خانواده اولین جامعه است که کودک در آن قرار می گیرد و مهمترین نقش تربیتی را در ساختن آینده کودک بر عهده دارد . یکی از مهمترین مسائلی که در برخورد با کودکان باید مورد توجه والدین قرار گیرد، مسئله اعتماد به نفس کودک است . در مورد افزایش اعتماد به نفس کودک، پدر و مادر دارای جایگاه خاص هستند، و نقش ویژه ای را در این زمینه ایفا می کنند.
اعتماد به نفس در واقع ایمان داشتن به
این امر است که فرد توانایی انجام بسیاری از کارها را دارد. حال اگر این
حس در کودکی پرورش یابد، در بزرگسالی نیز در تمام لحظات فرد این احساس را
با خود به همراه خواهد داشت، و یکی از پایه های موفقیت فرد در همین مقطع
شکل می گیرد.
بی قید و شرط عشق بورزید
اعتماد
به نفس کودک وقتی شکوفا میشود که نوعی علاقه بی قید و شرط را ببیند، عشقی
که میگوید «دوستت دارم، هرکه باشی و هرچه انجام بدهی». وقتی کودکتان را
صرفنظر از توانایی هایش، مشکلاتش، اخلاقش، یا قدرتش میپذیرید، به او
بیشترین کمک را میکنید. بنابراین، او را در عشق خود غرق کنید. او را تا
میتوانید بغل کنید، ببوسید و به پشتش بزنید و فراموش نکنید به او بگویید
که چقدر دوستش دارید. وقتی مجبورید در موردی به او تذکر بدهید ، به او
بفهمانید تذکر شما در مورد رفتارش است و نه خودش . مثلا، به جای این که
بگویید «خیلی پسر شرّی هستی. چرا درست نمیشی؟ به او بگویید، «لطفا تو خونه
فوتبال بازی نکن. فوتبال بازی بیرون از خونه است».
با ادب باشید
نکته
دیگر این که در روابط کلامی بین خود و کودک تان ادب را رعایت کنید ، هر
گاه کاری را از او می خواهید از او خواهش کنید، و هیچ گاه تشکر کردن را از
یاد نبرید. و هرگز مهمترین تقویت کننده اعتماد به نفس را فراموش نکنید به
کودکتان بگویید که او را دوست دارید و او را در آغوش بکشید. این کار شما
شدت علاقه و اهمیتی را که برای فرزندتان قائل هستید به او منتقل خواهد کرد.
توجه کنید
هم کودک و هم پدرومادر باید این نکته را بدانند که کودکان با بزرگترها فرق
میکنند و با بزرگشدن این تفاوتها کم میشود. زیرا پایه رشد در نابرابری
است.
دو فاکتور در کاهش این فاصله دخیل است: ۱- افزایش سن کودک ۲-
مسئولیتپذیری کودک. یعنی کودک با افزایش سن، مسئولیتهایش بیشتر شده و به
تناسب بالارفتن مسئولیت، آزادیهای او نیز افزایش مییابد و فاصلهاش با
والدین کم و کمتر میشود. زمانیکه صددرصد مسئولیت به دوش او محول شد با
والدین برابر میشود.
کودک شما نباید نفر اول خانواده باشد. کودک
دایما تلاش میکند افسار زندگی را از شما برباید. هیچگاه به او چنین
اجازهای را ندهید. در عوض در بازی به او اجازه دهید تصمیم گیرنده اصلی
باشد.
«هماهنگی پدر و مادر»، لازمه تربیت کودک است.
به
یاد داشته باشید که کودک شما «آینه» تمام نمای رفتار شماست. کودکان آنگونه
رفتار میکنند که میآموزند. درواقع فرزندان ما همانگونه میشوند که ما
هستیم.
