ممکن است گاهی بشنوید که نوجوانی آشکارا بر ضد والدین خود به سرکشی می
پردازد . شاید حتی خود خانواده ای را بشناسید که در آن فرزند نوجوانی که
غیرقابل کنترل است دارند ، با این حال دانستن اینکه آیا فرزندی واقعا سرکش
است یا نه ، همیشه کار آسانی نیست . بعلاوه ، درک این مطلب که چرا فرزندی
از یک خانواده به سرکشی می پردازد و دیگر فرزندان با اینکه از همان خانواده
هستند – دست به این کار نمی زنند ، میتواند واقعا دشوار باشد .
اگر
والدین متوجه شدند که ممکن است یکی از فرزندانشان بفردی کاملا سرکش تبدیل
شود ، چه باید بکنند ؟ برای پاسخ به این پرسش ، ابتدا باید این مطلب را درک
کنیم که سرکشی چیست ؟ بطور ساده ، فرد سرکش کسی است که عمدا و دائما از
اطاعت از یک مقام بالاتر ، خودداری می کند یا با آن مخالفت می کند و یا
آنرا حتی به مبارزه می طلبد . البته ، باید به این مَثَل هم توجه کرد که می
گوید : « حماقت در دل طفل بسته شده است . » بهمین دلیل برای همه فرزندان
پیش می آید که با والدین خود و یا هر مقام دیگری مخالفت کنند .
این
امر به ویژه در مورد دوران نوجوانی که همراه با تحولات جسمی و عاطفی است
صادق می باشد . هر نوع تغییری در زندگی فرد مولد فشار روحی است و دوران
نوجوانی سراسر تغییر است . پسر یا دختر نوجوان شما از دوران کودکی قدم به
دوران بلوغ می گذارد . بهمین دلیل ، در طی سالهای نوجوانی برخی از والدین و
فرزندان با یکدیگر اختلاف پیدا می کنند . اغلب اوقات والدین از روی غریزه
میخواهند این روند را کُند کنند ، در حالی که نوجوانان میخواهند به آن سرعت
دهند .
نوجوان سرکش به معیارهای والدین خود پشت می کند . اما بخاطر
داشته باشید برای اینکه کسی را سرکش بنامیم تنها چند مورد مخالفت کافی
نیست . در مورد برخی از موضوعات اجتماعی یا روحانی ، برخی از نوجوانان
ممکن است در ابتدا علاقه ای در این مورد از خود نشان ندهند و اصلا علاقه ای
به مذهب و روحانیت نداشته باشند ، اما ممکن است که سرکش نباشند . از این
رو شما به عنوان والدین نباید فورا نوجوان خود را در زمره گروه سرکش
بدانید .
آیا همه افراد در دوران نوجوانی با والدین خود به مخالفت
برمی خیزند ؟ خیر ! به هیچ وجه ، در واقع شواهد نشانگر آنند که تنها تعداد
معدودی از نوجوانان بطور جدی دست به تمرد و سرکشی می زنند . با این حال ،
اگر یک نوجوان با لجاجت و بطور دائمی به سرکشی بپردازد چه باید کرد ؟ عامل
پدیدآورنده چنین سرکشی و تمرد چیست ؟
اینکه چطور می توان فرزندان را به انجام و
تکرار رفتارهای خوب علاقمند کرد و رفتارهای شایسته را در آنها به صورت
عادت در آورد سوالی است که ذهن اغلب والدین را به خود مشغول می کند. حال
این تقویت کننده ها چه می تواند باشد و چگونه باید اجرا شود و...
تقویت
کننده ها عمدتاً به اموری اطلاق می شود که نرخ یک رفتار را افزایش می دهند
که در شیوه های تربیتی کودکان بسیار مورد استفاده قرار می گیرد. وقتی
تقویت کننده به درستی و در مواقع مناسب به کودک ارائه شود، کودک به انجام
دادن بیشتر آن کار درست، تمایل نشان داده و به احتمال زیاد آن شیوه تربیتی
با برنامه آموزشی به موفقیت خواهد رسید.
حال ببینیم این تقویت کننده ها چه هستند؟
تقویت کننده های خوردنی
نکته: اگر قرار باشد تقویت کننده های خوردنی با انجام دادنی به عنوان تقویت کننده مورد استفاده قرار گیرند، پیش از آموزش دادن، کودک باید از آنها محروم باشد. در صورتی که آموزش دهنده بخواهد چندین بار از چنین تقویت کننده هایی استفاده کنند باید به کودک اجازه داد که تنها در فاصله های کوتاه 30 ثانیه تا 1دقیقه با آنها بازی کنند.
یک مطالعه جدید نشان داد که افرادی که بیش از ۲ ساعت در روز وقت خود را در
شبکه های اجتماعی می گذرانند به احتمال بیشتری دچار مشکلات ذهنی و روانی
خواهند شد.
