قالب های فارسی وردپرس 1

این وبلاگ جهت دسترسی آسان شما عزیزان به قالب های برتر وردپرس به صورت فارسی تدوین و راه اندازی شده است.

قالب های فارسی وردپرس 1

این وبلاگ جهت دسترسی آسان شما عزیزان به قالب های برتر وردپرس به صورت فارسی تدوین و راه اندازی شده است.

چند هفته پیش نوشته بودم که عاشق شدن مثل مصرف کوکائین است. درواقع شباهت‌های زیادی بین وضعیت مغز کسی که عاشق می‌شود و کسی که تازه کوکائین مصرف کرده است وجود دارد.

 

مصرف کوکائین در کوتاه مدت روحیه را تقویت می‌کند، میل جنسی را بالا می‌برد، اعتمادبه‌نفس را ارتقا می‌بخشد، توانایی صحبت کردن و گفتگو را تقویت می‌کند و هوشیاری را تشدید می‌کند. درواقع فوق‌العاده‌ترین حالت هوشیاری و قوی‌ترین حس زنده بودن را در فرد ایجاد می‌کند اما در بلند مدت عواض جبران ناپذیری بر سلامت انسان دارد.

 

اگر در جمله‌ی بالا مصرف کوکائین را با عاشق شدن جایگزین کنیم، آن‌وقت به درستی تجربه‌ی فرد عاشق را هم توصیف کرده‌ایم.

 

ازآنجا که سرمستی یک عشق تازه، تجربه‌ای فوق‌العاده است و برخلاف کوکائین پیگرد قانونی هم ندارد، چرا نباید سبک زندگی‌مان را براساس عاشق‌شدن‌های مداوم بنا کنیم؟ بهترین سبک‌زندگی همین عشق‌های پشت‌سرهمی نیست که هیچ‌کدام به ازدواج ختم نشود؟ از این گذشته، اگر جلوی ازدواج گرفته شود آن‌وقت دیگر طلاقی هم در کار نخواهد بود.

 

ولی نباید اینقدر تند پیش رفت. این ایده مشکلات اساسی زیادی دارد.

منبع

عادت‌های غذایی ناسالم عاملی است که تاثیرات عمده‌ای بر عملکرد مغز دارند. مشخص شده است که این عامل می‌توانند هوش انسانی را از توان بیندازند و فعالیت‌های شناختی و حل مساله را برای ذهن مشکل‌تر بسازند.

 

مصرف زیاد شیرینی 

غذاهای که سطح قند بالایی دارند تاثیر چشمگیری بر گیرنده‌های حیاتی مغز به‌جا می‌گذارند. به گفته محققان استفاده مفرط از شیرینی‌ها در رژیم غذایی نحوه عملکرد دوپامین در مغز را تغییر می‌دهد.

 

یکی از عملکردهای دوپامین، نقش مهم آن در شادی و جلوگیری از افسردگی است ـ دو عاملی که می‌توانند بر توانایی مغز در یادگیری تاثیر بگذارند.

 

کاهش زیاد مصرف کربوهیدرات‌ها 

بسیاری از کارشناسان تغذیه رژیم‌های غذایی حاوی کربوهیدرات پایین را برای کاهش وزن توصیه می‌کنند. اگر شما یکی از این نوع رژیم‌های غذایی را تجربه کرده باشید حتما می‌دانید یکی از سریع‌ترین تاثیرات کاهش دریافتی کربوهیدرات‌ها، تحریک‌پذیری و تغییرات خلقی است. تحقیقات آکادمیک ثابت کرده است کمبود کربوهیدرات‌ها در رژیم غذایی به مشکلات خلقی منجر می‌شود. افزون بر این، مطالعاتی که در دانشگاه تافتس آمریکا انجام شد نشان داد افزایش حساب شده دریافتی کربوهیدرات‌های ساده عملکردهای شناختی مغز را تقویت می‌کند.

 

جویدن آدامس 

هــرچند این موضوع، مورد بحث است اما تحقیقی که نتایج آن در نشریه Quarterly Journal of Experimental Psychology منتشر شد نشان داد جویدن آدامس می‌تواند بر حافظه کوتاه مدت تاثیر منفی داشته باشد.

 

منبع

رئیس‌تان با بداخلاقی و عصبانیت در راهروی اداره داد و قال می‌کند و ناگهان می‌بینید شما هم عصبی شده‌اید. یا مثلا سر میز شام با لحن خاصی که حاکی از نگرانی است با همسرتان گفتگوی کوتاهی دارید و متوجه می‌شوید بچه‌های‌تان نیز با همان لحن با همدیگر حرف می‌زنند. فکر می‌کنید تصادفی است؟ اینطور نیست.

