وابسته شدن کودکان به تبلت یکی از معضلات
پدر و مادرهای امروزی است. در این بین راه هایی برای جلوگیری از وابسته شدن
کودک تان به تبلت وجود دارد.
فلاح، کارشناس ارشد روانشناسی : وقتی
«آن» را در دستان کودکانه اش می گیرد، چشمان زیبا و انگشتان ظریفش دوان
دوان در میان صفحات رنگارنگ «آن» به جستجوی چیزی تازه و سرگرم کننده می دود
و وقتی آن چیز را پیدا می کند، مغزش را با تمام نورون های سرزنده و
کنجکاوش دو دستی به «آن» تقدیم می کند. تبلت را می گویم که امروز، از همان
بدو تولد، تاثیرش را در زندگی فرزندان ما آغاز می کند.
نمونه عینی آن را دور و برمان زیاد دیده ایم :
از نوزدانی که با صدای لالایی ضبط شده در تبلت به خواب می روند و چند ماهه
هایی که فقط با دیدن فلان کلیپ انیمیشن از صفحه تبلت آرام می گیرند تا
کوچکترهایی که با ادای کلمه تبلت زبان باز می کنند.
راهکارهایی که می توانند در کاهش اولیه احساس نیاز کودکان به تبلت، موثر باشند
از
چند سال پیش که تبلت برای نخستین بار به دنیای کودکان ما راه پیدا کرد،
دیری نپایید که به داستان آنها چسبید؛ کمی بعد پای نگرانی های جدید مانند
اعتیاد فرزندانمان به این وسیله هم به زندگی ما باز شد؛ نگرانی هایی که
خیلی زود شدّت و حدّت خودشان را به رخ مان کشیدند و ما را واداشتند تا داد
کمک خواهی مان را بلندتر فریاد بزنیم.
البته که یک پای این قضیه هم افراط گری های خودمان در آشنا کردن فرزندان مان با فن آوری های روز بوده اما حذف کامل آنها از زندگی کودکان هم راهی نزدیک به سمت هدف نیست. آخر مگر می شود در عصر فن آوری که در و دیوار آن با تبلیغات با شکوه انواع وسایل ارتباطی پر شده است، انتظار داشت که کودک چشمانش را به روی همه چیز ببندد؟ یا مگر می شود وقتی کودک این وسایل را در مهمانی و کوچه و بازار در دست همه اطرافیانش می بیند، برای سر در آوردن از این دنیای نو وسوسه نشود؟!
فرزندان بزرگ می شوند و دنیای شان هم بزرگ
تر می شود ،آنقدر که گاهی در این دنیا گم می شویم. حیران می مانیم که چه
باید بکنیم . یاد حرف بزرگ ترها می افتیم ،زمانی که هنوز فرزندمان به دنیا
نیامده بود و آنها می گفتند قدر این روزها را بدان که هر چه بگذرد،مشکلاتش
بیشتر می شود.شب بی خوابی های ایام نوزادی کجا و دل نگرانی های این روزها
کجا؟
اگر وقتی راه رفتن آموخت و سرک کشیدن به تمام خانه را شروع
کرد، مشکل ما جمع کردن خانه و مراقبت از او برای نیافتادن و آسیب ندیدن
بود،این روزها نگرانیم که در مدرسه با چه کسی دوست می شود؟ وقتی به اینترنت
دسترسی دارد،کجاها می رود؟ در گوشی موبایلش چه چیزهایی دارد؟چرا گاهی
اینقدر زود از کوره در می رود؟از دنیای جنس مخالف چه می داند؟
فرزند
ما وقتی کودکی را پشت سر می گذارد ،وارد دنیای ناشناخته ای می شود که باید
از آن عبور کند.به روزهای گذار از کودکی به دنیای جوانی و بزرگسالی ایام
بلوغ می گویند. روزهایی که فرزندمان هنوز آنقدر بزرگ نشده که بتوانیم برخی
حرف ها را به او بگوییم و هنوز آنقدر کوچک نیست که مطمئن باشیم در دنیایش
خبری از حرف های بزرگسالی نیست .