تحقیقات جدید در کانادا نشان می دهد که نوجوانانی که در
اغلب اوقات از رسانه های اجتماعی استفاده می کنند، بیشتر دچار مشکلات
بهداشت روانی می شوند.
در این مطالعه، پژوهشگران به بررسی مقدار
زمانی پرداختند که نوجوانان صرف وبگردی و ارسال پست و متن بر روی سایت هایی
مانند فیس بوک، توییتر و یا اینستاگرام می کنند.
دکتر هوگوئس،
نویسنده مطالعه فوق در گروه اپیدمیولوژی بهداشت عمومی اوتاوا در کانادا، می
گوید: «حدس و گمان در مورد انواع مکانیسم هایی که استفاده از شبکه های
اجتماعی را با مشکلات روحی و روانی مرتبط می کند، دشوار است.»
وی
تاکید کرد که استفاده از شبکه های اجتماعی می تواند به مشکلات مربوط به ضعف
سلامت روان منجر شود، و مشکلات روانی نیز می تواند دلیل استفاده جوانان از
شبکه های اجتماعی باشد.
به عبارت دیگر، کودکانی که مشکلات روحی و
روانی دارند به دلیل احساس تنهایی و انزوا، به دنبال کردن تعامل در فضای
مجازی هستند.در این مطالعه، محققان بیش از ۷۵۰ دانش آموز در اوتاوای کانادا
را مورد مطالعه قرار دادند.
بیش از یک چهارم شرکت کنندگان مطالعه
گفتند که بیش از ۲ ساعت در روز از سایت های شبکه های اجتماعی استفاده می
کنند. این در حالی بود که حدود یک پنجم نیز گفتند که بندرت از این شبکه ها
استفاده می کنند. بیش از نیمی (۵۴ درصد) از افراد گفتند که در روز ۲ ساعت
یا کمتر صرف وبگردی در این شبکه ها می کنند.
برخی حرف های مخرب در بین والدین و فرزندان وجود دارد که رابطه والدی و
فرزندی را خراب می کند. سعی کنید این حرف های مخرب را به کودک تان نگویید.
روزهای
تعطیل برای رابطه مادر و فرزندی شما، مثل شمشیر دولبه می ماند. از یک طرف
فرصت بیشتری برای وقت گذراندن با کودک تان دارید و از طرف دیگر همین بیشتر
بودن در کنار او، می تواند تنش های میان شما را بالا ببرد. کار سختی در پیش
دارید؛ شما در این فرصت کوتاه نه تنها باید برای از بین بردن اشتباهات
رفتاری که کودک تان در تمام هفته نشان داده تلاش کنید، بلکه احتمالا به
خاطر بیشتر بودن در کنار فرزندتان و وقت گذرانی با دیگران، درگیر مشکلات
تازه ای می شوید که باید برای حل کردن شان تلاش کنید. به همین بهانه،
دردسرسازترین اشتباهات رفتاری را که والدین در چنین فرصت هایی نشان می دهند
برای تان فهرست کرده ایم و راه های دور زدن این اشتباهات را با شما در
میان می گذاریم.
به کودک تان نگویید تو همیشه. . . تو هیچ وقت. . .
تعمیم
دادن رفتارها می تواند به هر رابطه ای آسیب بزند؛ چه در مقابل نامزدتان
قرار گرفته باشید، چه با مادرتان طرف باشید و چه کودک تان در برابر شما
قرار گرفته باشد، با تعمیم دادن رفتارهای گذشته به موقعیت های جدید می
توانید به ارتباط تان با او آسیب بزنید. مهمانی رفتن و شریک شدن فرزندتان
در شیطنت های بچه های دیگر و دلایل رنگارنگی که فهرست کردن شان در مجال این
صفحه نیست، می توانند رفتارهای اشتباهی را از سوی فرزندتان رقم بزنند اما
هرگز و در هیچ شرایطی او را به همیشه اشتباه کردن متهم نکنید و حتی اگر
اشتباه امروزش را در گذشته هم مرتکب شده بود، با یادآوری این واقعیت او را
به همیشه بد بودن متهم نکنید.
به کودک تان نگویید چرا نمی تونی مثل اون باشی؟
دختر
شما میانه ای با یاد گرفتن موسیقی ندارد و دختر صاحبخانه پیانو می زند؟
هیچ وقت این واقعیت را که در کاری به اندازه آدم های دیگر خوب نیست به رخش
نکشید. باور کنید همه آدم ها قرار نیست در یک زمینه موفق باشند و فرزند شما
هم قرار نیست آرزوهای از دست رفته شما را به بار بنشاند. به او فرصت دهید
تا مسیری را که می تواند در آن موفق باشد پیدا کند و حتی اگر چندین فرصت را
از دست داد و چندین کار را نیمه کاره رها کرد، او را به بی ثباتی و بی
استعدادی متهم نکنید. کودک پنج ، شش ساله شما سال ها برای پیدا کردن مسیر
زندگی اش فرصت دارد. پس به جای متهم کردنش از او حمایت کنید.
