خاطره های خوب گذشته، حس افراد را نسبت به
خودشان بهتر و امید به زندگی شان را بیشتر می کند. گاهی خاطره خوبی که یک
بار اتفاق بیفتد به اندازه خاطره ای که سالی یک بار اما همیشه پیش می آید
عزیز و ماندگار نمی شود. حال شما به عنوان پدر یا مادر چقدر برای
فرزندانتان خاطره های جذاب ساخته اید؟
تعریف افراد مختلف از خاطره
خوب فرق دارد. خاطره های خوب بیشتر زمانی اتفاق می افتند که باعث شوند بچه
ها حس شادی، احساس مورد محبت بودن، اعتماد پیداکردن به یک تکیه گاه آرامش
بخش یا دیده شدن را تجربه کنند. بین همه ویژگی هایی که زیربنای ساختن یک
خاطره خوب هستند، تکرار آن خاطره مهم ترین کار است. کاری که تکرار برای
خاطره سازی می کند نقش ماندگار کردن آن است. شرایط سنی فرزندانتان هم در
خاطره سازی مهم است؛ مثلا بچه های زیر 7 سال به بازی با والدین، نوازش های
لمسی و انواع کنجکاوی ها خیلی علاقه مندند و این کارها به خاطره سازی کمک
می کند اما اگر همین روش ها را برای یک نوجوان به کار ببرید به اندازه
تفریحات هیجانی مثل کوهنوردی، مسابقه قدرت با والدین و...اثر ندارد.
بیشتر از هزینه کردن، کمی فکر کنید
ممکن
است پدر و مادری گله کنند که فرزند ما سخت پسند است، همه چیز زود برایش
عادی می شود و... در جواب باید گفت که البته خاطره سازی برای این بچه ها
سخت تر است اما چند نکته را به یاد داشته باشید:
1- بچه ها اغلب خاطره های زیر 3 سالگی
را سخت تر به یاد می آورند پس هزینه های مادی را برای سال های بعد او
ذخیره کنید و خودتان او را به سمت پرتوقع شدن هدایت نکنید.
2- فایده های
خاطره ساختن آنقدر زیاد است که هیچ پولی به تنهایی نمی تواند هزینه آن را
بپردازد، پس به جای آن بیشتر با فرزندانتان باشید.
3- سلیقه والدین و
خلاقیت شما می تواند کاری مثل تغییر ظاهر غذا برای بچه های بدغذا را انجام
دهد؛ مثلا اگر فرزندتان علاقه ای به موزه ندارد اما به جای آن اهل شعر،
بحث، نقاشی یا هرچیز دیگری است، می توانید همیشه یکی از برنامه های
مشترکتان را در موزه ها و اماکن باستانی انجام بدهید.
فایده های خاطره ساختن آنقدر زیاد است که هیچ پولی به تنهایی نمی تواند هزینه آن را بپردازد
مردانه خاطره بسازید
اگر
شما به عنوان پدر خانواده، خوب خاطره سازی کنید مطمئنا در آینده کودکان
تان یاد می گیرند تا بهترین خاطرات را ایجاد کنند. یکی از خاطره سازی های
مردانه، شاد کردن دل همسر با وجود خستگی های کار یعنی راضی شدن تمام اهل
خانه است. تمرین رها شدن از خستگی برای ارضای نیازهای همسر، رضایت از زندگی
و نشاط خود شما را هم بالا می برد و خستگی کارتان را هم در کمترین زمان از
بین می برد. اولین گام این است که برای نحوه ورودتان به خانه به طور ویژه
فکر کنید. همانطور که می توانید پیش رئیس تان نقش سرحال و بشاش بودن را
بازی کنید در لحظه ورود به خانه هم لبخند بزنید و با صدای بلند و شاد سلام
کنید تا این عادت خوبتان خاطره ای از شما در ذهن همسر و فرزندانتان شود.
مسئولیت پذیری یک عنصر برجسته در موفقیت
انسان است و نشان دادن احساس مسئولیت یک امر ذاتی نیست بلکه این ویژگی در
متن خانواده و روابط اجتماعی و تعاملاتی که فرد با دیگران دارد امکان رشد
پیدا می کند و والدین در این میان نقش محوری را در انتقال روحیه مسئولانه
به کودک دارند. لذا مهم است که شما به عنوان والدین رفتار های تربیتی خود
را در جهت پرورش کودکانی مسئول جهت دهید. گام های زیر راهنمای شما برای
موفقیت در این هدف است.
