چرا برخی دوست دارند که به تنهایی زندگی کنند؟ و چرا برخی افراد تنهایی و گوشه گیری را به جای روابط اجتماعی و درکنار دیگران بودن ترجیح می دهند؟! گوشه گیری و انزوا طلبی عارضه ای است که باعث می شود افراد از برقرار کردن ارتباط با افراد و محیط خارج دوری کنند.
رفتار گوشه گیری و انزواطلبی، یکی از رفتارهای نسبتاً شایع است که افراد را به شدت آزار داده و اگر درمان نشود آنان را به سمت مشکلات دیگری مثل افسردگی، اضطراب، زود رنجی و عدم اعتماد به نفس سوق خواهد داد. عدم احساس توانمندی و کمی عزت نفس و نیز ناتوانی در بروز احساسات، بیان افکار و نظریات، خود باعث جدایی فرد از فعالیت های گروهی و روابط اجتماعی می شود.
علایم گوشه گیری
گوشهگیری با علایم متعدد همراه است. فرد گوشهگیر چون نمیتواند مسائل و مشکلات خود را در عالم واقعیت حل کند، به تخیل و خیالبافی میپردازد، بیهدف است و نمیداند چه باید بکند و برای آیندهاش چه طرحی بریزد. از مردم گریزان است و تمنا و خواهش را به عنوان تحمیل میداند و در برابر آن به شدت مقاومت میکند. از اینرو، در ارتباط با اطرافیان دچار تضاد و کشمکش میگردد. برای دفاع از حقش اقدام نمیکند و کنارهگیری را بر تلاش ترجیح میدهد.
شناخت علل رفتار انسان ها امری پیچیده است و دلیل خاصی نمی تواند رفتار خاصی را توضیح دهد، اما این امکان وجود دارد که بسیاری از افراد در شرایطی خاص رفتار مشابه داشته باشند.
در زیر برخی از علل گوشه گیری بیان شده هر چند در برخی افراد ممکن است بیش از یک دلیل وجود داشته باشد.
نتایج مطالعه جدید نشان می دهد استرس روانی می تواند موجب از بین رفتن بینایی شود.
محققان دریافتند استرس روانی می تواند دلیل مهم از بین رفتن بینایی در نتیجه آب سیاه، نوروپاتی اپتیکی، رتینوپاتی دیابتی و دژنراسیون ماکولا مربوط به سن باشد.
«برنارد سابل»، سرپرست تیم تحقیق، در این باره می گوید: «استرس مداوم و افزایش میزان کورتیزول به دلیل عدم تعادل در سیستم اعصاب خودمختار (سمپاتیک) و عملکرد بد عروق خونی، تاثیر منفی بر چشم و مغز دارد.»
باید توجه داشت که چشم و مغز، هر دو در از دست دادن بینایی نقش دارند، حقیقتی که گاهاً پزشکان از آن غافل می شوند.
افزایش فشار داخل چشم، اختلال اندوتلیال (سندرم فلامر) و التهاب از برخی عواقب ناشی از استرس هستند که باعث آسیب بیشتر می شوند.
پژوهشگران توصیه می کنند تکنیک های کاهش استرس و آرام سازی (مثل مدیتیشن، تمرین کنترل استرس، و روان درمانی برای یادگیری نحوه مقابله با استرس) نه تنها به عنوان یک روش تکمیلی در کنار درمان اصلی، بلکه به عنوان اقدام پیشگیرانه در جهت کاهش روند پیشرفت از بین رفتن بینایی باید انجام شود.
با تمرین این تکنیک های تنفسی می توانید بدون مراقبت های پزشکی و مراجعه به درمان شناس سطح استرس و اضطراب را تا جایی که می توانید کاهش دهید زیرا این تمرین ها روی سیستم عصبی پاراسمپاتیک که سیستم ریلکسیشن درونی ماست تاثیر می گذارند.
3 تمرین تنفس برای کاهش اضطراب
تکنیک اول: ۱۰ ثانیه فن ریلکسیشن
این تمرین برای کسانی که ترس از پرواز کردن، گیر افتادن در فضاهای کوچک مثل اتوبوس و قطار و ترس های مشابه دارند به اشتراک گذاشته شده است و شامل تنفس به داخل، سفت کردن عضلات و حفظ آرامش است.
چگونه این تمرین را انجام دهیم؟
یک نفس عمیق بکشید. ریه ها را از اکسیژن پر کنید و نگه دارید.
همینطور که نفستان را نگه داشته اید همه عضلات بدن را از سر انگشت ها و پاها گرفته تا قسمت میانی بدن و دست ها، سر، گردن و صورت سفت کنید.
به مدت ۵ الی ۱۰ ثانیه در حالی که نفس را به داخل داده اید عضلات را سفت نگه دارید.
سپس در حالی که به آرامی نفس را بیرون می دهید عضلات بدن را رها کنید.
تکنیک دوم: تمرین تنفس آرامش بخش ۸-۷-۴
اگر از بودن در جمع به حدی می ترسید که عضلات تان را سفت می کنید این تکنیک می تواند به شما کمک کند.
چگونه این تمرین را انجام دهیم؟
نوک زبان را در طول تمرین در قسمت پشت لثه دندان های بالای جلویی قرار دهید. زیرا قرار است بازدم از طریق دهان و اطراف زبان انجام شود. بهتر است در این تمرین لب ها را جمع کنید.
نفس را با صدای فوت کاملا بیرون بدهید. سپس دهان را ببندید و تا شمارش ۴ با بینی نفس را داخل بدهید.
نفس را تا شمارش ۷ نگه دارید.