در این سن ،فرزند شما گمان می کند ،مرکز دنیاست و دیگران توجه ویژه ای به او دارند.حس می کند زیر ذره بین است.شاید گاهی از تذکر های فرزندتان تعجب کرده باشید. مثلا وقتی با هم به رستوران می روید بیش از حد به نحوه ی نشستن،نوع غذا خوردن و حتی لباس شما اهمیت می دهد.او گمان می کند افراد دیگر در رستوران در حال تماشا و نمره دادن به او هستند. او حس کسی را دارد که در صحنه ی نمایش ایستاده و تعدادی تماشاگر خیالی او را نگاه می کنند.
شاید می توان گفت هنری که امروز مانند دیروزها نیست و به دست فراموشی سپرده شده است، احترام به دیگران، علی الخصوص به بزرگان است. در واقع یکی از مهارتهای ارتباطی که در گذشته قدر و قیمتی داشت و همه برای آن سر و دست میشکانند، احترام به یکدیگر بود.
حال آنکه در جامعه امروز بیتوجهی به
این امر در رفتارها دیده میشود و تنها با کمک و راهنمایی والدین، رفتار
فرزندان در جامعه بهبود مییابد. در واقع با توجه به اینکه ابزارهای
ارتباطی زیادی فرزندان را احاطه کرده است اما هیچ یک از آنها نمیتوانند
مانند والدین، مقوله احترام گذاشتن و اجتناب از رفتارهای غیراخلاقی را
آموزش دهند.
آینهای باشید برای کودکانتان
نوع
و جنس کارهایی که شما از فرزندانتان میخواهید، به مرور زمان به آنها
احترام گذاشتن را میآموزد. به طور مثال شما میتوانید به فرزند خود
بگویید، بهتر است زمانی که در یک مهمانی فرد مسنی به جمع میپیوندد، به
نشانه احترام از جایش برخیزد. اگر آن فرد مکان مناسبی برای نشستن ندارد،
شما به همراه فرزندتان میتوانید صندلی خود را در اختیار او قرار دهید. هر
چند این نکات بسیار کوچک است اما به مرور زمان و غیر مستقیم، می توان نکات
مهمی را در خصوص رفتار با دیگران به فرزندان گوش زد کرد.
قوانین یک زندگی جدی
وقتی
تصمیم میگیرید مهارتی را به بچهها آموزش دهید، به نوعی در کنار آن
مسئولیت پذیری را هم به آنها میآموزید. حال اگر فرزند شما مهارتی را که
آموخته است به درستی انجام نمی دهد، بهتر است قبل از آموزش به او یادآوری
کنید در صورت عدم پیروی از قوانین تنبیه خواهد شد. احترام گذاشتن به دیگران
هم یکی از این مهارتهااست. معمولا نوجوانان زمانی میتوانند زندگی بهتری
را در آینده تجربه کنند که در این سنین قوانین زندگی را بیاموزند و درک
کنند. یکی از نکات حائز اهمیت این است که فرزندان بدانند، احترام نگذاشتن
به دیگران تبعات بسیاری دارد، حال آنکه لازم است، آنها با عواقب کارهایشان
آشنا شوند حتی اگر احساس میکنند که غیر منصفانه است. اگر میخواهید
فرزندتان احترام گذاشتن را بیاموزد باید در جزئیترین رفتارهایتان آن را
نشان دهید. فرزند شما ریزبین تر از آن است که شما فکر میکنید.
