نشانه های جسمی افسردگی گاهی نادیده گرفته می شوند یا با برخی بیماری های دیگر به اشتباه گرفته می شوند. نشانه های جسمی افسردگی را بشناسید تا بتوانید زودتر به وجود بیماری در خود پی ببرید.
افسردگی علاوه بر اینکه در روحیه فرد مبتلا تاثیر می گذارد، دارای علائم جسمی و فیزیکی هم هست که در ادامه به مهم ترین علائم جسمی افسردگی می پردازیم.
1. افسردگی و مشکلات خواب
افسردگی در حقیقت به همان اندازه که روی مغز و ذهن تاثیر می گذارد، بر روی جسم و بدن نیز تاثیراتی می گذارد. ناتوانی در خوابیدن یا مشکل در تداوم خواب از رایج ترین علائم افسردگی است. اما برخی مبتلایان به افسردگی بیش از حد می خوابند.
2. افسردگی و درد قفسه سینه
این درد ممکن است نشانه وجود مشکلی در ریه، معده یا قلب باشد، بنابراین ابتدا بهتر است وجود هر یک از این مشکلات را رد کنید. گاهی درد قفسه سینه یکی از نشانه های افسردگی است.
افسردگی می تواند خطر بروز بیماری قلبی را افزایش دهد. به علاوه افرادی که بیشتر دچار حملات قلبی شده اند، بیشتر در معرض ابتلا به افسردگی بوده اند.
3. افسردگی و خستگی شدید
اگر احساس خستگی شدید می کنید، طوریکه برای انجام فعالیت های روزانه خود انرژی کافی ندارید، حتی زمانی که به اندازه کافی می خوابید یا استراحت می کنید. این نوع خستگی می تواند نشانه افسردگی باشد. افسردگی و خستگی شدید هر دو یکدیگر را بدتر می کنند.
4. افسردگی و درد عضلات و مفاصل
وقتی که با درد مداوم زندگی می کنید، خطر ابتلا به افسردگی در شما افزایش پیدا می کند. به علاوه افسردگی منجر به بروز درد می شود، چرا که افسردگی و درد هر دو دارای پیام رسان های شیمیایی مشترک در مغز هستند. افراد افسرده سه برابر دیگران در معرض ابتلا به دردهای مداوم هستند.
در افراد سالمند مبتلا به بیماریهای تحلیل برنده مغز و اعصاب مثل «آلزایمر»، اختلالات حافظه وجود دارد. در سالمندان مبتلا به افسردگی نیز اختلالات حافظه و شناخت دیده میشود. ضعف و اختلالات حافظه علل دیگری هم دارد که در این مطلب به آنها اشاره کرده ایم.
کاهش توانایی فرد در فراگیری موضوعات جدید با کاهش توانایی در به یادآوردن دانسته های قدیم را «اختلال حافظه» می نامیم. در افراد سالمند مبتلا به بیماری های تحلیل برنده مغز و اعصاب مثل «آلزایمر»، اختلالات حافظه وجود دارد. در سالمندان مبتلا به افسردگی نیز اختلالات حافظه و شناخت دیده می شود، اما آیا در افراد سالمند طبیعی هم که به هیچ بیماری شناخته شده ای مبتلا نیستند ممکن است درجاتی از ضعف حافظه وجود داشته باشد؟
با اینکه گاهی سالمند، منکر وجود ضعف حافظه در خودش می شود، اطرافیان وی از اختلال حافظه او شکایت دارند. گاهی هم اختلال در سایر موارد شناختی به اشتباه به حساب ضعف حافظه گذاشته می شود. نقص در توجه که در بیماران افسرده وجود دارد، ممکن است خود را به شکل ضعف حافظه نشان دهد یا ناتوانی گفتاری در سالمندی که قادر به پیداکردن کلمه مناسب برای بیان منظور خود نیست، به حساب ضعف حافظه گذاشته می شود، اما آیا اختلال حافظه، قابل درمان است؟
ضعف حافظه 5 علت شایع بیشتر ندارد
اگرچه عملکرد طبیعی روانی در دوران سالمندی قدری کاهش می یابد و به دنبال آن تغییراتی در حافظه بروز می کند اما شدت این اختلال هرگز در حدی نیست که در فعالیت روزمره اختلال ایجاد کند، بنابراین اگر اختلال حافظه در فرد سالمند به میزانی باشد که باعث بی کفایتی او در گرداندن امور زندگی روزمره اش شود، باید به فکر بیماری هایی باشیم که اختلال حافظه و شناخت ایجاد می کنند.
1. داروها
گروهی از داروها باعث تغییر در توانمندی شناختی فرد و حافظه او می شوند یا می توانند اختلال شناختی جزیی موجود را تشدید کنند. فهرست بلندی از داروها وجود دارد که در فرد سالمند باعث افزایش گیجی و کاهش سطح هوشیاری می شوند. برخی از داروهای آرام بخش، داروهای فشار خون، داروهای ضداسید معده مانند سایمتیدین و رانیتیدین، داروهای ضدالتهاب، کورتیکواستروییدها داروهای ضدپارکینسون و بسیاری دیگر از این گروه داروها هستند. سالمندان به عوارض سمی بودن داروها بیشتر از جوانان و بزرگسالان حساس هستند زیرا به علت بروز تغییراتی در سطح چربی هیا بدن و سوخت و ساز داروها، مقدار این داروها در خون و سیستم اعصاب مرکزی آنان بالاتر است و حتی با مصرف مقادر غیررسمی دارو نیز گاهی علایمی بروز می دهند.