1.به کودکان خود نشان دهید که آنها زندگی جداگانه ای از شما دارند
برای
این کار زمان هایی را به خودتان اختصاص دهید.والدینی که فاقد یک زندگی
مجزا از فرزندانشان هستند به آنها می آموزند که دنیا حول محور آنها می
چرخد. مهم است که از همان ابتدا، کودک یاد بگیرد که گاهی اوقات مادرش دوست
دارد مطالعه کند ودوست ندارد بازی کند.نیاز های فرزندانتان را برآورده
سازید.وسپس در حالی که به نیاز های خود می رسید او را ملزم کنید که برخی
نیازهایش را خودش برآورده سازد. با ناکامی او همدلی کنید اما مجزا بودن خود
را حفظ کنید.
2. شرایط را برای گذر از بازی به مسئولیت فراهم کنید.
گرچه
فعالیت های ساده کودک نوپا، اغلب پایه های مسئولیت پذیری هستند ولی این
گونه نیست که کودک به محض آن که شروع به راه رفتن می کند شروع به کار کردن
هم بکند. در اوایل زندگی کودک معمولاً قبول مسئولیت با بازی توأم است.
بازی کردن عامل مهمی درایجاد احساس مسئولیت در کودک است. والدین بعد ها
ناگزیر خواهند شد تا تعادلی بین کار و بازی آنان برقرار نمایند با وجود
آنکه بازی می تواند فرایند ها و مهارت هایی را به کودک بیاموزد ولی باید به
تدریج کودکان را به فعالیت هایی غیر از بازی ملزم کرد.
لازمه
مسئولیت، ترتیب دادن مرحله ی گذراز بازی به مسئولیت است.کودک در ابتدا به
عنوان سرگرمی، اسباب بازی هایش را جمع می کند سپس برای کمک به مادر آنها را
مرتب می کند، کمی بعد به این علت که بزرگتر ها گفته اند این کار را انجام
می دهد وسرانجام چون خود را مسئول جمع کردن اسباب بازی هایش می داند، دست
به کار می شود. مهارت والدین ومربیان در آن است که بدانند گذر از بازی به
مسئولیت را به نحوی ترتیب دهند که کودکان براحتی حس مسئولیت داشتن نسبت به
خود، خویشان و اطرفیان را تکامل بخشند . در این جهت اولا برای کودک خود
بازی هایی در راستای مسئولیت های بعدی او طراحی کنید. ثانیاً با افزایش سن
تعادلی بین بازی و مسئولیت کودک ایجاد کنید. در اوائل کودکی بیشتر وقت کودک
به بازی کردن صرف می شود ولی به مرورباید شرایطی مهیا شود که کودک زمانی
را هم برای کار و چیز هایی که زیاد هم لذت بخش نیستند بگذارند البته تعادل
باید حفظ شود و در سن زیر دبستان بیشتر زمان او باید صرف بازی شود .
3.تفاوت بین سخت است و من نمی توانم
جنبه دیگری از یادگیری پذیرش مسئولیت در قبال وظایف خود، آن است که کودک درک کند که قادر نبودن با راحت نبودن متفاوت است.
کودکان
این دو را یکی می دانند بنابراین از چیزی که لذت نمی برند، فکر می کنند که
نمی توانند انجام دهند.پس از آنجایی که کار سخت را نمی توانند انجام دهند،
نیاز دارند که فرد دیگری انجامش دهد و معمولاً آن فرد دیگر یکی از والدین
است. این طرز فکر مانع از یادگیری این مطلب می شود که زندگی و مشکلات او،
مسئولیت خود ونه فرد دیگر است. او یا از انجام کار دشوار صرف نظر خواهد کرد
چون خیلی برایش سخت است و یا راه های دیگری برای فرار یا انجام ناقص آن
پیدا خواهد کرد. باید از سنین پایین تر کودک عادت کند که برخی از کارها لذت
بخش نیستند و سختی دارند. آنها باید تشخیص دهند بین کاری که برایشان سختی
دارد با کاری که قادر به انجام آن نیستند تفاوت وجود دارد و نباید کار را
به صرف اینکه لذت بخش نیست رها کنند.
