صرفه جویی یکی از نکته های مهم در زندگی های امروزی است که باید با ترفندهایی آن را به کودک تان یاد بدهید. صرفه جویی درست مصرف کردن است که کمک بسیاری در کم کردن هزینه های زندگی می کند.
_ نگهداری و حفاظت از وسایل شخصی را به کودکانمان بیاموزیم. اگر آنها در سالم نگه داشتن لباس، لوازمالتحریر و اسیاببازیهایشان دقت کنند، به طور غیرمستقیم به اقتصاد خانواده کمک کردهاند .
بسیاری از پدر و مادرها با افتخار از
روابط دوستانه با فرزندشان می گویند و با غرور در جمع فامیل و دوستان عنوان
می کنند که «ما با هم رفیقیم» اما کمتر نوجوانی را پیدا می کنید که با
افتخار بگوید: «من با پدرم دوستم یا من و مادرم مثل دوتا دوستیم.»
رفاقت
و صمیمیت از نگاه نوجوان و والدین تعاریف متفاوتی دارد. در عین حال هرگز
مختصات یک رابطه دوستانه با یک فرد همسال را با رابطه رفاقت با والد، نمی
توان یکی دانست. هر کدام ابعاد، قوانین و باید و نبایدهای خود را دارند.
ادبیاتی که در ارتباط هرچقدر صمیمانه با والدین استفاده می شود با ادبیاتی
که در ارتباط دوستانه با غیر والدین به کار می رود متفاوت است. اما با همه
اینها نباید قید صمیمیت را زد و رابطه ای رسمی و اداری با نوجوان داشت.
آنها رفاقت و صمیمیت را می پسندند و تنها در این شرایط است که مسائل و
مشکلات و دغدغه های نوجوانی شان را که کم هم نیستند، با شما درمیان می
گذارند و نسبت به خانه دلگرم است.
چه احساسی دارید؟
آیا
خود شما هم واقعا با نوجوانتان احساس رفاقت و صمیمیت می کنید؟ اگر تنها
برای ادای وظیفه دست به چند حرکت نمایشی می زنید که خودتان هم می دانید،
اسم واقعی اش صمیمیت نیست، بدانید که نوجوان خیلی زود متوجه تصنعی بودن
رفتار شما خواهد شد. اتفاقا این عدم صداقت در ارتباط، نه تنها رفاقتی در پی
ندارد که او را بیش از پیش نسبت به شما بی اعتماد می کند. بنابراین دوستی،
رفاقت و صمیمیت نمی تواند یک رابطه یک سویه باشد، هر دو طرف باید احساس
صمیمیت کنند و از بودن در کنار هم لذت ببرند.
آیا می دانید نوجوانتان ترجیح می دهد به سینما برود یا یک بازی فوتبال تماشا کند؟ اگر فراغتی داشته باشد واقعا دوست دارد آن را پای کامپیوتر و فضای مجازی بگذراند یا به باغ و گردش و ارتباط حقیقی بپردازد؟ می دانید غذای مورد علاقه اش چیست؟ می دانید چه چیزهایی او را متأثر می کند؟ پس در قدم اول بهتر است نکاتی را که در یک رابطه صمیمانه به آن نیاز دارید در مورد نوجوانتان بدانید. بدون هیچ اضطراب و استرس و قضاوتی تماشاگر فرزندتان باشید
چند تکنیک ساده برای اینکه کودکان را تنبیه نکنیم!
- او را تشویق کنید:
بهتر است به جای تنبیه کردن کودک، او را
برای انجام اعمال خوبش مورد تحسین و تشویق قرار بدهید. در این حالت به طور
ناخودآگاه متوجه میشود با انجام کارهای خوب، چقدر مورد توجه پدر و مادر
است و بر عکس با اذیت کردن و بهانه گرفتن از یکسری مزایا محروم میشود و هم
خود و هم پدر و مادرش از این وضع خوشحال و راضی نیستند...
