قالب های فارسی وردپرس 1

این وبلاگ جهت دسترسی آسان شما عزیزان به قالب های برتر وردپرس به صورت فارسی تدوین و راه اندازی شده است.

قالب های فارسی وردپرس 1

این وبلاگ جهت دسترسی آسان شما عزیزان به قالب های برتر وردپرس به صورت فارسی تدوین و راه اندازی شده است.

تغییرات خلقی روزانه به این معنی است که علائم آن هر روز و در زمان مشخصی شروع شده یا تشدید می‌شود. برای برخی از افراد این علائم بعد از ظهر یا غروب اتفاق می‌افتد.

 

علائم افسردگی می‌تواند شامل بی‌رغبتی یا عدم لذت بردن از فعالیت‌های روزمره و مشکلات خواب باشد. در فرد مبتلا به افسردگی صبحگاهی ممکن است علائم اختلال افسردگی ماژور (حاد) نیز دیده شود. این علائم که اغلب هنگام صبح تشدید می‌شود در طول روز از بین رفته یا از شدت آن کاسته می‌شود.

 

به گفته کارشناسان در صورتیکه فرد پنج مورد یا تعداد بیشتری از علائم زیر را برای مدت زمان دو هفته یا بیشتر تجربه کند می‌توان افسردگی را در او تشخیص داد.

 

از علائم این اختلال می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: 

- احساس افسردگی که در بیشتر طول روز ادامه داشته باشد 

- عدم لذت بردن از انجام تمامی فعالیت‌های روزمره 

- کاهش شدید وزن بدون داشتن رژیم غذایی

- سخت به خواب رفتن یا خواب زیاد 

- احساس بی قراری در بیشتر روزهای هفته 

- احساس خستگی یا نداشتن انرژی کافی در طول هفته 

- احساس بی ارزشمند بودن 

- مشکل در تمرکز کردن یا تصمیم گیری

 

علت ابتلا به افسردگی صبحگاهی 

پزشکان دلیل آشکاری را در ابتلا به افسردگی صحبگاهی تشخیص نداده‌اند اما فاکتورهای بسیاری در بروز آن نقش دارند. از آنجاییکه افسردگی صبحگاهی حدود ساعت مشخصی از طول روز ظاهر می‌شود پزشکان اغلب آن را با ناهماهنگی در ساعت زیستی بدن مرتبط می‌دانند. ساعت زیستی فرآیندی است که چرخه خواب – بیداری را تنظیم می‌کند. تغییرات هورمونی در طول روز می‌تواند بر ساعت زیستی تاثیر بگذارد.

 

برخی تحقیقات نشان می‌دهد علاوه بر تغییرات ریتم طبیعی بدن چندین فاکتور دیگر ممکن است در بروز افسردگی صبحگاهی و اختلال افسردگی ماژور تاثیر داشته باشد.

 

به گزارش مدیکال نیوز تودی، این فاکتورها شامل موارد زیر است: 

- سابقه خانوادگی ابتلا به افسردگی 

- مصرف مواد مخدر یا مواد الکلی 

- ابتلا به بیماری‌هایی که بر خلق و خو تاثیر می‌گذارد

منبع

درک اینکه چطور به شخصی که در معرض خودکشی است، کمک کنیم بسبار مهم و ضروری است تا به این ترتیب بتوان از بروز یک رویداد ناگوار پیشگیری کرد. در ادامه به مواردی در این باره اشاره می شود که لازم است بدانید. 

  

چطور علائم هشدار دهنده خودکشی را شناسایی کنیم؟ 

علائم هشدار دهنده خودکشی در افراد مختلف یکسان نیست – برخی ممکن است به راحتی و به طور واضح در مورد افکار خود و اینکه چقدر دوست دارند بمیرند، صحبت کنند در حالیکه برخی دیگر افکار و احساسات خود را مخفی می کنند.دکتر کریستین موتیر Christine Moutier، کارمند ارشد در بنیاد امریکایی پیشگیری از خودکشی در این باره می گوید: " به دنبال تغییرات در الگوهای رفتاری افراد باشید، افراد تا حدی می توانند برخی مسائل را مخفی کنند. تشخیص الگوهای رفتاری فردی که می شناسید کار زیاد سختی نیست."

 

در این شرایط فرد به طور کامل خود را مشغول کار می کند، اما تحریک پذیرتر است، به راحتی خشمگین می شود، کنترل خود را از دست می دهد و به نوشیدن مشروبات الکلی روی می آورد. بعضی افراد در زمان افسردگی و فکر به خودکشی اینگونه رفتار می کنند. 

 

مراقب این علائم هشدار دهنده باشید که نشان دهنده فکر به خودکشی هستند: 

فرد در مورد خودکشی، مرگ و آسیب رساندن به خود صحبت می کند.

