قالب های فارسی وردپرس 1

این وبلاگ جهت دسترسی آسان شما عزیزان به قالب های برتر وردپرس به صورت فارسی تدوین و راه اندازی شده است.

قالب های فارسی وردپرس 1

این وبلاگ جهت دسترسی آسان شما عزیزان به قالب های برتر وردپرس به صورت فارسی تدوین و راه اندازی شده است.

گاهی هم کودک از ترس همکلاسی‌های قلدرش و برای قانع کردن آنها دست به دزدی می‌زند تا از جمع همکلاسی‌ها طرد نشود یا مورد تعارض قلدران قرار نگیرد.

اگر والدین با رفتارهایی مانند دزدی کودکان مواجه شدند باید از کتک زدن یا رفتار تشویق آمیز نسبت به آنان خودداری کنند و با کنترل خود، به کودک نزدیک شوند.

هدف کودک از دزدی می‌تواند مطرح کردن خود باشد. برخی کودکان به دلیل ضعف در مهارت‌های ارتباطی برای جلب توجه همکلاسی‌هایشان، از جیب پدر و مادرشان پول بر می‌دارند و برای آنها هدیه می‌خرند.

گاهی هم کودک از ترس همکلاسی‌های قلدرش و برای قانع کردن آنها دست به دزدی می‌زند تا از جمع همکلاسی‌ها طرد نشود یا مورد تعارض قلدران قرار نگیرد.بنابراین بهترین واکنش از سوی والدینی که با رفتار دزدی کودک مواجهه می‌شوند، همدلی است.


نباید در گام اول به دنبال علت رفتار باشیم چرا که در کودک مقاومت ایجاد می‌کند.
والدین باید در گام های بعدی، مهارت‌های ارتباطی مناسب به ویژه ابراز وجود را در کودک به وجود آورده و آن را تقویت کنند. کودکی که دزدی می‌کند و تن به خواسته‌های غیرمنطقی همکلاسی‌هایش می‌دهد، اعتماد به نفس پائینی دارد.

تقویت مثبت با گفتن کلمه «آفرین» در مقابل این نوع رفتار کودکان می تواند تشویق محسوب شده یا اقدام منفی مانند کتک زدن است، موجب افزایش چین رفتارهایی در کودکان می شود و هر دو اشتباه است.

منبع

کودکان از رفتارهای بد خود، همیشه هدفی دارند. بسیاری از والدین از این اهداف بی اطلاع هستند و به محض مشاهده یک رفتار بد از کودک، به جای شناسایی علت رفتار، به نشانه واکنش می دهند و شرایط را نابه سامان تر می کنند.

کودک بدرفتار
کودکان از رفتارهای بد خود، همیشه هدفی دارند. بسیاری از والدین از این اهداف بی اطلاع هستند و به محض مشاهده یک رفتار بد از کودک، به جای شناسایی علت رفتار، به نشانه واکنش می دهند و شرایط را نابه سامان تر می کنند. برای پاسخ موثر به بدرفتاری فرزندان لازم است اهداف کودکان از بدرفتارهای شان را بشناسید.  با شناخت علت و هدف فرزندان از بدرفتاری  می توانید، راهکار مناسب را اتخاذ کرده و متناسب با آنها برخورد کنید تا از شدت یافتن مشکل رفتاری ممانعت نمایند و یا آن که جلوی آن رفتار خاص را بگیرید.

اهداف کودکان از بدرفتاری هایشان عبارت است از: جلب توجه کردن، اعمال قدرت، انتقام جوی و عاجز جلوه دادن.

سبک های فرزند پروری، حرفها واعمال والدین، موقعیت فرزند در خانواده، تقلید و... باعث می شود کودکان این رفتارها را یاد بگیرند. به بیانی دقیق تر آن که، کودکانی که احساس تعلق ندارند، احساس ناامنی و انزوای افراطی می کنند، لذا ممکن است با جلب توجه منفی، بخواهند  تعلق خود را به جایی و یا کسی ثابت کنند.  کودکانی که خود را توانا نمی بینند و شایسته هیچ حقوقی نمی دانند، احتمالا با  کنترل دیگران و یا نشان دادن این که هیچ کس نمی تواند آنها را کنترل کند، به دنبال اعمال قدرت هستند.