سه قانون بسیار مهم که باید کودک آنها را رعایت کند:
۱. «زدن»، «گازگرفتن» و «پرتابکردن» در هر حالتی ممنوع است
۲. زمان مشخص خواب
۳. بستن کمربند در خودرو(فرقی نمیکند جلو یا عقب)
این قوانین را بارها و بارها برای کودک توضیح دهید
به یاد داشته باشید وظیفه پدر و مادر، پرورش کودک است نه فرمان صادر کردن و دستور دادن!
پدرومادر
در طول روز فقط تعداد محدودی کارت «نه» در اختیار دارند. موقعیتی را در
خانه بهوجود آورید که دایما مجبور نباشید به کودک «نه» یا «نکن» بگویید.
کودکان موجودات فراموشکاری هستند، قوانین را هر از چند گاهی برایشان مرور کنید.
اجرای قانون از خود قانون مهمتر است در ضمن قوانین مربوط به خانه مادربزرگ و پدربزرگ ارتباطی با خانه ما ندارد.
پیش از انجام هر کاری ابتدا کودک را برای آن کار آماده کنید. کودکان تحمل تغییرات آنی را ندارند.
آینده کودک، امروز است. خوشبختی و سلامت روانی کودک در آینده بستگی به رفتار درست و خوب امروز ما دارد.
کودک در هنگام خوابیدن نباید به اتاق خواب والدین عادت کند یعنی در واقع احساس امنیت در اتاق خود نمیکند.
حکمی
شوشتری دانشیار دانشگاه علوم پزشکی ایران، با اشاره به عوارض و نتایج
جداکردن اتاق خواب کودک از والدین افزود: از نظر فرهنگی باید به ابعادی
توجه کنیم که خیلی مهم هستند، بیشتر مادرها از 6 ماهگی و 8 ماهگی اتاق خواب
کودک را جدا میکنند و با این کار به بچه کمک میشود تا در آن محیطی که
میخوابد به نبودن والدین عادت کند و آن محیط را میپذیرد ولی غالبا والدین
این کار را انجام نمیدهند و میگذارند بعد از اینکه بچه نسبت به محیط
شناخت پیدا کرد و عملا تا دو سالگی با مقاومت زیادی روبه رو میشوند ولی
بچه نمیخواهد اتاق جدا داشته باشد.
وی در ادامه با بیان اینکه
والدین باید در اتاق خواب بچه باشند تصریح کرد: اگر والدین نمیتوانند بچه
را تنها بخوابانند رختخواب کودک را بین خودشان نگذارند حداقل کنار مادر
باشد و گزینه دیگری که امکان جدایی اتاق کودک از والدین نیست این است
والدین با کودکان خود در اتاق آنها باشند تا اینکه کودک عادت کند به اتاق
خواب والدین چون از بین نبردن این عادت سختتر است یعنی کودک احساس امنیت
در اتاق خود را ندارد و بچه مدت طولانی با والدین میماند و وابسته تر هم
میشود و این احساس به او دست میدهد که همه مسائل را والدین باید مدیریت
کند حتی نیازهایی که ممکن است شب به آن احتیاج داشته باشد به هر حال در
مراحل بعدی زندگی خود وقتی میخواهد به جایی برود و دور از والدین باشد
عملا برایش سخت میگذرد و در واقع به عنوان یک آدم وابسته در جامعه شناخته
میشود و ممکن است ترس از تاریکی، ترس از تنهایی در آن شدیدتر شود و به آن
عادت کرده که همیشه چشم باز میکند یکی را کنارش ببینید و احساس تنها بودن
را بخشیده و فرصت این کار را به بچه ندادند.
میترا حکیم شوشتری با
بیان کم شدن اعتماد به نفس کودکان در این مسأله اظهار داشت: اگر با تهدید و
توبیخ و به زور بچه را در جای خودش بخوابانند باعث میشود که رابطه والدین
با کودک خراب شود و احساس ترس و احساس بیاهمیتی به کودک دست دهد و اینها
میتواند در دراز مدت ایجاد شود.