به دنبال قرص است

از دوستان، خانواده و جامعه دوری می کند

دچار تغییرات خلقی شدید می شود

احساس ناامیدی یا اسارت دارد

مصرف الکل یا مواد مخدر را افزایش می دهد

همیشه خواب است یا در خوابیدن دچار مشکل می شود

خشم غیر قابل کنترلی دارد

به خود آسیب می زند یا رفتارهای پرخطر دارد

اموال شخصی خود را رها می کند

بدون دلیل از دیگران خداحافظی می کند

برخی افراد بیش از دیگران در معرض خطر اقدام به خودکشی هستند، از جمله :

 

افرادی که دچار بیماری روحی هستند

افرادی که دچار اعتیاد به الکل و مواد مخدر هستند

سابقه خانوادگی اقدام به خودکشی

سابقه رویداد ناگوار یا مورد سوء استفاده قرار گرفتن

بیماری سخت

درد مزمن

انزوای اجتماعی

رویدادهای ناگوار در زندگی مانند از دست دادن عزیز

به یاد داشته باشید افراد در هر سنی ممکن است به خودکشی فکر کنند – خودکشی دومین عامل مرگ و میر در بین نوجوانان است و بیشترین میزان خودکشی در بین افراد میانسال است.

 

http://www.beytoote.com/psychology/khanevde-m/high6-people-symptoms.html

آنها که رابطه‌ای دائمی دارند، راضی‌ترند و عمرشان بیشتر از مجردهاست. این نظریه‌ای قدیمی است اما آیا منطبق با واقعیت است؟ پژوهشگران به درستی این دیدگاه تردید دارند و مبنای تردیدشان نیز تحقیقات جدیدی است که جنبه مثبت زندگی مجردی بر احساس رضایت را تایید می‌کنند. در سال ۱۹۷۰ از مجموع خانوارهای آلمان، حدود ۲۵ درصد تک نفره بودند، این میزان در سال ۲۰۰۹ به ۴۰ درصد یعنی به ۱۶ میلیون نفر رسید. این روند رو به تزاید که ‌پیش‌تر در کشورهای غربی مشاهده می‌شد، در کشورهای رو به توسعه یا سنتی‌تر نیز جای خود را گشوده است. مبنای این جابجایی نیز، چیزی جز تحول در مناسبات اجتماعی و انسانی نیست. از منظر بیولوژیک، هم‌زیستی یا همکاری امری بسیار انرژی‌بر است.

  

مغز ما در جمع یا در برابر دیگری، مدام در حال محاسبه و تنظیم رفتار، گفتار، حرکات بدن و زبان اشاره است تا مانع هر واکنش یا داوری ناخواسته شود. روشن است که بعضی‌ها راحت‌تر با زندگی بدون همسر کنار می‌آیند. زندگی تک‌نفره به نظر بسیاری از مجردها، آزادی کامل است. تصمیم‌گیری با رای شخصی انجام می‌گیرد و فرد می‌تواند بدون ملاحظه و رعایت دیگری، در پی امیال و علاقمندی‌های خود باشد. لزومی به توافق‌های اعصاب خردکن به عنوان سدی در برابر انجام کارهای ناگهانی نیست. آرتور شوپنهاور، فیلسوف آلمانی که به بدبینی شهرت دارد می‌گوید: «ازدواج یعنی آن که همه کار ممکن را برای بیزاری از یکدیگر انجام دهی. حقوق فردی‌ات را نصف کنی و وظایفت را دوبرابر...»

  

تجرد و سلامتی

جامعه‌شناسان دانشگاه تگزاس آستین معتقدند که مجردها از سلامت جسمی بهتری برخوردارند و احساس رضایت‌مندی بیشتری دارند. این مدعا بر نتایجی استوار شده که از طرح "پرسشنامه سلامتی ملی" این دانشگاه با شرکت یک میلیون و دویست هزار نفر به دست آمد. این طرح در فاصله سال‌های ۱۹۷۲ تا ۲۰۰۳ انجام شد و نتایج آن در سال ۲۰۰۸ انتشار یافت. این پرسشنامه روشن کرد که تفاوت میزان سلامتی مجردها و متاهل‌ها از دهه هشتاد میلادی به بعد به شدت کاهش یافته و به ویژه نزد مردان به صفر رسیده است. آمارهای پیشین حاکی از آن بودند که میزان بیماری نزد مجردها به مراتب بیشتر از متاهل‌هاست. بر همین مبنا، ازدواج و تشکیل خانواده، یک نسخه بهداشتی برای مجردها نیز محسوب می‌شد.

منبع

طی چند روز اخیر خبر خودکشی کیت اسپید، طراح مد، و آنتونی بوردین، سرآشپز مشهور، بار دیگر توجه جهانی را به سوی بیماری افسردگی معطوف کرده است.

 

به گزارش "تودی"، افسردگی عامل خطرآفرین اصلی برای خودکشی است. بنابر گزارش سازمان جهانی بهداشت، این شرایط دلیل اصلی ناخوشی و ناتوانی در جهان نیز محسوب می شود و بیش از 300 میلیون نفر از آن رنج می برند.

 

نرخ ابتلا به افسردگی بین تمام گروه های سنی رو به افزایش است، اما فقدان حمایت برای موضوعات سلامت روانی در ترکیب با ترس عمومی از برچسب‌زنی اطرافیان به معنای آن است که افراد بسیاری درمان مورد نیاز برای زندگی سالم و سازنده را دریافت نمی کنند.