سپس نفس را با صدای فوت تا شمارش ۸ از طریق دهان بیرون بدهید.
این تمرین را ۲ بار در روز و هر بار ۴ مرتبه تکرار کنید. در واقع بهتر است تکرار آن در ماه اول ۴ مرتبه بیشتر نباشد اما بعد از یک ماه می توانید تکرار آن را تا ۸ مرتبه بیشتر کنید. اگر نمی توانید نفستان را زیاد نگه دارید سرعت را بالا ببرید اما شمارش ۸-۷-۴ را فراموش نکنید. با تکرار این تمرین دم و بازدم ها عمیق تر می شوند و مثل داروهای آرام بخش، سیستم عصبی آرام می شود.
http://www.beytoote.com/psychology/khanevde-m/breathing7-exercises-anxiety.html
آزمون شخصیتی مایرز – بریگز را برای لحظاتی فراموش کنید. این سیستم شخصیت نگاری بیش از اندازه خشک و بی روح و بیش از اندازه آکادمیک است، و همچنین بیش از اندازه مورد استفاده مفرط قرار گرفته است. اگر شما زیاد با هواپیما سفر می کنید و عادت دارید شخصیت بقیه مسافران را پیش خود تحلیل کنید، حتماً می دانید که سبک های شخصیتی خاصی بین مسافران هواپیما وجود دارد. دانستن سبک شخصیتی خودتان هم می تواند برایتان مفید باشد، به خصوص اگر قصد داشته باشید شخصیتتان در هنگام پرواز را تغییر دهید.
۶ سبک شخصیتی مسافران هواپیما: شما کدام یک هستید؟
اگر بتوانید شخصیت مسافران پرواز را تشخیص دهید، راحت تر می توانید به شیوه های مختلف با آن ها ارتباط برقرار کنید.
1. مسافر ساکت و جمع و جور
چنین شخصی لپ تاپ خود را بیرون می آورد، هدفون خود را در گوش می گذارد، و در لاک خود فرو می رود. اگر مسافر دارای سبک شخصیتی ساکت بخواهد به دیگران در اطرافش که از پرواز ترس دارند کمک کند، یا با بقیه مسافران بیشتر آشنا شود، برایش دشوار خواهد بود که از پیله خود بیرون بیاید.
2. مسافر پر حرف
اگر شما عادت دارید که در حین پرواز مدام حرف بزنید، احتمالاً به دنبال این هستید که بر بی حوصلگی خود غلبه کنید. اگر طرف مقابل متوجه هیچ یک از حرف ها نشود، یا اینکه حرف زدن تمام مسافران آن را ردیف را اذیت کند، این سبک شخصیتی می تواند تبدیل به یک مشکل برای سایرین شود.
3. مسافر پارازیتی
چنین نوع شخصیتی بسیار زیاد دیده می شود. این فرد یک آدم درونگرای تصنعی است، به طوری که خود را ساکت و جمع و جور نشان می دهد، ولی در مواقع لزوم به شدت برونگرا می شود. آن ها با مهمانداران پرواز صحبت می کنند و درخواست های فراوان مطرح می کنند. آن ها همراه با موسیقی خود آواز می خوانند. آن ها از جای خود بلند می شوند و راجع به صف طولانی دستشویی غر می زنند. و با این حال، این فرد در لاک خود قرار دارد و واقعاً علاقه ای ندارد که کسی را بشناسد یا به کسی کمک کند.
بیشتر اوقات، تشخیص آدم های روان آزار یا psychopath بسیار دشوار است. آن ها شخصیت های کاریکاتوری قاتلین زنجیره ای نیستند که در فیلم ها می بینید یا در کتاب ها می خوانید. اغلب، آدم های روان آزار ظاهری معمولی دارند، که همین موضوع تشخیص آن ها را دشوار می سازد.
در راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی که با عنوان DSM-5 شناخته می شود، افراد دارای نوع شخصیتی روان آزار با داشتن حس بزرگنمایی از خود تعریف می شوند که علاقه به تحت کنترل آوردن دیگران دارند. ولی تشخیص این حس به ندرت به این سادگی ها است.
یک چیزی که افراد روان آزار معمولاً در آن با هم اشتراک دارند، حرفه شغلی است که انتخاب می کنند. برای مثال، شما احتمالاً با تعداد زیادی از این افراد در سِمَت های رهبری مواجه خواهید شد چرا که از قاطعیت، کاریزما و بی پروایی برخوردار هستند. آن ها در اتخاذ تصمیمات سریع و لحظه ای بسیار ماهر هستند، ولی در شغل های نیازمند داشتن حس همدلی مثل پرستاری یا درمانگری چندان خوب نیستند.
کوین داتون روانشناس و نویسنده بریتانیایی در مطالعه روان آزاری تخصص دارد. او در کتاب خود به نام «خردمندی روان آزارها: قدیس ها، جاسوس ها و قاتلین زنجیره ای چه درسی در مورد موفقیت می توانند به ما دهند» فهرستی از انواع شغل هایی را آورده که بیشترین روان آزارها را به خود جذب می کند.
داتون می گوید: «روان آزارهای کارکردی» از شخصیت های منفصل، مصمم و کاریزماتیک خود برای موفق شدن در جامعه استفاده می کنند.
به عبارت دیگر، روان آزارها اغلب مثل آدم های عادی زندگی می کنند با این تفاوت که از چند خصیصه برخوردار هستند که آن ها را متفاوت می سازد. در ادامه خواهید خواند که 9 انتخاب شغلی اصلی آدم های روان آزار که بر اساس محبوبیت از بالا به پایین لیست شده، کدام شغل ها است.