بسیاری از والدین گمان می کنند نیازی نیست
به کودکان در سنین پیش از دبستان اصول و ارزش های مهم اخلاقی و انسانی
آموخته شود چون آنها کم سن و سال هستند و درک این مسائل برایشان دشوار است
یا اینکه آموختن این مسائل را به آموزگاران واگذار می کنند. امروزه بیشتر
والدین با فرزندانشان طوری رفتار می کنند که گویی فقط آنها در دنیا اهمیت
دارند و بر همه مقدم هستند.
در حالی که این یکی از بزرگترین
اشتباهاتی است که والدین در ارتباط با فرزندانشان مرتکب می شوند و در آینده
حتی خودشان نیز گرفتار عواقب چنین رفتار نادرستی خواهند شد. فرزندان شما
از لحظه تولد از قدرت فهم و درک برخوردارند و از همان لحظه ورود به دنیا
باید تربیت شوند.
در این مطلب چند نمونه از مهمترین اصولی که شما
باید به عنوان پدر یا مادر تا پیش از ورود فرزندتان به مدرسه به او
بیاموزید ذکر شده است. با آموختن چنین مسائلی به فرزندانتان نه تنها او را
آزار نمی دهید بلکه به او کمک می کنید هنگام ورود به اجتماع و در ارتباط با
دیگران حتی هم سالانش موفق تر شده و از ارتباطاتش لذت بیشتری ببرد.
- حتما به کودکتان بیاموزید اشتباهاتش را جبران کند:
پدر امی باید به او می گفت: حالا برو به مارکس کمک کن تا دوباره برجش را بسازد. در چنین مواقعی به کودکتان بیاموزید راهی برای جبران اشتباهش بیابد مثلا برای عذرخواهی به کسی که او را رنجانده شکلات بدهد. عذرخواهی کردن و گفتن متاسفم شاید برای بعضی از کودکان دشوار باشد اما کم کم برای همه آنها عادی می شود چون راهی بسیار ساده است تا از عواقب اشتباهی که مرتکب شده اند رها شوند اما اگر کودکتان را وادار کنید که راهی غیر از عذرخواهی برای جبران اشتباهش بیاموزد اهمیت موضوع را بهتر برایش روشن می کنید. شاید زمانی که از فرزندتان خواستید راهی برای جبران اشتباهش بیابد او را به این نتیجه برسد که یکی از اسباب بازی هایش را به کسی که او را آزرده بدهد یا برای او یک نقاشی بکشد. با این کار به کودکتان می آموزید که درست رفتار کردن با دیگران مهم است درست به همان اندازه ای که خودش دوست دارد دیگران رفتار خوبی با او داشته باشند. کودکی که به موقع این موضوع را بیاموزد در آینده می تواند ارتباطات بهتری با دیگران برقرار کندو کمتر در ارتباط هایش آسیب ببیند.
کودکان هر روز از پدر و مادر پیامهایی مبنی بر «درست» یا «نادرست» بودن
امور دریافت میکنند که باعث به وجودآمدن قضاوتها و پیش فرضهایی میشود
که با ذهنیت دیگران متفاوت است. اینها در کنار هم باعث میشود که کودکان
در مواجهه با مسائل و اتفاقاتی که با ذهنیت
شکل گرفتهی آنها
متفاوت است، عکس العمل نشان دهند و شروع به مقاومت کنند. کودکان خود و آنچه
در ذهنشان وجود دارد را درستِ مطلق میدانند و جالب آنکه همین فرآیند با
افزایش سن آنها نیز کم و بیش ادامه پیدا میکند و از دعواهای کوچک داخل
مهدکودک به درگیریها و ناراحتیهای داخل مدرسه و بعدها داخل اجتماع
بزرگتر منتقل میشود.
عزیززاده/کارشناس ارشد روانشناسی بالینی
نوشت: گفتوگو مهمترین اصل برای یادگیری همیشگی و در نهایت توانایی
اجتماعی در کودکان است و از آنجایی که در گفت وگو، افراد به مشاهدهگرانی
فعال تبدیل میشوند، میتوانند اندیشه و فرآیند تفکر خود را نیز مشاهده
کنند و به همین دلیل است که آنها میتوانند رویدادها را از اندیشه خود
جدا کنند و شروع به گرفتن موضعی خلاقانهتر و کمتر منفعل نسبت به تفکر خود
کنند؛ در نتیجه نه تنها یادگیری بهتر آغاز میشود، بلکه موضعگیری همراه
با پیش داوری قطع و بهجای آن جستوجو برای یافتههای بیشتر جایگزین
میشود.