 

استرس، کلمه‌ی ظاهرا کوچکی که احساسات منفی چون نگرانی، اضطراب و پریشانی را در بر می‌گیرد واگیر دارد و درست مانند یک سرماخوردگی معمولی می‌توانید آن را از دیگران بگیرید و مانند یک ویروس می‌تواند به شما احساس ضعف (از نظر احساسی) بدهد.

  

استرس چگونه پخش می‌شود 

در تحقیقی، اطلاعات مربوط به هزاران نفر از طریق تست سنجش استرس اجتماعی جمع آوری شد. طی هر تست، از دانشجویان خواسته شد مقابل گروهی از غریبه‌ها بایستند و سخنرانی بکنند و سپس از آنها خواسته شد بصورت ذهنی معادلاتی را حل کنند. شرایط جوری تعیین شده بود که در برابر واکنش‌های خونسردانه‌ی محققان که آنها را تماشا می‌کردند، استرس برانگیز باشد.

 

در نتیجه افراد دستپاچه شدند و هم در محاسبات ریاضی دچار اشتباه شدند و هم کلماتی را که می‌خواستند استفاده کنند فراموش کردند. محققانی که این افراد را تماشا می‌کردند تنها نقش تماشاچی را داشتند اما با این وجود خوشان نیز احساس بدی پیدا کردند! واکنش محققان غیر طبیعی نبود، زیرا نوع بشر همیشه تمایل بیولوژیکی طبیعی به اقتباس از احساسات اطرافیان خود داشته است. جاندارانی که به صورت گروهی زندگی می‌کنند (مانند انسان‌ها) نیاز به برخی از انسجام‌های اجتماعی دارند. اگر یکی از اعضای گروه خطری احساس کند، به نفع همه است که دیگران هم احساس خطر کنند.

 

انسان غارنشین اگر سراسیمگی و بالا و پایین پریدن‌های یکی از اعضای گروه خود را نادیده می‌گرفت ممکن بود توسط کفتار عظیم الجثه‌ای بلعیده شود، اما آنهایی که فورا متوجه می‌شدند همان‌هایی بودند که زنده می‌ماندند. ما موجودات اجتماعی هستیم و بقای ما، از لحاظ تکاملی، تا حدود بسیار زیادی بستگی به توانایی ما در خواندن احساسات دیگران دارد، چه دوست ما باشند و چه دشمن ما. ما از نیت و منظور دیگران به روش‌ها گوناگونی آگاه می‌شویم و این روش‌ها را بلدیم، مخصوصا اینکه چطور هیجانات خود را بروز می‌دهند و چه زمانی استرس دارند.

 

در یک آزمایش، محققان موش‌ها را در معرض مقداری استرس قرار دادند. بعد از اینکه این موش‌ها به قفس‌های خود برگشتند، پارتنرهای آنها نیز مضطرب و آزرده شدند. دانشمندان با شگفتی دریافتند فعالیت مغز موش‌هایی که تحت استرس قرار نگرفته بودند، از کسانی که تحت استرس قرار گرفته بودند، تقلید کرده است. به گفته‌ی یکی از پژوهشگران، تجربیات و استرس‌های دیگران می‌تواند ما را جوری تغییر دهد که حتی خودمان هم کاملا درک نکنیم.

منبع

رنگ ها علاوه بر جنبه های زیبایی تاثیرات زیادی بر روحیه ما دارند. در این مطلب به تاثیر 4 رنگ اصلی اشاره می کنیم.

 

همه ما به بعضی از رنگ ها بیشتر علاقه داریم. گاهی به دلیل این که با دیدن شان احساس آرامش می کنیم و گاهی برای این که همرنگ پیراهن تیم فوتبال مورد علاقه مان است.

 

با این حال، تاثیر رنگ ها در عملکردهای روزانه ما بسیار بیشتر از چیزی است که به آن باور داریم. به طور مثال، بارها و در تحقیقات متعدد پژوهشگران ثابت شده که میزان کارایی افراد در اتاقی به رنگ قرمز با همان اتاق به رنگ آبی، فرق دارد. اما روان شناسی رنگ چیست و رنگ ها چگونه احساسات ما را تحت تاثیر قرار می دهند؟ در ادامه این مطلب به برخی جنبه های روان شناسی رنگ ها و تاثیرات چهار رنگ اصلی بر روان انسان ها، اشاره خواهد شد.

  

روان شناسی رنگ چیست؟

روان شناسی رنگ مسئول بررسی جنبه های مختلف تاثیر رنگ ها بر انسان است. رنگ ها می توانند تصورات و احساسات ما را تغییر دهند، حافظه و تمرکزمان را بهبود ببخشند و حتی ما را برای اتخاذ تصمیمات خاصی متقاعد کنند. بر این اساس دانستن معنی رنگ ها، می تواند به درک بهتر رفتار ما کمک زیادی کند. روان شناسی رنگ یک رشته درحال توسعه است. آگاهی از این علم برای حرفه هایی مانند طراحی داخلی، بازاریابی، تبلیغات و فروش اهمیت زیادی دارد. کشف معنی رنگ ها می تواند در زندگی روزمره نیز نقش زیادی داشته باشد و به عنوان مثال به ما در انتخاب لباس مناسب برای یک رویداد خاص، انتخاب هدیه ایده آل برای یک دوست یا صرفا برای داشتن یک احساس خوب در خانه کمک کند.