 

همچنین کودکانی که گمان می کنند به حساب نمی آیند و بی اهمیت هستند، ممکن است دیگران را به خاطر احساس بی ارزش بودن خود تنبیه و مجازات کنند و سعی بر انتقام داشته باشند و در نهایت، کودکانی که اغلب احساس عجز و ناتوانی می کنند و بدون احساس دلگرمی هستند، ممکن است با پذیرش ناتوانی، خود را در نزد دیگران عاجز جلوه دهند. 

برای روشن شدن مسئله مثالی می زنیم : کودکی سر وقت آمدن را فراموش می کند، چون می خواهد به او یادآوری شود، چرا که خواهان جلب توجه است. کودکی دیگر بدان جهت فراموش می کند که می خواهد به شما نشان دهد که نمی توانید او را به آنچه که متمایل به انجامش نیست، مجبورش کنید. کودکی دیگر برای نگران کردن شما، ممکن است فراموش کند. این کودک احساس آسیب و لطمه می کند و قصد دارد با انتقام گرفتن از شما، مقابله به مثل کند؛ و سرانجام کودکی ممکن است فراموش کند، چون از پذیرش هر مسئولیتی ترس دارد و احساس ناتوانی می کند و با فراموش کاری می خواهد راحتش بگذارید و انتظاری از او نداشته باشید. این کودک، با رفتار اجتنابی و نشان دادن بی کفایتی می خواهد از اعتماد به نفسش حفاظت کند.

 

منبع

یک کارشناس مسایل دینی و استاد حوزه و دانشگاه گفت: فرزندان ما آنچنان می‌شوند که ما هستیم، نه آنطور که دلمان می‌خواهد پس باید در تربیت آنها به مسائل گوناگونی توجه داشته باشیم.

تربیت دینی کودک
حجت‌الاسلام والمسلمین مسعود عالی با اشاره به نقش خانواده در اسلام با محوریت چگونگی تربیت کودکان و نوجوانانی که در حادثه عاشورا حضور داشتند، افزود: رسول خدا(ص) چهار راهکار برای تربیت فرزندان معرفی می‌کنند. یکی اینکه پدر و مادر ابتدا خود عامل به خیر و خوبی باشند. در خانه‌ای که پدر و مادر به واجبات، محرمات و حلال و حرام توجه نمی‌کنند یا به نماز اول وقت اهمیت نمی‌دهند نباید انتظار داشته باشند که فرزندانشان دینی تربیت شوند.

وی خاطرنشان کرد: والدین باید صداقت، رفاقت، تدین و مهربانی و اهل عمل بودن به خیر و خوبی‌ها را از خود نشان دهند. بنابراین خوشا به حال پدر و مادری که دین را شوخی نگیرد و آن را در عمل به فرزندانش بیاموزد.

این واعظ مجالس دینی افزود: راهکار دوم این است که فرزندانتان را متذکر خدا قرار دهید و این به معنی تسبیح دادن به دست فرزند نیست، بلکه باید بستر خانواده بستر ذکر و یاد خدا باشد و یاد خدا به طوری در آن خانه قوی باشد که کسی جرأت گناه نداشته باشد.

عالی با بیان این‌که «در خانه‌هایی که دینداری پررنگ می‌شود شهدایی همچون شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس تربیت می‌شوند» گفت: راهکار سوم این است که فرزندانتان را امر به معروف و نهی از منکر کنید و بدانید با که می‌رود، کجا می‌رود و چه می‌کند. اما فرزندی که ازدواج کرد و رفت تلاش نکنید سلیقه‌ها و نظراتتان را به او تحمیل کرده و زندگی او را خراب کنید بلکه به آنها نظر مشورتی بدهید زیرا امر به معروف باید همراه با رفاقت باشد.


منبع

یکی از اصولی که در برخورد با نوجوانان به‌خصوص در مراحل پایانی دوران نوجوانی باید رعایت شود، مشورت و گفت‌وگو با آن‌هاست.

پدر و مادر در این زمان ‌باید همواره با فرزندان خود تعامل و گفت‌وگو داشته باشند. هنگامی که با نوجوان درباره‌ی مسئله‌ای مشورت و نظرخواهی می‌کنیم، احساس ارزش‌مندی به او القاء می‌شود و حس می‌کند والدینش او را قبول داشته و به او اعتماد دارند از این رو احساس غرور، سربلندی و شادمانی می‌کنند.