وی تأکید کرد: گاهی اوقات که بچهها بعد از مدتی تنها میخوابند دوباره اصرار دارند کنار والدین خود بخوابند که باید به دنبال مشکلات اضطرابی درون کودک باشیم و دنبال اینکه یک محرک ترسناک در محیط وجود دارد که یکسری اطلاعات ترسناک به کودک میدهد و این عوامل باعث میشود که دور از والدین چیزهایی را تجربه کنند که در واقع درآن سهیم نیستند.
والدین، دارایی های مشترکی به نام فرزندان
دارند، اغلب همگی در یک هدف شریک هستند: پرورش فرزندانی خوشبخت، سلامت،
مطمئن به خود، همیار و مسئول و... . حال سوا ل این است، آیا به عنوان
والدین توانسته اید حرفه ای مهم، به نام فرزند پروری را خوب انجام دهید؟
این حقیقتی است که فرزندپروری و پدر یا مادر بودن کار ساده ای نیست و باید
با پیچ و خم آن آشنا شد.
شاید یادتان نباشد، خواندن را چگونه یاد
گرفتید؟ یا پدر، مادر، معلم و ...چگونه حروف و صداها را به شما یاد دادند؟
دوچرخه سواری را چگونه یاد گرفتید؟ به سادگی سوار شدید و شروع به پا زدن
کردید یا کسی پشت زین دوچرخه را گرفت؟ اما امروز می خواهید تمام الفبای
زندگی را به فرزند تان بیاموزید. شاید در مواقعی هم عجله داشته باشید.
داشتن
هر مهارتی مستلزم تلاش، صرف وقت، شکیبایی و آموزش است و شما برای یادگیری
آن ها به کمک نیاز داشتید. همانند خواندن و دوچرخه سواری ، ایفای نقش پدر و
مادری مهارت هایی می خواهد که می توانید آن را، تمرین کنید، یاد بگیرید و
در آن پیشرفت کنید.
پدر و مادر چهارچوب زندگی
برخی
معتقدند، این عقیده که والدین به تعلیم و تربیت نیاز دارند تا پدر و مادر
بهتری شوند، هنوز گسترش نیافته است، اما این ادعا واقعیت ندارند، جامعه به
طور روزافزون بر کار والدین ارج گذاشته و اعتبار می گذارند، زیرا والدین
مهم ترین افراد زندگی فرزندان هستند.
هر چند به مرور زمان، فرزندان به
دوران نوجوانی نزدیک تر می شوند از والدین فاصله گرفته و نقش و تأثیر
همسالان جدی تر و پر رنگ تر می شود اما به هر حال اتخاذ سبک درست
فرزندپروری تأثیرات عمیق و اعجاب انگیز خود را به همراه دارد.
برای
نمونه نوجوانان در زندگی شان با توجه به اینکه تحت تأثیر همسالان هستند
اما به بزرگسالان بسیار توجه دارند. آنها دنبال این هستند که برای پاسخ
سوالات شان، یافتن راه زندگی شان و روش های محافظت و مراقبت از خود، از
والدین الگو برداری می کنند.
بهترین مدل و الگوی مثبت برای فرزندان خود باشید
راههایی کوچک اما موثر
سعی کنید الگوی خوبی برای انتخاب غذای خوب و سالم باشید و به وضعیت ظاهری و زیبایی و برازندگی خود توجه داشته باشید
مادر، عاطفه میپراکند و پدر روابط را قاعدهمند میکند و به این محبت
قواره میدهد. اگر پدر از سمت خود فاصله بگیرد و صرفاً نانآور خانه باشد و
نظارت بر فرزندان نداشته باشد، نقش پدری اش کمرنگ می شود.