گفتوگو نوعی خاص از صحبت کردن و گوش سپردن به یکدیگر است.
نوعی ارتباط متقابل و تعامل با هم. برای این کار بایستی قبل از هر چیز
بتوانیم صحبتهای درونی خود را بشنویم و به عکس العملهای خود توجه کنیم و
به بررسی منشا احساسات خود بپردازیم تا قضاوتها و ارزیابی های خود را
خوب ببینیم و آنها را برای شنیدن کامل حرف دیگری به کناری بگذاریم. البته
این به معنای نادیده گرفتن آنها نیست بلکه فقط کمی صبر کردن و جستوجوی
موارد جدید است.
گرگ از زرافه پرسید: چه طور میتوانی آنهایی که تو
را اذیت میکنند، دلت را میشکنند، ناراحتت میکنند یا حتی قصد خوردنت را
دارند به راحتی ببخشی، با آنها مهربان باشی و حتی دلت به حالشان بسوزد؟
زرافه
پاسخ داد: من از این بالا خیلی چیزها میبینم؛ کسانی را میبینم که درد
دارند و ناراحتند، کسانی که اذیت شدهاند و عصبیاند، کسانی که با آنها
بدرفتاری شده و بداخلاقند؛ حتی کسانی که دلشان شکسته و دوست دارند انتقام
بگیرند. من اینها را میبینم و میدانی که من قلب بزرگی دارم، میتوانم
محبت زیادی به آنها داشته باشم. چه طور میتوانم کسانی را که اینگونهاند
نبخشم و به آنها محبت نکنم؟ من اینچنین میبینم.
ساخت کسبوکار اینترنتی امروزه یکی از اساسیترین کارها برای ایجاد یا توسعه درآمدزایی میباشد. هر ایدهای که دارید میتوانید آنلاین در فضای اینترنتی راه اندازی نمایید فقط کافیست که بخواهید. یا اگر چندین سال است که کسب وکار سنتی دارید اکنون بهترین وقت افزودن قدرت وبسایت به کسب و کار خود است. مهم نیست چقدر رقیب دارید و چقدر آن ها قوی و ضعیف در اینترنت فعالیت میکنند، مهم این است که شما باید شروع کنید. هرچه سریعتر. برای شروع داشتن یک وبسایت پربار یا کسب و کار اینترنتی درآمدزا میتوانید ساخت سایت را به شرکت های طراحی سایت بسپارید یا یکبار همان هزینه را پرداخت کنید و یادبگیرید و هر تعداد وبسایت و کسب وکار اینترتی که میخواهید برای خود یا دیگران بسازید. دوره آموزشی وبمستران هوشمند به شما دقیقا یاد میدهد که یک وبسایت قدرتمند (با توجه به ایده و علاقه مندی و کسب و کار خود) بسازید (نه هر نوع وبسایتی، بلکه یک وبسایت زیبا و کاربردی) و بتوانید با جدیدترین روشها آن را به درآمدزایی و درآمد ماهیانه میلیونی برسانید. توصیه میکنم همین الان، مو به مو، اطلاعات دوره وبمستران هوشمند را در همین صفحه بخوانید.
کارشناسان معتقدند استراتژیهای موثر و
سادهای وجود دارند که همه والدین میتوانند آنها را مورد استفاده قرار
دهند تا فرزندشان اعتماد به نفس داشته باشند. در این مقاله که فاکس نیوز
منتشر کرده به برخی از این استراتژیها اشاره شده که به شرح زیر است:
- تاثیر داشتن والدین با اعتماد به نفس بر کودک
مطالعه
اخیر در دانشگاه واشنگتن نشان میدهد اعتماد به نفس کودکان در سن پنج
سالگی شکل میگیرد و یکی از بهترین راهها برای پرورش این ویژگی در کودک
این است که خود والدین با اعتماد به نفس رفتار کنند. کارشناسان معتقدند
زمانیکه کودک مشاهده کند والدینش اعتماد به نفس دارند رفتار آنان را تقلید
میکند.