می توان گفت یکی از ضعف های تربیتی اکثر والدین امروزی این است که اجازه نمی دهند کودکشان طعم سختی ها را بکشد وهمیشه سعی می کنند آنچه را دلخواه کودک است بدون هیچ رنجی در اختیار او گذاشته و او را از تجربه سختی های زندگی برهانند در حالی که کودک باید با رنج ها وسختی های طبیعی زندگی آشنا شود ودر بیشتر مواقع این سختی ها خِرد ساز و تجربه سازند و موجب افزایش حس ارزشمندی وبا کفایت بودن در کودک می شوند .
مسئولیت افراد خانواده را مشخص کنید
4.مسئولیت افراد خانواده را مشخص کنید
با افزایش سن کوکان، آنها زمانی مسئولیت های خود را به صورت مطلوب انجام می دهند که قبلاً مسئولیت هر عضو خانواده تحت یک فرایند عادلانه مشخص شده باشد و مورد پذیرش اعضای خانواده واقع شده باشد نه اینکه والدین یا عضو دیگر خانواده به طور لحظه ای تصمیم بگیرند که چه کسی، چه کاری انجام دهد. لازم است قبل از دادن مسئولیت به فرزندان، آنها در رابطه با موضوع توجیه شده باشند. یکی از بهترین راه ها برای این کار، داشتن جلسات خانوادگی است در جلسات خانوادگی مسئولیت های موجود در خانواده مورد بحث قرار می گیرد و مسئولیت هر فرد مشخص می شود. در ابتدای این جلسات می توان با آوردن مثال نهایی از کندوی عسل ویا لانه ی مورچه ها، دلیل مشارکت همه در کارها را به کودک بداند که دلیل تقسیم کار چیست. جلسات خانوادگی این احساس را به اعضای خانواده می دهد که گروه متحدی هستند و با هم به سوی اهداف مشترک حرکت می کنند و در این حرکت هرکس بخشی از کار پیش می برد.
دختری ۷ ساله دارم که خیلی پرخاشگری میکنه
بیشتر مواقع که حرف ما باب میلش نباشه با عصبانیت و داد زدن و بعضی مواقع
با لگد زدن اعتراض خودش رونشون میده. لطفا راهنماییمون کنید که چگونه با او
رفتار کنیم؟
در برخورد با رفتارهای پرخاشگرایانه کودکان، باید سعی
کنید حتی به کوچک ترین رفتارهای درست و مثبت آنان توجه کرده و تشویق شان
نمایید و در حد ممکن، به رفتارهای منفی آنها بی توجهی نشان دهید. تشویق می
تواند راه بسیار خوبی برای انگیزه دادن باشد. البته به باید داشته باشید که
تغییر رفتار، کار بسیار دشواریست و نیاز به گذشت زمان و صبر فراوانی دارد.
تبدیل یک کودک پرخاشگر به یک کودک آرام، یک شبه اتفاق نمی افتد.
در برخورد با کودکان پرخاشگر، بدون در نظر گرفتن سن آنها، به توصیه های زیر توجه کنید:
- ابتدا کودک را به آرامش دعوت کنید.
- در جوی کاملاً آرام، با آرامش اما جدی، کودک را به سکوت تشویق نمایید.
- احساس خود را از عملکرد او بیان کرده و یاد آور شوید از کاری که انجام می دهد، ناراحت هستید.
- از تهدید، تمسخر، تحقیر و تنبیه کودک پرخاشگر، بطور جدی خودداری نمایید.
- وسایل خطرناک و مشکل آفرین در خانه از جمله شکستنی ها را از دسترس او خارج سازید.
- در صورت امکان، در آغوشش گرفته و از او بخواهید که سکوت کند و آرام بگیرد.
- علاقه ی خود را نسبت به او بیان نموده و بگویید به دلیل رفتار بدش، از او ناراحت اید.
- علت رفتارش را بپرسید.
- او را نسبت به کاری که کرده و عواقب احتمالی آن، آگاه نمایید.