مشورت با فرزندان سبب ایجاد تفکر خلاق در آن‌ها و پرورش حس مسئولیت و واقعیت‌پذیری در نوجوان می‌شود. نوجوان ناچار می‌شود درباره‌ی جنبه‌های مختلف مسئله‌ای که به او سپرده شده فکر کند و برنامه‌ای تنظیم نماید و هنگام جمع‌آوری اطلاعات و ارائه‌ی برنامه‌ریزی با واقعیت‌های زیاد زندگی آشنا شده و تجربه به دست ‌آورد. گفت‌وگو با فرزندان در تامین سلامت روانی و پرورش اندیشه‌شان و هم‌چنین ایجاد توازن و تعادل در روابط صحیح پدر و مادر با آن‌ها نقش اساسی داشته و از اثرگذارترین برنامه‌های تربیتی و ارتباطی با نوجوان شمرده می‌شود. پیامبر اکرم (ص) در این زمینه می‌فرماید: «فرزند آدمی در هفت سال اول زندگی سرور و بزرگ است و در هفت سال دوم مطیع و فرمان‌بردار و در هفت سال سوم وزیر و مشاور پدر و مادر است.» (وسائل الشیعه، ج 15، ص195)

در حقیقت اولین قدم برای ایجاد رابطه‌ای صمیمانه با نوجوان این است که او را همان‌گونه که هست قبول داشته باشید. با همه‌ی استعدادها و کاستی‌هایش. به او به چشم فردی مستقل که دارای سلیقه‌ و عقیده‌ی خاصی است نگاه کرده و کمکش کنید از مرحله‌ی سخت نوجوانی عبور کرده و قدم به جوانی بگذارد.

ارتباط باید دو طرفه باشد: اگر برخورد با نوجوان، ارتباطی یک‌طرفه و به صورت بالا به پایین و امری و دستوری باشد به عصیان و تمرد او منتهی شده و به رابطه‌ی عاطفی شما شدیداً لطمه می‌زند. سنین نوجوانی دوران حساسی است. در این سال‌ها پسرهای نوجوان که در منزل از نظر احساسات درک نمی‌شوند، به جامعه‌ی دوستان ناباب قدم می‌گذارند و دختران نوجوان که احساس کمبود محبت می‌کنند به سوی محبت دیگران سوق داده می‌شوند.

منبع

همه والدین آرزو دارند که بهترین پدر و مادر باشند،اما به راستی چکونه این ممکن است؟ پدر یا مادری که هم می‌توانند فرزندان‌شان را بخوبی تربیت ‌کنند و خوب و بد را به آنها بیاموزند و هم رابطه‌ای دوستانه و موفق با آنها برقرار ‌کنند.

ارتباط والدین و فرزندان
چگونه می توان بر همه سختیها و مشکلات زندگی غلبه کرد و در عین حال با فرزندان نیز با نرمش و خونسردی برخورد کرد.

بعضی وقتی می خواهند با فرزندشان دوست باشند، دیگر نمی توانند او را بدرستی تربیت کنند و به اشتباه تصور می کنند دوست بودن به معنای تائیدکردن همه کارهای اوست و گروهی دیگر هم هستند که فقط می خواهند امر و نهی کنند و نمی دانند بچه ها به محبت و دوستی والدین هم نیاز دارند. متخصصان و کارشناسان اما نظر دیگری دارند و می گویند پدر و مادرها هم باید به فرزندان شان محبت کرده و هم باید به شیوه صحیح آنها را تربیت کنند.

 

بنابراین بد نیست این راهکارها را در نظر داشته باشید، شاید به شما کمک کند تا در تربیت فرزندتان موفق عمل کنید:

آرامش در هر کاری رمز موفقیت است. پس صبور باشید و استرس را از خود دور کنید.هرگز به فرزند خود بر چسب نزنید و او را با کسی مقایسه نکنید زیرا اثرات نا مطلوب آن غیر قابل جبران است.زدن برچسبهای منفی اثر تخریبی زیادی در بر دارد(مثل کوچولوی وسواسی من یا نادان کوچولو و...)

به احساسات درونی خود اطمینان داشته باشید. شاید شنیده باشید که میزان مناسب خواب،تغذیه،تماشای تلویزیون و ...بهتر است برای کودک در حد استاندارد صورت گیرد.به همین دلیل گاهی اوقات احساس گناه کرده و تصور میکنید وظیفه خود را به خوبی نرسانده اید.ولی بهتر است بدانید که هیچ کس فرزندتان را بهتر از شما نمیشناسد.بنابراین بهتر است به احساسات و تصمیمات خود نسبت به کودکتان اطمینان داشته باشید.

منبع