با این
عمل، کودک به تدریج تشویق میشود رفتارش را متعادل کرده تا بیشتر مورد لطف و
محبت والدین خود قرار گیرد. بنابراین برای اینکه بتوانید از این روش
تربیتی حداکثر استفاده را ببرید باید او را همواره به خاطر کارهای خوبش
مورد تشویق قرار دهید تا به تدریج رفتار درست در او درونی شود.
- نشاندن او بر روی صندلی مخصوص:
با ارتباط کلامی، راحتتر میتوانید منظور خود را به کودکتان منتقل کنید. در دو سالگی، اغلب کودکان ارتباط بین رفتار بد و نشستن بر روی صندلی را به خوبی درک میکنند. با افزایش سن کودک، بیشتر میتوانید برای او در این باره توضیح دهید. این موضوع در مورد همه کودکان به یک صورت نیست. به عنوان مثال "لورن" دختر دومم چون مرتب شاهد نشستن خواهرش روی صندلی مخصوص بود، با این عمل آشنایی کامل داشت. اگر هم کار نادرستی انجام میداد، فقط کافی بود با نگاه کردن در چشمهایش او را متوجه رفتارش بکنیم. بنابراین همه کودکان به یک صورت نیستند، برای هر کودکی روش خاصی مورد نیاز است.
یکی از اهداف مهم تربیتی والدین این است
که فرزندانی متعهد و مسئولیت پذیر تربیت کنند. حال این مسئولیت پذیری هم
باید در قبال خود و هم در برابر سایر اعضای خانواده باشد.
«زنی 35
ساله هستم، کارمند و دارای یک فرزند پسر 9 ساله. در زندگی خانوادگی خود
مشکلی ندارم جز اینکه از زمانی که فرزندم وارد مدرسه شده برای انجام تکالیف
مدرسه بسیار تنبلی می کند و برای انجام یک تکلیف ساده آن قدر از زیر کار
در می رود، خود را به خستگی و حتی بیماری می زنند که واقعاً دیگر کم آورده
ام. از آنجا که شاغل هم هستم، بی مسئولیتی و اهمالکاری فرزند فشار زیادی به
من وارد می آورد و گاه آنقدر کلافه و مستأصل می شوم که او را به شدت تنبیه
می کنم و در نتیجه پای پدرش هم در میان آمده و در نهایت غوغایی در خانه به
پا می شود. از این وضعیت بسیار نگرانم. هراس دارم که با این روند دچار
دلزدگی از درس و مدرسه شود... .»
آنچه که مسلم است یکی از اهداف مهم
تربیتی والدین این است که فرزندانی متعهد و مسئولیت پذیر تربیت کنند. حال
این مسئولیت پذیری هم باید در قبال خود و هم در برابر سایر اعضای خانواده
باشد. مثلاً کودک ما باید یاد بگیرد که در جمع کردن سفره، مرتب کردن خانه،
مرتب کردن اتاق خود و ... به سایر اعضای خانواده کمک کند. در ازای انجام
مسئولیت هم طبیعتاً نباید پاداش مادی در کار باشد، مثلاً اگر کودک خودش
وسایلش را جمع کرد پاداش مادی بگیرد چون این کار انگیزه های درونی را در
کودک کور می کند. در واقع او تصور می کند که برای انجام هر کار هر چند
کوچکی باید پاداش بگیرد. کودک شما باید یاد بگیرد که به خانواده بدون قید و
شرط کمک کند.
تبادل وظایف با کودک
برای
ورزش کردن فرزندتان برنامه ریزی داشته باشید. ورزش منظم خصوصاً وقتی به
صورت خانوادگی باشد، در کاهش فشارهای روانی بسیار موثر است
حال اگر
کودک این همراهی را نکرد چه؟ در این دست مواقع باید «تبادل وظایف» کرد.