- در خصوص چگونه کنترل کردن خود و داشتن اعتماد به نفس و برخورد با مسائل و ناموفقیت ها، او را آموزش دهید.
- دلایل خود را مبنی بر بد بودن رفتارش، عنوان نموده و راه های بهتر را بازگو کنید.
- برای اطمینان از این که به حرف های تان گوش داده یا نه، از او بخواهید حرف های شما را تکرار کند.
-
تا حد ممکن، محرک هایی که باعث بروز چنین رفتارهایی می شود را از محیط
پیرامونش حذف کنید. این محرک ها ممکن است مستقیم و زنده مانند رفتارهای خود
پدر و مادر و یا غیرمستقیم و از طریق تلویزیون، سینما و... باشد.
- در آغاز، کودکان یاد می گیرند که دعوا و جیغ زدن می تواند در دست یابی به خواسته های شان، موثر باشد، سپس رفته رفته این رفتارها به پرخاشگری جامعه ستیزی در خانه و بیرون از خانه تعمیم می یابد. هر گز به کودک اجازه ندهید از راه پرخاشگری به خواسته ی خود برسد و حتی در مقابل رفتار منفی او، به طور جدی بایستید.
آیا تا به حال توجه کردهاید که وقتی بزرگ
شدهاید بسیاری از خصوصیات، عادتها و عقاید والدینتان را دارید. خوب علتش
این است که والدین شما، اولین و مهمترین الگویتان بودهاند و اکنون شما
برای فرزندانتان مهمترین الگو هستید.
سرمشق قرار دادن والدین بخش
طبیعی است؛ از اینکه چگونه فرزندان رشد و پیشرفت میکنند. شاید خودتان از
پیامهای نامحسوسی که به فرزندتان ارسال میکنید خبر ندارید. به همین دلیل
است که والدین مضطرب، فرزندانی مضطرب و والدین مثبت،کودکانی با
اعتمادبهنفس بالا تربیت میکنند.
والدین خوب، حقیقتا الگوهاى مثبت و سازنده
اى هستند ولى آیا این موضوع، بدان معناست که همواره والدین، کارها را به
درستى انجام مى دهند و هر چه مى گویند حقیقت دارد؟ جواب این سؤال منفى
است. انسان به گونه اى آفریده شده که از نقص و خطا و اشتباه مبرا نیست ولى
به هر جهت خصوصیاتى ویژه و اساسى در او نهاده شده است که مى تواند به
عنوان سرمشق و الگو، در نظر گرفته شود. در این جا ما به طور اختصار، نمونه
هایى از این ویژگى ها را مطرح مى کنیم:
انسان بودن
بى
عیب و نقص بودن، ایده اى است که هرگز عملى نمى شود و نابجا است.
انسانها همواره باید وجود نقص را در خود و دیگران پذیرا باشند و با میل و
رغبت، خطاهاى خود را بپذیرند و در جاى مناسب عذر خواهى کنند، مسئولیت
اشتباهات خود را به عهده بگیرند و اگر صدمه اى به دیگران وارد ساخته اند
درصدد اصلاح آن برآیند. همچنین همه باید توانایى بخشش را در خود پرورش دهند
و خطاهاى دیگران را ببخشند خصوصا اگر کودکان مرتکب این خطاها شده باشند.
مسئولیت پذیر بودن
ما
باید وظایف خود را در قبال خانواده و اجتماع به درستى انجام دهیم، به
قولهاى خود وفا کنیم و هرگز قولى ندهیم که نمى توانیم آن را به انجام
رسانیم، همچنین بیش از توانایى خود، مسئولیتى را پذیرا نباشیم. ما والدین
باید از لحاظ جسمى و روحى، نیازهاى فرزندان را برطرف کنیم و با حضور خود،
توجه کافى را به آنان معطوف بداریم.
