هرچه کودک کم سن و سالتر باشد به روشهای
رفتاری مثل تشویق بهتر جواب میدهند. وقتی سن کودک بالاتر میرود، استفاده
از روشهای مثبت و تشویقی کارایی خود را از دست میدهد و زمانی میرسد که
دیگر این نوع روشها پاسخگوی انتظار والدین نیست. تشویق بیشترین کارایی را
در سنین قبل از دبستان دارد و از 9 سالگی به بعد این روشها کارکرد کمتری
دارند. از این سن به بعد در مورد علت رفتارها میتوان با کودک صحبت کرد.
کودکان در این سن منطقیتر هستند و باید بیشتر با صحبت آنها را متقاعد کرد.
در
کوچهای پیرمردی کنار مدرسه پسرانه زندگی میکرد. پسربچهها بعد از تعطیل
شدن از مدرسه به کوچه میریختند و قوطیهای نوشابه را با لگد به در و دیوار
میکوبیدند و از سر و صدای ایجاد شده لذت میبردند. پیرمرد که از این سر و
صدا به تنگ آمده بود، چارهای اندیشید.
بیرون آمد و به پسربچهها گفت از این کار شما خوشم میآید. از فردا برای این کار به شما 10 دلار خواهم داد. پسربچهها خوشحال از پولی که قرار بود بگیرند از فردای آن روز بیشتر قوطیها را شوت میکردند اما پیرمرد به مرور زمان، عایدی این کودکان را کم کرد تا اینکه روزی تنها به آنها یک دلار داد و پسربچهها که یک دلاری به چشمشان ناچیز بود دیگر حاضر نشدند به خاطر این مبلغ کم، کاری را بکنند که قبلا بدون هیچ تشویقی از آن لذت میبردند. این داستان تنها میخواهد یک مفهوم را برساند و آن این است که تشویق میتواند گاهی قاتل اشتیاق آدمها باشد. روانشناسان توصیه میکنند از تشویق بجا و در حد مشخص استفاده کنید و در برخی شرایط اجازه بدهید کودک از کاری که میکند لذت ببرد.
در این مطلب در گفتوگویی با کتایون
خوشابی، عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران، نظر ایشان را درباره آداب
تشویق کودکان جویا شدهایم.
آیا تشویق نابجا مضر است؟البته! تشویق
در هر شرایطی و به هر شکلی توصیه نمیشود. باتوجه به سن کودک روش رفتاری
انتخابی باید تغییر کند و درجه تشویق هم بسته به نوع رفتاری که میخواهیم
در کودک شکل بگیرد، متفاوت است. تشویقهای بزرگ برای کارهای کوچک در نهایت
تبدیل به باج میشوند و کودک کار را فقط برای گرفتن جایزه آن هم برای مدت
محدودی تا رسیدن به خواستهاش انجام خواهد داد که اصلا مناسب نیست.
تشویق
تا چه سنی میتواند کارایی داشته باشد؟هرچه کودک کم سن و سالتر باشد به
روشهای رفتاری مثل تشویق بهتر جواب میدهند. وقتی سن کودک بالاتر میرود،
استفاده از روشهای مثبت و تشویقی کارایی خود را از دست میدهد و زمانی
میرسد که دیگر این نوع روشها پاسخگوی انتظار والدین نیست. تشویق بیشترین
کارایی را در سنین قبل از دبستان دارد و از 9 سالگی به بعد این روشها
کارکرد کمتری دارند. از این سن به بعد در مورد علت رفتارها میتوان با کودک
صحبت کرد. کودکان در این سن منطقیتر هستند و باید بیشتر با صحبت آنها را
متقاعد کرد.
از قدیم گفته اند، چیزی که با شیر بیاید،
با مرگ می رود، حالا در این ضرب المثل کمی اغراق شده و به نوزاد شیرخوار
اطلاعات زیادی را نمی توان منتقل کرد، منظور اما این است که تربیت در سال
های ابتدایی تولد فرزندان اثرات بلندمدت و مانایی بر ذهن و رفتار آنها در
آینده می گذارد.
امام صادق(ع) می فرمایند: «بر هر مسلمانی که ما را
می شناسد، سزاوار است که هر روز و هر شب، رفتارش را نزد خود مورد بررسی
قرار دهد، اگر آن را نیک یافت بر آن بیفزاید و اگر آن را گناه یافت، آن عمل
را ترک کند و استغفار کند»، این حدیث و احادیث فراوان دیگر بر اهمیت
مدیریت رفتار و محاسبه و کنترل رفتارهای ما توسط خودمان تأکید دارد.
خانواده ای که حساب اعمال خود را داشته باشد مطمئنا کودکی را پرورش می دهد
که بتواند اعمال و رفتار خود را بسنجد. در واقع کودکی که سیستم پاداش و
تنبیه را درک کند، می تواند ارزیابی های ساده در درک موقعیت ها داشته باشد.