 

برای افراد مبتلا به افسردگی، توانایی صحبت کردن با فردی عزیز یا مورد اعتماد اولین گام برای یافتن درمان و بهبودی است. افسردگی خطر برخی بیماری ها و اختلالات جدی، از جمله اعتیاد، تمایل به خودکشی، دیابت و بیماری قلبی را افزایش می دهد که از بزرگترین قاتلان در جهان محسوب می شوند.

 

همچنین، اگر نگران فردی هستید و فکر می کنید وی به افسردگی مبتلا شده یا قصد خودکشی دارد باید این مساله را ابراز کنید. برخی به اشتباه فکر می کنند که صحبت درباره خودکشی خطر انجام این کار را افزایش خواهد داد، اما در واقعیت این گونه نیست، بلکه می تواند موجب نجات زندگی فرد بیمار نیز بشود.

 

برخی افراد مبتلا به افسردگی ممکن است علائم بسیار شدیدی را تجربه کنند و در پی دریافت کمک باشند. برخی دیگر ممکن است چنان علائم خفیفی داشته باشند که حتی به افسردگی مشکوک نشوند. افراد مبتلا به افسردگی خندان ممکن است در یک نمایش عمومی، محل کار یا کنار خانواده خود حضور داشته و وقت بگذرانند، اگرچه از درون رنج می برند.

 

اگر فردی به ناگاه پس از افسردگی شدید احساس آرامش و شادی را بروز می دهد، این می تواند نشانه ای هشدار دهنده از تصمیم وی برای اقدام به خودکشی باشد.

 

یک باور اشتباه این است که افراد افسرده باید غمگین و ناراحت باشند اما برخی افراد ممکن است با بی حسی یا احساس عصبانیت به جای ناامیدی مواجه باشند.

 

برای تشخیص افسردگی می توانید به سرنخ هایی ظریف توجه داشته باشید، به ویژه اگر حالتی پایدار داشته باشند که در ادامه به برخی از آنها اشاره می شود.

 

منبع

گاهی از کودکی یا در اثر تجربیات بد یا حتی اخبار منفی به ترس متصل می شویم. اما مسئولیت ما شناختن، روبه رو شدن و غلبه بر ترس است. اینگونه می توانیم زندگی شادتری داشته باشیم و رویاهایمان به تحقق بپیوندد.

 

اگر می خواهید غلبه بر ترس را آغاز کنید نکاتی است که می تواند در این راه به شما کمک کند.

 

۱ ) با ترس راحت باشید

ترس را به زندگیتان دعوت کنید. اگر از چیزی می ترسید، به سمت آن حرکت کنید. آن را حس کنید و درون آن نفس بکشید. کارهایی که شما را می ترساند انجام دهید چرا که عمل شجاعت می سازد. به خودتان بگویید ” این ترس گذراست “. با بیشتر شدن شجاعت دنیا وسیع تر خواهد شد.

  

۲ ) افکار غالب را مثبت کنید

تفکرات پر از ترس، ترس بیشتری را جذب می کند و تفکرات مثبت موفقیت را به سمت شما می کشاند. به جای اینکه انتظار بدترین را بکشید، به ذهن آموزش دهید که همیشه بهترین را در نظر بگیرد. آینده را بر پایه فرضیات مثبت بسازید.

 

۳ ) وقت، توجه و انرژی خود را صرف ترس نکنید

خودتان را مسئول بدانید. استوار، آماده و با اعتماد باشید و بر راه حل ها تمرکز کنید. خلاقیت و ابتکار عمل داشته باشید و قدم های بزرگ بردارید. اگر در برابر ترس قدمی برندارید، فرصت ها از کنار شما می گذرند.

 

ترس را به زندگیتان دعوت کنید

 

۴ ) هرگز یکجا ثابت نمانید

یاد بگیرید فکر کنید، حرف بزنید و مانند یک انسان با عرضه زندگی کنید. اخبار را کنار بگذارید و بخاطر داشته هایتان جشن بگیرید. در عین حال سخاوتمند باشید. توجه خود را به آماده بود، آرزوها، آینده خوب و شرایط ایده آل متمرکز کنید.

  

۵ ) پیروزی ها را بازبینی کنید

باور به خود را تقویت کنید و این کار را با تمرکز روی زندگی، تجربیات و موفقیت ها در سه سال گذشته انجام دهید. چشمانتان را ببندید و احساسی که با هر بار موفق شدن داشتید حس کنید. بگذارید هر آنچه در گذشته باعث موفقیت شما شده به زمان حال بیاید و الهام بخش شما بوده و شما را به حرکت وادارد.

 

۶ ) در موفقیت های دیگران زندگی کنید

داستان های موفقیت دیگران را بخوانید و از آنها استفاده کنید. ببینید پل وِرِسک چطور ساخته شد. درباره موفقیت افرادی همانند استیو جابز، دارا خسروشاهی، استیون اسپیلبرگ و اوپرا وینفری مطالعه کنید و نکات و شجاعت های زندگی آنها را یادداشت کنید و به نوعی در مسیر آنها قدم بردارید.

منبع