مثلاً وقتی کودک به مرتب کردن اتاق خود نمی پردازد مادر می تواند بگوید:
ایرادی ندارد، من اتاق تو را مرتب می کنم اما چون مسئولیت های دیگری دارم،
نمی توانم به آنها برسم پس امروز از نهار خبری نیست. دقیق برای فرزندتان
شرح دهید که اگر مسئولیت های او را شما انجام دهید، به کدامیک از کارهایتان
نمی رسید.
اما در مورد تکالیف مدرسه، مسأله
کاملاً فرق می کند. تکالیف مدرسه مسئولیتی است که صرفاً خود کودک باید آن
را انجام دهد و والدین فقط می توانند از فرزند خود پشتیبانی کنند.
شاید این سوال مطرح شده باشد که چطور باید
عذرخواهی کرد و چطور روش درست عذرخواهی را به بچهها آموزش داد؟ برای پاسخ
به این پرسشها قبل از هر چیز لازم است به این نکته توجه کنیم که
عذرخواهی، یک مهارت است و بنابراین علاوه بر کسب آگاهی در این زمینه
نیازمندیم با تمرین و تکرار این مهارت را در الگوی رفتاریمان درونی کنیم؛
زیرا سادهترین راه برای اینکه کودک عذرخواهی کردن را بیاموزد، یادگیری
مشاهدهای است. به این ترتیب وقتی کودک شاهد عذرخواهی کردن ما و به رسمیت
شناختن حقوقمان و دیگری به هنگام رنجش باشد، در واقع بهطور غیرمستقیم
اهمیت، ضرورت و روش صحیح عذرخواهی کردن را یاد میگیرد و در موقعیتهای
مشابه تمرین میکند.
بنابراین بخش مهم و تاثیرگذار این آموزش
بهصورت غیرمستقیم اتفاق میافتد. اما در مرحله بعدی و در صورتی که لازم
باشد میتوان متناسب با سن بچهها از طریق گفتوگو یا در قالب بازی با
عروسکها یا یک نمایش خانگی کوتاه این مراحل را مستقیما به آنها آموزش داد.
البته لازم است این نکته را هم در نظر داشته باشید که عذرخواهی فقط در
مواردی که در محدوده توان و درک رفتاری و شناختی کودک قرار دارد، پیگیری
شود تا امکان اجرا و اثربخشی مطلوب بهدست بیاید؛ به این معنا که وظایف یا
قوانینی که برای کودک تعریف میکنیم به گونهای باشد که کودک مرتب شکست را
تجربه نکند و مجبور به عذرخواهی نباشد.
برای یک عذرخواهی موثر لازم است:
پیشنهاد «من را ببخش!»
به
کودک بیاموزیم که وقتی کسی را میرنجانیم، میتوانیم به او پیشنهاد بدهیم
که ما را ببخشد، اما چون یک پیشنهاد است، باید آمادگی شنیدن پاسخ منفی را
هم داشته باشیم.
پذیرفتن اشتباه
در
مرحله بعدی، مهم است که بپذیریم اشتباه کردهایم. پذیرش اشتباه در واقع
زمینه درک مسوولیتپذیری را فراهم میکند. بنابراین تا زمانیکه کودک متوجه
اشتباهش نشده است، او را وادار به عذرخواهی نکنید. برای درک بهتر این
موضوع میتوانید در شرایط مشابهی که بین شما و کودک اتفاق میافتد به او
بگویید: «من میدانم که از من رنجیدهای و میخواهم که مرا ببخشی، اما هنوز
نمیدانم که چه کار اشتباهی انجام دادهام؟»
پشیمانی
شاید
شما هم بچههایی را دیده باشید که بعد از انجام یک کار اشتباه بلافاصله
عذرخواهی میکنند، اما هم شما و هم آنها میدانید که این صرفا راهی برای
فرار از تنبیه است. بنابراین برای اینکه عذرخواهی شکل واقعی و حقیقی پیدا
کند، مهمترین شرط، پشیمانی است. اگر کودک از کار بدی که انجام داده است،
پشیمان نیست به او توضیح بدهید و برایش زمانی تعیین کنید تا به اشتباهش فکر
کند. همیشه روی این نکته تایید کنید که تا زمانی که از کارش پشیمان نیست،
لازم نیست عذرخواهی کند. اما برای کمک به درک بهتر کودک نسبت به رفتارش
میتوانید تاثیر آن رفتار را روی دیگران با هم بررسی کنید. حتی میتوان از
کودک خواست که خودش را به جای طرف مقابل بگذارد و احساساتش را بیان کند.