نقد رفتار به جای نقد شخصیت
در
آموزش توسط خانواده به کودک می آموزیم، ارزیابی و قضاوت نقش مهمی دارد.
طبیعتا باید رفتار و گفتار کودک، توسط شما و به خصوص خود او مورد ارزیابی و
قضاوت قرار بگیرد. از همین اول با خودتان قرار بگذارید که هدف در این
پروژه رفتار کودک باشد، نه شخصیت او. مورد قضاوت قرار دادن شخصیت کودک در
این سنین پایین می تواند لطمه های جبران ناپذیری به چارچوب هویتی و شخصیتی
او وارد کند. رفتار را نقد کنید نه شخصیت را. مثلا بگویید:«علی پسرم، تو
دیروز با خواهرت درگیر شدی یا او را کتک زدی، این رفتار تو خیلی بد بود و
من از تو چنین انتظاری نداشتم».
محاسبه روزانه رفتار
یک
بازی دسته جمعی شیرین راه بیندازید. هر شب موقع خواب، پدر و مادر و بچه
ها، دور هم جمع بشوید و چند دقیقه ای صحبت کنید. در این جلسه از هر کدام از
اعضای خانواده بخواهید کارهایی را که از صبح و آغاز روز انجام داده بیان
کند. بعد کمی درباره حواشی هر رفتاری صحبت کنید و سعی کنید به جمع بندی
برسید که این رفتار مناسب بوده یا نامناسب. برای رفتارهای خوب یک تشویق
ساده شیرین مشخص کنید. مثلا می توانید یک سرود دسته جمعی را بخوانید یا حتی
با دست زدن رفتار خوب را مورد تشویق قرار دهید. این کار را به خصوص ابتدا
از رفتارهای خود و همسرتان شروع کنید و اجازه بدهید بچه ها کارهای شما را
نقد کنند. سپس رفتار بچه ها را بررسی کنید و آنها را نقد کنید. با انجام
چنین کاری، شما نقد و بررسی رفتارهای روزانه را جزو اعمال و آداب روزانه
زندگی خود و خانواده تان قرار می دهید.
فرزند پسر چهارده ساله ای دارم که از
اعتماد به نفس کافی برخوردار نیست. لطفا راهنمایی ام کنید که چگونه با وی
رفتار کنم تا باعث تقویت اعتماد به نفسش بشود؟
1. به
رفتارهای مثبت نوجوان خود پاداش دهید. نوجوان را به داشتن مسئولیت و
مسئولیت پذیری تشویق کنید. زمانیکه وی در برابر وظایف و کارهایش مسئولانه
رفتار می کند او را تحسین کنید و در مقابل بی توجهی ها و اهمال کاریها، او
را از پیامدهای رفتارش مطلع کنید.
مهارتها و توانمندیهای نوجوان خود را
افزایش داده (البته با فراهم آوردن شرایط آموزش مناسب) و از او بخواهید که
در موقعیتهای مختلف این توانمندیها را در معرض نمایش قرار دهد. به طور کلی
تاکید بیشتر بر نقاط مثبت و توانمندیهای او بکنید تا از این طریق عزت نفس
فرزندتان افزایش یابد.
2.
در فرآیند هویت یابی نوجوان خود را همراهی کنید. هویت نوجوان، در نتیجه ی
برداشت وی از خود و خصوصیاتی که داراست و همچنین از طریق ارزشهایی که از
اطرافیان بدست می آورد و در اصطلاح به آن همانندسازی گفته می شود، کسب می
گردد. از آنجایی که برداشت نوجوان از خویش، حاصل تصویر ذهنی است که وی از
خود ساخته و این تصویر ذهنی تحت تاثیر خودگویی های (مثبت یا منفی) او و
قضاوتی است که نوجوان از خود دارد، توصیه می گرد که والدین به نوجوانان کمک
کنند تا تصویری مثبت و منطقی از خود، در ذهن بپروراند. در دوره ی نوجوانی
در اثر تغییر و تحولات جنبه های مختلف، عموماً نوجوانان به سمت اظهارات و
خودگوی های منفی از خود می پردازند. کمک والدین به نوجوان برای ترمیم این
ساختارها و قضاوتهای شناختی از خود و بررسی دقیق توانایی ها و ویژگیهای
مثبت، در پرورش عزت نفس آنها تأثیر مطلوبی دارد.
«بارش مغزی» نوعی روش حل مساله است که در آن انواع راه حلها در نظر گرفته شده و سپس بهترین راه حل انتخاب می گردد.
3.