حجتالاسلام
والمسلمین زیبایینژاد، رییس مرکز تحقیقات زن و خانواده در دوره آموزشی
سبک زندگی اسلامی با عنوان «گام نخست»، می گوید: برخی تصورات غلط در میان
زوجین وجود دارد که اغلب از طریق رسانهها ترویج میشوند و ظاهر زیبایی هم
دارند، اما در پشت صحنه میتواند برای زندگی مشکلساز باشد. اگر این تصورات
غلط را بشناسیم و بتوانیم به جایگزینهای درستی برای آنها دست پیدا کنیم،
خانوادههای موفقی خواهیم داشت.
نقش مادر، نقش پدر
اما
در خانواده موفق چه می گذرد، مادر عاطفه میپراکند و پدر روابط را
قاعدهمند میکند و به این محبت قواره میدهد. اگر پدر از سمت خود فاصله
بگیرد و صرفاً نانآور خانه باشد و نظارت بر فرزندان نداشته باشد، مشکلات
تربیتی زیادی ایجاد خواهد شد. پژوهشها نشان میدهد که فقدان پدر در
نوجوانی سه برابر بیمادری در انجام مجرمیتهای خطرناک توسط فرد تأثیرگذار
است. افراط در محبت میتواند رابطه مستقیمی با زنسالاری داشته باشد.
درحقیقت در خانوادههایی که پدر در حاشیه قرار دارد و مدیریت خانواده دست
زن است، احتمال اینکه فرزندان محبت افراطی دریافت کنند، بیشتر خواهد شد.
اصلاح یک تصور غلط
یادمان
باشد، در زندگی خانوادگی باید بدانیم که قرار نیست کسی من را خوشبخت کند،
بلکه خوشبختی هر فردی در گرو مسئولیتپذیری، تلاش و اتصال من به پروردگار
است.این تصور را بایستی با دو تصور دیگر اصلاح کرد. اول اینکه قبل از
ازدواج، باید به دنبال همسری باشیم که در مسیر خوشبختیمان اختلال ایجاد
نکند و مانع و مزاحم رشدمان نباشد. حال اگر فردی پیدا شد که علاوه بر اینکه
مانع نبود، کمککننده هم بود، بسیار خوب است.
اعتمادسازی؛ گام اول
سومین
نکته در اصلاحگری این است که در قدم اول بایستی اعتمادسازی کرد و فرد به
این نتیجه برسد که همسرش مصلحت او را میخواهد. همچنین در رابطه زن با
شوهر، نکته مهم دیگر این است که روش اصلاحی نباید بهگونهای باشد که
جایگاه همسر را تخریب کند. یکی از عللی که امروزه با کاهش فرزندآوری مواجه
هستیم، این است که والدین احساس نمیکنند، فرزندان معاون و کمککننده آنها
هستند.
آیتالله مظاهری به طلبهها توصیه میکردند، دنبال همسری با
نمره ۱۵ باشید؛ نمره ۱۵ برای زندگی خوب است، اگر نمره ۱۷ بود، عالی است.
دنبال ۲۰ نباشید. توقعاتتان را تعدیل کنید، تا با شخص متوسط هم احساس
رضایت داشته باشید
اعتقاد به برابری ضدخانواده است
مسئله
بعدی این است که از غلطهای مشهور زنان مدرن است، این است که من باید حقوق
و نقشهای برابر با همسرم داشته باشم. به جرأت میتوانم بگویم که در طول
تاریخ بشریت، هیچ آموزهای نظیر آموزه برابری، ضدخانواده نبوده است.
برابری، سم مهلک خانواده است. افرادی که عاقلانه این آموزه را بهکار
میبرند، درصدد تخریب خانواده هستند. آنچه که آموزههای اسلامی بر آن تأکید
دارد، برابری زن و مرد در انسانیت و ارزشمندی است؛ نه چیزی دیگر. زن و مرد
هر دو انساناند، ویژگیهای انسان کامل را دارند و هر دو نیز میتوانند به
مقامات عالی دست یابند.