متاسفانه در حال حاضر بسیاری از افراد زندگی مشترک خود را به دلیل ابتلای یکی از زوجین به پارانویا از دست می دهند و مجبور به جدایی می شوند. البته باید دقت کرد که هر نوع بدبینی و بدگمانی پارانویا نیست و نباید هرگونه شک و گمان و سوءظن را با پارانویا یکی دانست.
نکته مهم درخصوص پارانویا این است که این بیماری در بسیاری از اوقات قابل درمان است و فرد می تواند با رعایت یکسری اصول رفتاری به زندگی معمولی خود ادامه دهد. در مطلب پیش رو با ویژگی های این بیماران، چگونگی رفتار با آن ها و سایر مسائل مرتبط با این بیماری بیشتر آشنا می شوید.
بیماری پارانویا از زمان قبل از بقراط در یونان وجود داشته است ولی با این نام شناخته نمی شده و اغلب این بیماری را نوعی دیوانگی می دانستند. پارانویا در زبان یونانی از دو بخش پارا (Para) و نوس (nos) تشکیل شده و معنی دیوانگی می دهد. در قرن هجدهم اصطلاح پارانویید برای اختلالاتی که علائمی مثل هذیان و توهم داشتند، استفاده می شد تااینکه در سال 1893 امیل کریپلین (emil Kraepelin) اصطلاح مستقل پارانویا را به کار برد و آن را از پارافرنیا که در اروپا استفاده می شد، تفکیک کرد.
یکی دیگر از کارهایی که کرپلین انجام داد جداکردن پارانویید از اسکیزوفرنی است چون بسیاری از علائم این دو بیماری شبیه یکدیگرند. این روان پزشک آلمانی توهم را جزو اصلی ترین ویژگی های بیماری پارانویا دانست. او براساس معنای یونانی پارانویا هرگونه افکار توهمی را جزو این بیماری قرار داد.
به این ترتیب از نظر کرپلین کسی که با خودش فکر می کند یک شخصیت سیاس یا ادبی- هنری مهم است نیز جزو بیماران پارانویا محسوب می شود. ویژگی اصلی بیماری پارانویا یا بیماران مبتلا به اختلال شخصیت بدگمانی، شک و بی اعتمادی به همه افراد است.
مبتلایان به این بیماری در بیشتر مواقع خشمگین هستند و نسبت به دیگران دشمنی دارند. آن ها به هر بهانه ای دعوا و مرافعه راه می اندازند و به بقیه به خصوص همسر خود سوءظن دارند. علاوه بر این، افراد مبتلا به پارانویا اغلب مواقع تصور می کنند تحت تعقیب هستند یا شخصی با آن ها دشمنی دارد و آن ها را مسموم یا بیمار کرده است. در بعضی موارد، فرد دچار این توهم می شود که دارای یک قدرت ماورایی یا برگزیده خداست که توسط یکسری نیروهای خارجی کنترل می شود.
این اتفاق دقیقا مثل این است که شما مغازه ای زیبا و شیکی را در نقطه ای از شهر بزنید که هیچ کس در آن محل رفت و آمد نمی کند!
https://mimos.irبه تازگی، مجمع جهانی اقتصاد بر اساس نظرسنجی از مدیران ارشد منابع انسانی در شرکت های پیشتاز جهان، گزارشی را منتشر کرده که در آن به شش مهارتی که برای موفقیت در هر شغلی باید آموخت و به کار گرفت، اشاره کرده است.
مهارت های مهم برای رسیدن به موفقیت شغلی
رسیدن به درآمد بیشتر و داشتن احساس رضایت شغلی از آرزوهای انسان های امروزی است. ما ساعت های زیادی از روز را سر کار هستیم و موفقیت در شغل مان نه تنها به درآمد بیشتر ختم خواهد شد بلکه باعث می شود احساس رضایت بیشتری از زندگی مان داشته باشیم. حالا این پرسش پیش می آید که به چه مهارت هایی احتیاج داریم تا بتوانیم در این زمینه موفق تر شویم؟
اولین مهارت برای موفقیت شغلی : انعطاف پذیری شناختی
انعطاف پذیری شناختی به طور کلی به این معناست که ژیمناستیک کاری ذهنی باشید. اگر فرض کنید که مغز شما زمین ژیمناستیک است و تمام ابزارهای مختلف (حلقه ها، میله ها و چوب ها) را به عنوان روش های مختلف تفکر تصور کنید (مغز خلاق، مغز ریاضیاتی، مغز تفکر انتقادی و...)، انعطاف پذیری شناختی این است که چقدر سریع و راحت می توانید بین روش های مختلف فکر خود را جابه جا و حرکت کنید. هر چه منعطف تر باشید، راحت تر می توانید الگوهای جدید را ببینید و ارتباطی منحصر به فرد بین ایده ها ایجاد کنید. خب ما چگونه باید اندام شناختی خود را منعطف کنیم؟
با آموختن موضوعات جدید و به ویژه، آموختن روش های جدیدی از فکر کردن. اگر شما از نوع افراد خلاق نیستید، سعی کنید حضور در یک کلاس هنری را امتحان کنید. اگر آدم خلاقی هستید ولی وقتی کلماتی مثل «بازارهای مالی» یا «اقتصاد» را می شنوید سرتان را می خارانید، خود را موظف به خواندن مجلات اقتصادی کنید. علاقه های خود را گسترش دهید، خارج از کنج راحتی خود پا بگذارید و از افرادی که دیدگاه های شما درباره جهان را به چالش می کشند استقبال کنید. حرفه شما (و مغز شما) برای این موضوع ممنون شما خواهد بود.