از انتقادهای تند و خشن، نسبت به فرزند نوجوان خود بپرهیزید. انتقاد کردن
از نوجوان و گوشزد کردن رفتارهای منفی، در سطح مطلوب، اقدامی مناسب است چرا
که باعث کاهش رفتارهای نامطلوب و افزایش نرخ رفتارهای مطلوب می گردد. به
آنها آموزش دهید که اشتباهات خود را شناخته و از آنها عبرت بگیرد.
همیشه انتقاد سودمند موثرتر و سازنده تر از انتقادات تند و تیز است، زیرا این نحوه رفتار مسئولیت پذیری نوجوانان را افزایش داده و باعث درس گرفتن آنها از اشتباهاتشان می گردد. زمانیکه نوجوانتان دچار اشتباه می گردد، به او کمک کنید تا مشکل را شناسایی کرده و سپس با کمک هم برای حل این مشکل از روش «بارش مغزی» استفاده کنید. «بارش مغزی» نوعی روش حل مساله است که در آن انواع راه حلها در نظر گرفته شده و سپس بهترین راه حل انتخاب می گردد. این روش به فرزند شما کمک خواهد کرد تا تغییرات مثبت و اساسی در زندگی خود ایجاد کند.
برای تقویت خلاقیت در کودکان باید به آنها
تفکر نقادانه را آموخت تا از طریق ارزیابی مساله به یک راه حل خلاقانه
برسند شکوفایی خلاقیت در بچه ها بزرگسالانی خوشفکر پرورش خواهد داد.
برای
دوام در دنیای پررقابت امروز نیازمند خلاقیت هستیم. اما خلاقیت به عنوان
یکی از مهارت های مورد نیاز انسان باید از زمان کودکی به افراد آموزش داده
شود. در واقع، باید به کودکان تکنیک هایی را آموزش داد که آنها بتوانند با
دیدی نو و تازه به شرایط و موقعیت های اطراف خود نگاه کنند.
آموزش خودباوری در کودک به خلاقیت می انجامد
تلاش
و خودباوری ۲ اصل مهم است که باید به کودکان آموزش داد. باید به کودکان
یاد داد با هر مشکلی که با آن روبرو می شوند چه ساختن یک کاردستی یا درگیری
و اختلاف با همکلاسی، راه حل های زیادی را برای حل مساله به کار بگیرند.
اگر بتوان در کودکی خلاقیت و مهارت حل مساله را آموزش داد، در بزرگسالی
قادر به حل خلاقانه مسائل خود خواهد بود. بهتر است والدین ابتدای کار سریع
دخالت نکنند و اجازه دهند فرزندشان خودش به تنهایی با مشکل روبرو شود. مگر
اینکه مشکل خطرناک باشد. درواقع، لازم است که کودک د رچالش قرار بگیرد.
تکنیک
«چرا» در این روش که بیشتر در مورد کودکان کاربرد دارد والدین یا مربی
برای کودک سوال هایی را مطرح می کنند تا کنجکاوی کودک را تحریک کنند. برای
مثال: «چرا این شکل گرد است؟»، «چرا رنگ این حیوان زرد است؟»، «چرا گوشه
این کاردستی ات این شکلی است؟» و... درواقع با طرح «چرا» ذهن کودک را وادار
به خلاقیت می کنند و مانع شکل گیری یک الگوی تکراری می شوند.
مشورت کردن راه خلاقیت را باز می کند
از
کودکان بخواهیم و هرگاه با مشکلی روبرو شدند نظر افراد خانواده یا دوستان و
معلم خود را نیز جویا شوند. با این کار ایده های مختلف به ذهن کودک راه
پیدا می کند و همچنین به خلاقیت گروهی می رسد. زیرا بعضی از خلاقیت ها فردی
و برخی دیگر گروهی است. در این تمرین کودک از طریق مشورت به راه حل های
متنوعی می رسد و مهارت خلاقیت در او شکوفا می شود.
اگر دخترتان از بازی با همجنسهایش طفره میرود، دوست دارد ظاهرش را مثل پدرش درست کند و همیشه از اینکه دختر آفریده شده احساس تاسف میکند، مراقب باشید.
پدر یا مادری که به هر قیمتی میخواهد فرزندش نمونه کپی شده او باشد هم میتواند کودکش را در مراحل هویتیابی جنسی دچار مشکل کند. وقتی شما بهعنوان یک پدر دست دخترتان آچار و پیچگوشتی میدهید و از او میخواهید بهجای عروسکبازی با همسالانش راه و رسم برآمدن از پس همه کارهای خانه را یاد بگیرد یا وقتی بهعنوان یک مادر همراه با پسر کوچولویتان کوبلن میدوزید، فرزندتان را درگیر نقشهای جنستی خود میکنید. گذشته از تلاش برای شبیه کردن کودک غیر همجنستان به خود، گاهی هم بهخاطر ناکامیهایی که در تعیین جنسیت فرزند با آن روبهرو شدهاید، ممکن است مسیر را اشتباه بروید.