صادق بودن
کودکان
صداقت و درستى را تشخیص داده و مورد احترام قرار مى دهند و بیشتر آنان
قادرند که ریا و دورویى را بر ملا کنند. دورویى عملى است که اعتماد و
احترام را از بین مى برد. اگر تمایل داریم که فرزندانمان با ما صادق باشند
هرگز نباید رفتار دورویانه و غیر مسئولانه از خود بروز دهیم و یا درصدد
پنهان کردن آن برآییم. اگر مى خواهیم کودکان با ما روراست باشند و احساسات
خود را به روشنى بازگو کنند، ما نیز باید با آنها صادق باشیم. والدین باید
همواره خواسته هاى خود را به روشنى براى فرزندان بازگو کنند تا آنها
بیشتر متوجه انتظارات پدر و مادر گردند و بتوانند نیازهاى خود را ابراز
دارند. همچنین پدر و مادر نباید پشت سر کسى و خصوصا اعضاى خانواده، صحبتى
کنند.
خیلی از والدین برای سلامت فرزندانشان
نگران هستند و از هر نظر آنها را چک می کنند اما آنها یادشان می رود که
بهترین کپسول برای سلامت فرزندان مشورت گرفتن است. مطالعات نشان می دهد،
مشورت گرفتن به عمر بچه ها اضافه می کند.
شاید بگویید فرزندان ما
خودشان را عقل کل می دانند و در هیچ یک از مسائل شان با ما مشورت نمی کنند.
اشکالی ندارد آنها می خواهند تجربه کنند تا زندگی کردن را یاد بگیرند. اما
شما باید در مورد کارهایتان با آنها مشورت کنید تا فرهنگ زندگی با مشورت
را به آنها بیاموزید.
اگر تربیت مشورتی برای یک جوان عادت
شود به او کمک می کند تا با کمک یادگیری از افراد با تجربه، قدرت تفکرش رشد
کند، جوانب مختلف یک موضوع را بررسی کند، کمتر آزمون و خطا کند، بیشتر به
رعایت ادب اجتماعی پایبند بماند و زمینه انس بیشتر با خدا و مشورت گرفتن از
عالمان دین خدا را تجربه کند.
تا ثریا نرود دیوار کج!
فوت
اول کوزه گری این تربیت، قدم اولی است که والدین باید بردارند وبهترین
حالت این است که آنها از جوان مشورت بخواهند. احتمالا از خودتان می پرسید:
مگر می شود؟! مشورت از آدم هایی که چیزی بلد نیستند و کم تجربه اند؟ چطور
بزرگ تر از کوچک تر مشورت بگیرد؟ این همان خشت اولی است برای اینکه که همه
اعضای خانواده باور کنند «همه چیز را همگان دانند». «ندانستن عیب نیست،
نپرسیدن عیب است» و... وقتی بزرگ ترهای خانه اهل نظرخواهی و مشورت از
فرزندان بشوند؛ جوان به خود نهیب می زند که من هم حتما به مشورت نیاز دارم.
تمرین های مشورت خواهی از نوجوان
در مرحله اول تربیت مشورتی پدر و مادرها باید به چند ریزه کاری را در رفتار با جوان و نوجوان توجه کنند:
شاید مثل فیلم ها دور یک میزگرد جمع
نشوید و بگویید که می خواهم از تو مشورت بگیرم اما از تکنیک اسم گذاری
استفاده کنید. وقتی نظر او را پرسیدید و او جواب داد، بگویید: «چه مشورت
دقیقی، این یه مشورت عالیه» شاید جواب او به معنی واقعی مشورت نباشد اما
تکرار اسم مشورت در عادت دهی جوان ها اثرگذار است.
مادرها خیلی مهم اند:
هرچه مادرها عادت کنند از پدرها مشورت بگیرند و این را علنی هم کنند؛
آموزش بچه ها آسان تر می شود. ممکن است فرزندتان نظر خوبی هم برای مشورت
خواهی شما نداشته باشد؛ در این صورت تشکر کنید و بگویید از ایده ات برای
کامل کردن فکرم استفاده می کنم. هرگز این جمله را به زبان نیاورید که «این
را می دانستم»؛ زیرا شنیدن متداول این جمله، برای احساس مفید بودن جوان و
تلاش او برای رشد مضر است. مشورت را برایش شیرین کنید. والدین بهتر از
هرکسی فرزند را می شناسند پس برای بالا رفتن اعتماد به نفس فرزندتان در
حیطه آگاهی و توانش از او مشورت بخواهید تا بدون جواب نماند.