بسیاری از افراد معتقدند ریشه بیماریهایشان در تنشهای عصبی و استرسهایی است که به دلایل مختلف طی زندگی با آن دست و پنجه نرم میکنند.
یعنی عامل چاقی، بیماری متابولیکی، بیاشتهایی، آسیبهای پوست و مو، مشکلات گوارشی و حتی ابتلا به سرطان را به گردن اعصاب خرابشان میاندازند . چنین تصوری چندان هم عوامانه نیست بلکه از نقطهنظر روانشناختی و اختلالات روان تنی نیز تا حدی قابل تائید است. کما اینکه اختلالات روانتنی فقط مربوط به بیماران روانپزشکی نیست و هر فردی که مبتلا به بیماریهای مختلف اعم از سرطان و دیابت باشد درگیر این نوع اختلالات میشود. در باره بیماریهایی که به ظاهر فیزیکی هستند ولی ریشه روانشناسی دارند با دکتر رحیمنیا، روانپزشک و فلوشیپ روانتنی به گفتوگو نشستهایم .
در مورد ارتباط اختلالات روانپزشکی و سرطان، هنوز رابطه مستقیم و واضحی شناسایی نشده است. با وجود این، بسیاری از بیماران مبتلا به سرطان، از وقوع یک حادثه استرسزای شدید در زندگیشان که از نظر زمانی با شروع بیماری سرطان یکسان بوده است گزارش میدهند. آنچه مسلم است این است که رفتارهایی که باعث افزایش احتمال بروز سرطان میشوند، مثلا مصرف سیگار و الکل، در بیماران با اختلالات روانی مانند مبتلایان به افسردگی و سایر اختلالات خلقی بیشتر است. بنابراین قابل انتظار است که در این بیماران وقوع سرطان بیشتر باشد.
آیا استرس، واکسن دارد؟
افراد میتوانند از طریق یادگیری «مکانیسمهای کنارآیی کارآمد»، خودشان را نسبت به اثرات استرس واکسینه کنند. مکانیسمهای کنارآیی کارآمد عمدتا شامل مهارتهای حل مساله و ارتباط سالم با دیگران است.
افرادی که از مکانیسمهای کارآمد در مواجهه با استرس سود میجویند، وقتی با یک مشکل بزرگ مواجه میشوند، قادرند خودشان را از نظر هیجانی کنترل کنند و تلاش میکنند که همه راهحلهای ممکن برای حل مشکل را برگزینند و به بهترین آنها عمل کنند. همچنین از دیگران برای حل مشکل کمک میگیرند و از انجام کارهایی که معضل را پیچیدهتر میکند میپرهیزند.
http://www.beytoote.com/psychology/khanevde-m/grief7-hard-lean.html
این تحقیق روی 1000 نفر در سراسر ایالات متحده انجام شد و محققین متوجه شدند افرادی که دارای وابستگی مذهبی هستند به طور متوسط تقریبا 4 سال بیشتر از افراد بدون وابستگی مذهبی زندگی می کنند.
دو عامل دیگر تاثیر گذار بر سن افرادی جنسیت و مجرد و یا متاهل بودن افراد است. ( زنان به طور متوسط 4.8 سال بیشتر از مردان عمر می کنند ) محققین با دخیل کردن این دوعامل در مطالعه باز هم به نتایج یکسان رسیدند.
فاکتورهای سبک زندگی می تواند توضیحی بر این نتیجه باشد.
بسیاری از ادیان روش های ناسالم زندگی مانند مصرف الکل و مواد مخدر را محدود کرده اند که در کاهش طول عمر نقش دارند.
در بسیاری از ادیان اقداماتی برای کاهش استرس وجود دارد که باعث بهبود سلامت می شوند از جمله شکرگذاری، دعا، عبادت یا مراقبه.
نکته جالب توجه اینجاست که در شهرهای که افراد مذهبی مجبور بودند خودشان را با هنجارهای اجتماعی وفق دهند عمرشان نسبت به افراد غیر مذهبی بیشتر بود.
ولی در شهرهایی که نیازی به انطباق پذیری با هنجارهای اجتماعی نداشتند عمر افراد غیر مذهبی هم به اندازه افراد مذهبی افزایش پیدا می کرد.
دانشمندان از اصطلاح اثرگذاری خارجی برای این پدیده استفاده می کنند.
یعنی افراد غیر مذهبی که در مجاورت افراد مذهبی زندگی می کنند خواه نا خواه از مزایای تاثیر دین بر سلامت روحی و جسمی جامعه استفاده می کنند.
تحقیقات قبلی ارتباط دین با بهبود سلامت را مشخص کرده بود.