به کودک تان نگویید زود باش
می
دانیم که آماده کردن کودک و راه انداختن همسرتان کار آسانی نیست اما حتی
اگر احساس می کنید دیرتان شده، مدام به فرزندتان نگویید «زود باش!». به جای
آنکه چنین استرسی را به او وارد کنید و امنیت روانش را با همیشه عجله کردن
به خطر بیندازید، به طور نامحسوس به فرزندتان در سرعت دادن به کارهایش کمک
کنید. گفتن «زود باش، کلافه ام کردی!» نه تنها کمکی به شما برای رسیدن به
نتیجه بهتر نمی کند، بلکه با درگیر استرس کردن کودک تان، باعث می شود که
بیشتر از قبل کارهایش به تاخیر بیفتد و احساس بی کفایتی و ناتوانی آزارش
دهد.
به کودک تان نگویید تو بی نظیری
شاید
بخواهید با تهییج فرزندتان به او برای کار بیشتر انگیزه دهید اما اگر بعد
از هر تلاش او در تشویق کردنش اغراق کنید به جای به وجود آوردن انگیزه
تلاش، او را به پاداش های کلامی خود وابسته می کنید. هرگز به خاطر تشویق
فرزندتان، بعد از خداحافظی کردن با مادران دیگر او را با بچه های شان
مقایسه نکنید و اگر در جمع کودکان دیگر کاری دم دستی را انجام داد به خاطر
قدردانی از تلاش هایش نگویید «کارت عالی است»! در عین انگیزه دادن به
فرزندتان و گفتن نقاط مثبت کارش، برایش توضیح دهید که در چه زمینه ای باید
بیشتر تلاش کند و به هیچ وجه از شکست های دیگران برای او پله ترقی نسازید.
نوجوانی دوره تغییرات گسترده است. افراد
جامعه در کنار یکدیگر زندگی می کنند و کوچکتر ها در کنار بزرگ ترها در سطح
شهر حرکت می کنند. وقتی نوجوانان وجوانان را در سطح شهر می بینند،یاد آن
روزهایی می افتند که نصیحت کردن دیگران برایشان زهر بود. شاید آن روزها رفع
نیازهای آنها آسان تر بود. اما امروز نوجوانان و سایر افراد خانواده با
تبلیغات رسانه ای بمباران می شوند و نه تنها نوجوانان بلکه بزرگترها نیز
خرید برایشان حرف اول را می زند. امروز چند تصویر ثابت می توان از نوجوانان
دید؛نوجوان و تلفن همراهش، نوجوان و صفحه کامپیوترش، نوجوان و کنسولهای
بازی و....
اما به راستی با علاقه مندیهای نوجوان در عصر حاضر چه باید کرد؟
هزینه های زندگی یک نوجوان
اکثر
نوجوانان امروزی علاقه ای به کار و تلاش ندارند،آنها تنها به این فکر می
کنند تا با یک سخنرانی عریض وطویل در خانواده و در مواردی با پرخاشگری
نیازهای های خود را بیان کنند. حتی در مواردی می توان گفت رفع نیازها اعم
از ضروری وغیرضروری در جامعه امروز به هنجار تبدیل شده است.
آنها معمولاعلاقه مند هستند تا در
لباس پوشیدن به روز باشند و از مد رایج پیروی کنند، همچنین خریداری آخرین
مدل دستگاه کامپیوتر و موبایل از نظر ذهنی برایشان الویت دارد. آنها برای
اینکه به خواسته هایشان برسند، خانواده را تحت فشار قرار می دهند اما حاضر
نیستند برای تامین هزینه هایشان مشغول کار شوند. نکته حائز اهمیت این است
که انتظارات آنها از پدر و مادر تا زمانی که اسباب دردسر نشود، قابل اجراست
اما گاهی خواسته ها رنگ دیگری به خود می گیرد و کاملا غیرضروری به نظر می
رسد.
نوجوانان می خواهند بدانندکه آنها برای خانواده و دوستان مهم هستند و توسط آنها مراقبت و حمایت می شوند. درحالی که آنها ممکن است به مجموعه قواعدی که پدرومادربرای آنها تنظیم کرده اند اعتراض داشته باشند. سرسختانه و طبق قوانین با نوجوانان برخورد کردن همیشه نامطلوب نیست اما گاهی این نوع رفتار به آنها ثابت می کند که پدر ومادرشان تا چه اندازه به آنها علاقه مند هستند.این امر که آنها کجا هستند، چرا دیروقت به خانه می آیند و با چه کسانی ارتباط دارند از مواردی است که پدر ومادر باید در مورد آن آگاهی داشته باشند.از آنهاانتظارداشته باشید که از قوانین پیروی کنند و در برخی موارد با آنها صریح و قاطع برخورد کنید، آنها گاهی نیاز به شنیدن«نه» دارند .