  

آبی : رنگ آرامش اما دشمن شادی! 

رنگ آبی به ایجاد احساس آرامش شهرت دارد. به گفته محققان دانشگاه جورجیای آمریکا، رنگ آبی به ما احساس آرامش و سکون می دهد و حتی می تواند به تعادل تیروئید و کاهش فشار خون کمک کند. حتی دولت ها نیز از آثار آرامش بخش بودن رنگ آبی غافل نبوده اند و به طور مثال در سال 2000، وقتی روشنایی خیابان ها در گلاسکو بزرگ ترین شهر اسکاتلند به رنگ آبی تغییر یافت، میزان جرایم در این شهر کاهش پیدا کرد. در سال 2012 نیز پس از تغییر روشنایی شهر نارای ژاپن به رنگ آبی جرم و جنایت 9درصد کاهش یافت. با این حال استفاده زیاد از رنگ آبی می تواند ما را تا حدی غمگین و افسرده کند. برای ایجاد تعادل بهتر است این رنگ را در ترکیب با رنگ هایی مثل زرد و سبز مورد استفاده قرار داد.

منبع

چطور جواب آدم‌های منفی را بدهید بدون اینکه خودتان منفی شوید 

آدمهای «سمی» یا «منفی» می‌توانند نقش مهمی در زندگی ما ایفا کنند و اگر دقیق‌تر نگاه کنیم می‌توانیم ببینیم که در واقع هیچکس ذاتا منفی یا سمی نیست و صرفا مشکلی وجود دارد که باعث می‌شود از دید ما منفی به نظر برسد.

 

واقعیت این است که چیزهای زیادی می‌توانیم از این موقعیت‌ها یاد بگیریم. در این مطلب به شما می‌گوییم با چنین افراد و شرایطی چطور راحت‌تر برخورد کنید. فقط کافیست یادتان باشد به جای اینکه با یک اردنگی چنین آدمی را از خود دور کنید، از فرصت استفاده کنید و درمورد خودتان چیزهایی یاد بگیرید!

 

1) ببینید چه چیزهایی می‌توانید از آدمهای منفی یاد بگیرید 

یکی از اولین کارها و احتمالا مهمترین کاری که در زندگی خودم در مواجهه با افراد منفی انجام می‌دهم این است که از خودم می‌پرسم چه چیزی در این آدم مرا آزار می‌دهد، چه چیزی باعث می‌شود در مواجهه با این فرد احساس بدی داشته باشم، آیا تجربه یا خاطره‌ای تلخ را به یادم می‌آورد، آیا حس خاصی را در من برمی‌انگیزد، آیا مانعی بر سر راهم ایجاد می‌کند.

 

وقتی بفهمیم چه چیزی را در این آدم دوست نداریم و حالمان را بد می‌کند می‌توانیم بررسی کنیم آیا چیزی است که بتوانیم اول در وجود خودمان آن را کنترل یا هماهنگ کنیم. دلیل اینکه اول باید به خودمان نگاه کنیم این است که ببینیم این شخص چه نقشی می‌تواند در خودشناسی ما داشته باشد. بیشتر اوقات وقتی روی خودمان کار می‌کنیم این آدمها از زندگی‌مان ناپدید می‌شوند یا تغییر می‌کنند.

 

وقتی به خودتان نگاه می‌کنید ممکن است متوجه شوید مشکل از قضاوت شما در مورد این آدمهاست. یا ممکن است کارهایی انجام می‌دهند که شما دوست ندارید، شاید هم قابل اعتماد نیستند و برای همین مشکلاتی در زندگی‌تان بوجود می‌آورند. به هر حال هدف این است که با همان حس بد ادامه ندهید و در عوض نسبت به چیزی که در حال روی دادن است به یک صلح یا پذیرش نسبی برسید تا بتوانید عامل منفی را حذف کنید، نه لزوما آدمش را!

 

اگر بعد از بررسی‌ها دیدید راهی جز کنار گذاشتن آدم منفی از زندگی خود ندارید حالا می‌توانید با خیال راحت‌تری این کار را انجام دهید، موضوع این است که دلیل حذف آدمهای منفی از زندگی‌تان این نباشد که توان روبرویی با چیزی را که از درون خودتان آزارتان می‌دهد ندارید. بهترین نتیجه‌ای که خواهید گرفت این است که انگیزه‌های منفی درون خودتان را پیدا می‌کنید.

 منبع