصفانه نیست تلفن به دست، در حالی که دارید با
دوست خود صحبت میکنید، به کودک خود تَشَر بزنید که سر میز شام موبایل را
کنار بگذارد. بهترین کار این است به تعیین یکسری قوانین خانوادگی درباره
استفاده از وسایل الکترونیکی و ارتباطی از جمله تلویزیون، تلفن و موبایل
برای کل خانواده از جمله خودتان پرداخته و به آن پایبند بمانید.
وقتی به بچه هایتان درباره پول آموزش می
دهید باید حواستان به پیام های ناگفته ای که به آنها مخصوصا به دخترانتان
می رسانید باشد، به دخترانتان آموزش هایی درباره پول بدهید که هیچ وقت
فراموش نکنند.
والدینم همیشه به من میگفتند که هیچ محدودیتی برای من
وجود ندارد و من می توانم هر طور که دوست دارم باشم اما عملشان(کارهایشان)
چیز دیگری می گفت. وقتی برادرم 12 سالش بود چندین درصد سهام برای تولدش
هدیه گرفت. وقتی که سال بعدش من هم دوازده ساله شدم با همه وجودم منتظر
بودم که سهم خودم را دریافت کنم. اما از این خبرها نبود...
شک ندارم
که برای تولد 12 سالگیم هدیه فوق العاده ای گرفتم اما اینکه آن هدیه چه
بود هیچ وقت یادم نمی آید .تنها چیزی که یادم هست این است که من برعکس
برادرم سهمی از سهام نبردم. پیام ناگفته ای که دریافت کردم این بود که "
سرمایه گذاری مخصوص پسرهاست ."
سال ها بعد، با به خاطر داشتن پیام
هایی که از بچگی ام مانده بود، تعجب نکردم وقتی تحقیقی با موضوع فقدان
اعتماد به نفس خانم ها خواندم.
خوشبختانه در کالج با مربیانی آشنا
شدم که مشوق من در برنامه ریزی های اقتصادی بودند.در آن موقع من این پیام
را با صدای بلند و به وضوح شنیده بودم که : برنامه ریزی اقتصادی و سرمایه
گذاری مالِ خانم ها هم هست.
با این وجود بسیاری از خانم ها بدون چنین راهنمایی هایی رشد می کنند. در نتیجه همیشه در اعتماد به نفس برای تصمیم گیری در سرمایه گذاری و فکرکردن به دوران بازنشستگی و پس اندازهایشان از آقایان عقب هستند.