- بهرهبرداری از مشکلات برای فرصتسازی
باید
به کودک کمک کرد تا سختی و مشکلات را به فرصت تبدیل کند. اعتماد به نفس
کودک در صورتی پرورش مییابد که آموزش ببیند نه تنها جنبههای روشن موضوعات
را مشاهده کند بلکه بتوانند با تجربیات منفی کنار آید. کودکان باید مشاهده
کنند این فرصت وجود دارد تا هنگام مواجهه با مشکلات بر آنها غلبه کنند و
به سمت جلو حرکت کنند.
- روحیه مشارکتی را در کودکتان تقویت کنید
به
کودکانتان آموزش دهید تا روحیه مشارکتی و جمعی داشته باشند. یکی از بهترین
روشها برای تقویت حس اعتماد به نفس در کودکان بدون آنکه دچار فخر فروشی
شوند این است که یاد بگیرند چگونه باید در هر شرایطی بتوانند روحیه تیمی
داشته باشند. حتی اگر کودکتان آخرین امتیاز بازی را بدست آورد و به نتیجه
برد دست پیدا کند باید او را مطمئن سازید که نمیتوانست بدون مشارکت تیمی
آن را به سرانجام برساند.
آنها نیاز دارند که محبت شما را به گوش بشنوند. نگویید بچه لوس می شود. کودک حتی نیاز دارد که امنیت را بشنود. بنابراین همدردی ، محبت و امنیت باید در کلمات تان جاری باشد، کودک، دوست، آشنا و همسر شما نیست که بگویید خودش باید بفهمد! شما باید با بیان بعضی از جملات، خیلی از مفاهیم را به او بفهمانید زیرا جملاتی هستند که هر کودکی نیاز به شنیدن آنها دارد. برای اینکه بدانیم، کدام یک از جمله های شما نقش حیاتی مثبتی در زندگی فرزندتان دارد به پیشنهادهای ما فکر کنید.
دوستت دارم
به
همین سادگی! یک دوستت دارم ساده شاید آنچنان برای شما مهم نباشد و به
چشمتان نیاید اما برای یک کودک همه زندگی اوست. دوست داشته شدن، مسیر دوست
داشتن را برای کودک هموار می کند. کودک را مطمئن کنید که بی قید و شرط
دوستش دارید. حتی اگر کار بدی انجام دهد که از نظر شما مقبول نیست، نباید
به او بگویید دیگر دوستت ندارم.
تزریق حس امنیت به کودک
«من
اینجا هستم و بغلت می کنم»، «من اینجا هستم، کنار تو و نمی گذارم آسیب
ببینی»، «من اینجا هستم و صدایت را می شنوم، خواسته ات را به من بگو، لازم
نیست جیغ بکشی و گریه کنی تا توجه ام را جلب کنی»، «من اینجا هستم و تو
آرام باش» «من اینجا هستم و می توانی روی من حساب کنی». این جمله ها نمونه
هایی از حرف هایی هستند که حس امنیت را به کودک شما تزریق می کند.
تماشاچی اش باشید
کودک
دست شما را می گیرد و به زور به اتاقش می برد تا پریدن از روی تخت را که
به تازگی یاد گرفته برای شما به نمایش بگذارد یا از شما می خواهد، هنگام
بازی او را تماشا کنید. نگویید «حوصله ندارم، خودت بازی کن دیگه» مقاومت
نکنید در برابر تماشای کودک. او را مطمئن کنید که همیشه تماشایش می کنید و
حواستان به کارها و توانایی هایش هست.
تو افتخار منی
او
باید مطمئن شود که شما به اینکه او فرزندتان است، افتخار می کنید. در عین
حال نباید توانایی ای که در او نیست، یا علاقه ای به آن ندارد را تنها به
این دلیل که شما دوست دارید، به او نسبت دهید. «تو حتما هنرمند بزرگی می
شی»، «تو پزشک خیلی خوبی می شی»، «تو حتما ورزشکار نمونه ای می شی»! در این
صورت کودک با اضطراب دائمی زندگی می کند و نه تنها در آن کاری که شما دوست
دارید، پیشرفتی نخواهد داشت بلکه از علایق و استعدادهای واقعی خودش هم دور
می ماند.