همه ما، ترس ها و نگرانی هایی در زندگی داریم اما نداشتن اعتماد به نفس، از این مشکلات نیز خطرناک تر است. شاید یکی از دلایل این امر، این است که در سنین پایین تر تشویق نشده ایم تا پتانسل های خود را کشف کرده و ریسک کنیم. شاید یک شکست عشقی داشته ایم و زخم وارده از این شکست عشقی سبب از بین رفتن اعتماد به نفس ما شده باشد. فرقی نمی کند دلیل بروز این مشکل، چه بوده زیرا عادت های رفتاری متعددی وجود دارد که با کمک آنها می توانیم اعتماد به نفس خود را ارتقا داده و به فردی شادتر تبدیل شویم. برخی از این عادت های اخلاقی عبارتند از:
بدانید و بپذیرید که زیبا هستید
یکی از عواملی که در ارتقای اعتماد به نفس موثر است اعتقاد به زیبا بودن است. اگر این واقعیت را نپذیرید، همچنان ترسو باقی خواهید ماند. حال فرقی نمی کند که از چه ترفندی استفاده می کنید. در مقابل، اگر احساس کنید که زیبا هستید این امر موجب افزایش اعتماد به نفس شما می شود.
همیشه با ظاهری آراسته از منزل بیرون بروید
سعی کنید، بدون داشتن ظاهری برازنده از منزل خارج نشوید زیرا نمیدانید که در مسیر خود با چه کسی روبرو خواهید شد. یکی از روش های ارتقای اعتماد به نفس، این است که همیشه با لباس های مرتب و تمیز از منزل خارج شوید. داشتن ظاهری زیبا و آراسته، تاثیر چشمگیری بر شیوه احساس وتفکرتان در مورد خودتان دارد.
وضعیت نشستن، راه رفتن و حتی ایستادن خود را چک کنید.
وضعیت نشستن، راه رفتن و حتی ایستادن، تاثیری فوق العاده ای بر اعتماد به نفس دارد. قوز کردن یا راه رفتن به شیوه نادرست نه تنها بر سلامت تاثیر منفی میگذارد بلکه بر حالت های روحی و نگاهتان به خود نیز تاثیر میگذارد. مطالعات نشان داده اند که وضعیت نامناسب بدن می تواند سبب احساس ترس و غم در فرد شود.
قابلیت های خود را افزایش دهید
برای افزایش اعتماد به نفس، قابلیت های فردی و حرفه ای خود را افزایش دهید. به این منظور می توانید از فرصت های موجود برای یادگیری، رشد و پیشرفت استفاده کنید. برای مثال اگر می خواهید یک عکاس برجسته شوید تکنیک های جدید را مطالعه کرده و یاد بگیرید.
برای افزایش اعتماد به نفس، قابلیت های فردی و حرفه ای خود را افزایش دهید
دنبال اهداف دست یافتنی و قابل حصول باشید
بسیاری از افراد اهداف دست نیافتنی را برای خود مشخص می کنند در نتیجه پس از شکست، دچار یاس و ناامیدی می شوند. به همین دلیل بهتر است اهداف دست یافتنی را برای خود تعیین کنید. در اینجا مثلا مقدار یادگیری مهم نیست بلکه این واقعیت که شما در حال پیشرفت هستید از اهمیت بیشتری برخوردار است.
برای انجام برخی از کارها داوطلب شوید
اگر می خواهید در ارتباط با مردم اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید داوطلب شدن می تواند گزینه ای مناسب باشد زیرا فرصت مناسبی را فراهم می کند تا افراد از سایر حوزه ها را ملاقات کنید.
این ۵ نیاز که به نام سلسله مراتب نیازها یا هرم مزلو نیز شناخته شده اند پایه و اساس بسیاری از رفتارهای انسان در زندگی فردی و اجتماعی را تبیین می کنند.
۵نیاز اساسی براساس نظریه مزلو
مزلو معتقد است که نیازهای مشترک انسان ها شامل ۷ دسته که به صورت هرم نشان داده می شود. این هرم یا سلسله مراتب نشان می دهد که برای رسیدن به نیازهای بالاتر بایستی نیازهای پایین تر رفع و برآورده شوند. در غیر اینصورت افراد از دستیابی به نیازهای بعدی محروم می شوند هر چند در این زمینه برخی استثنائات وجود دارد ولی در حالت کلی سلسله مراتب نیازها ثابت است.
سلسله مراتب نیازها
نیازهای فیزیولوژیکی
توجه داشته باشید که نیازهای فیزیولوژیکی پایه هرم را تشکیل می دهند. بنابر باور مزلو اولین و اساسی ترین نیاز افراد، نیاز به زنده ماندن است. نیازهای فیزیولوژیکی شامل تلاش برای کسب غذا و آب است. افراد قبل از اینکه بتوانند در مورد چیزی فکر کنند، باید غذا بخورند و تشنگی را رفع نمایند. اگر هر یک از این نیازهای فیزیولوژیکی برآورده نشود، افراد توان رسیدگی به مسائل زندگی را ندارند.
نیازهای ایمنی
پس از برآورده شدن نیازهای فیزیولوژیکی نیازهای ایمنی مطرح می شوند. نیازهای ایمنی شامل احساسات جسمی و روانی برای بقا و پناهگاه است. حس امنیت برای افراد در پایین ترین سطح به معنی داشتن مکانی برای زندگی است.