این تمرین کمک میکند ارزش اخلاقی عذرخواهی بهدرستی برایش درونی شود.
توضیح و دلیل
بسیاری
از اوقات با وجودی که سه مرحله اول انجام شده است، اما رنجش همچنان باقی
است. اگر برای کار اشتباهی که مرتکب شدهایم، دلایلی داشته باشیم و آنها را
بیان کنیم و به دیگران هم فرصت توضیح و بیان دلایلشان را بدهیم، در واقع
برای بخشیدن و بخشیده شدن انگیزه بیشتری فراهم کردهایم.
درباره احساسات شخصی که ناراحت شده صحبت کنید
هنگامی
که او آرام بود درباره اینکه چطور رفتار او دیگران را تحت تاثیر قرار می
دهد با او صحبت کنید. سخنرانی را کنار بگذارید و به جای آن از او سوال هایی
را بپرسید و ببینید که آیا می تواند تشخیص دهد که چگونه رفتارش دیگران را
ناراحت کرده و اذیت می کند.
کودک خود را به عذرخواهی وادار نکنید
تکرار نکردن
یکی
دیگر از مهمترین شرطهای یک عذرخواهی واقعی تصمیم جدی برای تکرار نکردن
کار اشتباه هست. گاهی بچهها کار اشتباهی انجام میدهند، اما به دفعات آن
را تکرار میکنند. در نظر داشته باشید که اگر کودک یک عذرخواهی واقعی انجام
داده و بعد ناخواسته دوباره همان کار را تکرار کرده، عذرخواهی او را
بپذیرید و تاکید کنید که چون واقعا قصد انجامش را نداشته، اشکالی ندارد.
دقت کنید که خودتان هم وقتی از کودک عذرخواهی میکنید، دوباره آن کار را
انجام ندهید؛ قوانین عذرخواهی برای شما و کودکتان یکسان هست.
استراتژی های جایگزین را اجرا کنید
زمانی
که کودک شما شخص دیگری را اذیت یا ناراحت کرده است (لفظی یا فیزیکی) به او
بیاموزید که دفعه بعد چطور باید به گونه دیگری رفتار کند. با این روش دفعه
های بعد می تواند رفتارهای خود را بهتر کنترل کند.
جبران کردن
جبران
کردن، مرحله تکمیلی یک عذرخواهی واقعی و کامل است. مانند سایر موارد اینجا
هم لازم است خودمان پیشقدم باشیم و در موقعیتهای مناسب به کودک بگوییم
که: «بهخاطر اشتباهم متاسفم و میخواهم جبران کنم.» در آموزش مستقیم به
کودک توضیح بدهیم که با جبران کردن نشان میدهیم مسوولیت کار اشتباهمان را
پذیرفتهایم و احساس طرف مقابل را به خوبی درک کردهایم. اینکار باعث
میشود هم طرف مقابل را خوشحال کنیم و هم خودمان احساس بهتری داشته باشیم.
البته لازم است حتما روی این نکته تاکید کنیم که برای جبران اشتباهمان هرگز
مجبور نیستیم کاری انجام دهیم که به ما آسیب بزند یا باعث شود احساس بدی
نسبت به خودمان پیدا کنیم؛ زیرا گاهی کودک در رابطه با دیگران در شرایطی
قرار میگیرد که برای جبران اشتباهش و بخشیده شدن تحت فشار قرار میگیرد و
چه بسا مجبور به باجدهی شود یا مورد سواستفاده قرار بگیرد.