نیازهای عشق و وابستگی
پس از رفع نیازهای فیزیولوژیکی و نیاز ایمنی، فرد می تواند انگیزه ای برای پاسخگویی به نیازهای ارائه شده در سطوح بالاتر هرم داشته باشد. سطح سوم هرم نیاز به عشق و تعلق است. این نیاز از طریق روابط رضایت بخش، روابط با اعضای خانواده، دوستان، همسالان، همکلاسی، معلمان و افراد دیگر که با آنها ارتباط برقرار می کنند، برآورده می شود. روابط رضایت بخش مستلزم پذیرش توسط دیگران است. افراد پس از رفع نیاز بقا و زیستی می توانند دنبال روابطی باشند که از نیاز آنها به عشق و تعالی برخوردار است.
نیاز به عزت نفس
هنگامی که افراد به طور رضایت بخشی نیاز خود به عشق و تعلق را برآورد کرده اند، می توانند در ایجاد احساسات مثبت ازخود، ارزش قائل شدن برای خود و اعتماد به نفس نقش داشته باشند.
نیاز به خودشکوفایی
چهار نیاز پایه و اساسی زندگی در قاعده هرم مزلو به عنوان نیازهای ضروری شناخته شده اند که برآورده سازی هریک لازمه ورود به نیاز بعدی را موجب می شود. به همین دلیل، چهار سطح نیاز اول، نیازهای کمبود نام گرفته اند. پس از آنکه نیازهای کمبود رفع شوند، نیاز به خودشکوفایی مطرح می شود. این نیاز جز نیازهای عالی انسانی است و همه افراد احتمال دسترسی به آن را ندارند. نیاز به خودشکوفایی، محوری ترین نیاز در حیطه آموزش و پرورش می باشد و همه تلاش مربیان و معلمان در جهت رسیدن به این نیاز است.
- کمبود خواب
اگر می خواهید همیشه روحیه ی خوبی داشته باشید خواب کافی را در اولویت خود قرار دهید و سعی کنید روزانه ۷ تا ۹ ساعت بخوابید. خواب نقشی اساسی در سلامت روانی دارد، بنابراین کمبود آن باعث بداخلاق شدن شما می شود. درست مثل نوزادی که گریه می کند و وقتی او را می خوابانید حال بهتری دارد.
۲- زوال عقل
وقتی شروع به فراموش کردن چیزهای کوچکی مثل صحبت های دیگران یا جای کلیدهایتان می کنید، طبیعی است که ناامید و بداخلاق شوید. وقتی نیازهای ما برطرف نمی شود دچار ناامیدی می شویم و این ناامیدی می تواند به شکل بداخلاق شدن و خشم نسبت به دیگران خود را نشان دهد.
۳- دردهای مزمن
دردهایی مثل کمر درد که در ظاهر ارتباطی به روحیه ی شما ندارند، می توانند شما را بداخلاق تر از معمول کنند. ما اغلب مایل نیستیم به دردهای خود اقرار کنیم بنابراین این مسأله به شکل بداخلاق شدن بروز پیدا می کند.
۴- افسردگی خفیف
افسردگی درجات مختلفی دارد، از افسردگی خفیف که جزئی از زندگی عادی بشر است گرفته تا افسردگی بالینی که صدمه ای جدی به زندگی شخص وارد می کند. افسردگی خفیف مشکلات شدید افسردگی بالینی را ندارد اما باعث می شود فرد دائما بداخلاق و بدبین باشد.
۵- اضطراب
نگرانی برای زمان تحویل یک پروژه یا برنامه ی پیش رو دلیل کافی ای برای عصبی بودن یک شخص است. اما کسانی که مبتلا به اختلالات اضطرابی هستند همواره چنین احساسی را تجربه می کنند. وقتی مضطرب هستید، میزان تحریک پذیری شما بالا می رود و هر اتفاق کوچکی کافی است تا عصبانی شوید.
۶- مصرف بیش از اندازه ی کافئین
کافئین ماده ای شیمیایی است که تأثیر زیادی بر مغز دارد. این ماده باعث هوشیاری می شود و اگر به قهوه اعتیاد داشته باشید، وقتی از کافئین محروم باشید زودرنج و دچار خستگی مفرط می شوید. به علاوه، مصرف بیش از اندازه ی قهوه هم باعث بداخلاق شدن می شود.
۷- نارسایی قلبی
افرادی که دچار نارسایی قلبی هستند با مشکلات زیادی مثل خستگی مفرط، مشکلات تنفسی و مصرف داروهای مختلف دست و پنجه نرم می کنند. این مشکلات باعث عصبی شدن شخص می شود. علاوه بر این، مشکلات قلبی، گردش خون در مغز را مختل می کند. مغز کنترل احساسات را بر عهده دارد، بنابراین هر چیزی که به گردش خون در مغز، به ویژه بخش های قدامی آن صدمه بزند می تواند منجر به بداخلاقی شود.
http://www.beytoote.com/psychology/khanevde-m/kidding7-sensitive.html