اعتماد کنید
شما
باید با رفتارهایتان به فرزندانتان اعتماد کردن را یاد بدهید. برچسب
دروغگویی به فرزندانتان نزنید. در جمع دوستانه و خانوادگی به صحبتهای
آنها گوش دهید و دیگران را هم به گوش دادن ترغیب کنید. به فرزندانتان
بیاموزید که نباید از اعتماد شما سوء استفاده کنند. اگر شما به آنها و
خواستههایشان احترام بگذارید به آنها میآموزید که به خواستههای شما
احترام بگذارند و از اعتماد شما سوء استفاده نکنند. آنها باید یادبگیرند
چیزهایی که به دست آوردهاند به راحتی از بین نبرند. فرزندان به مرور
میآموزند، اعتماد و احترام ارزشمندترین وجه زندگی است که نباید از دست
دهند. این موضوع به فرزندان شما یاد میدهد که احترام و اعتماد قیمتیترین
ارزشی است که اگر هر انسانی آن را داشته باشد در میان مردم برنده محسوب
میشود.
دکتر آذین، متخصص پزشکی اجتماعی و روان درمانگر جنسی : کوچک شدن خانه ها
بسیاری از رفتارهای اجتماعی را تحت تاثیر قرار داده است. مثلا شرایط جدید
در کنار کمتر شدن اوقات فراغت شهروندان، باعث شده تا رفت و آمد با اقوام و
دوستان بسیار کمرنگ و بعضا از زندگی روزمره حذف شود.
بسیاری از
کودکان امروزی هیچ گاه خاطرات خوب دوران کودکی ما را از میهمانی های
خانوادگی بزرگ یا تعامل با دوستانی که گاه از فامیل به خانواده ما نزدیکتر
بودند، تجربه نمی کنند.
یکی از این عوارض نیز محدود شدن فضا و حریم
خصوصی افراد است. فراموش نکنید که در کنار این کوچک شدن فضا و حضور کودکان،
برخی خانواده ها همزمان میزبان پدر یا مادر یکی از دو طرف نیز هستند.
طبیعی است در چنین شرایطی یکی از عوارض این محدودیت در حریم خصوصی، تحت
تاثیر قرار گرفتن زندگی زناشویی زوج باشد.
خستگی و آثار استرس های
زندگی روزمره از یک طرف و فراهم نبودن حریم و فضایی که زوج در آن احساس
امنیت و اطمینان خاطر کنند از سوی دیگر، باعث می شود تا مناسبات جنسی به
لحاظ کمیت و کیفیت دچار تغییرات جدی شوند. این تغییرات معمولا ابتدا کیفیت و
رضایتمندی زوج از رابطه زناشویی را دچار آسیب می کند و سپس به تدریج باعث
می شود تا زن و شوهر اصولا تمایل چندانی برای ورود به یک تعامل جنسی نداشته
باشند.
وقتی این نداشتن تمایل فقط از سوی یکی از طرفین باشد، می
تواند باعث ایجاد تنش در سایر جنبه های روابط آنها شود. اگر سرد شدن روابط
زناشویی از سوی هر دو طرف باشد، اگرچه به ظاهر نارضایتی کمتری ایجاد می کند
ولی به تدریج صمیمیت و تعامل عاشقانه زوج آسیب می بیند بنابراین هیچ عاملی
از جمله محدودیت فضا، زمان، استرس های معمول، بیماری های مختلف و غیره
نباید زندگی زناشویی زن و شوهر را متوقف کند یا کیفیت آن را در حدی پایین
آورد که عملا نتواند نقش خود را در حفظ عشق و صمیمیت آنها ایفا کند.
ضرورت مدیریت روابط زناشویی
واضح است که تغییر شرایط محیط همیشه امکانپذیر نیست، بنابراین مناسبات زناشویی زوج باید به وسیله آنها مدیریت شود.
متاسفانه
در رفتار جنسی بسیاری از زوج ها کلیشه هایی وجود دارد که آنها را در
استفاده از موقعیت های مختلف زندگی و مدیریت آنها محدود می کند، مثل تصور
اینکه روابط جنسی شرایط زمانی و مکانی یا آداب بسیار خاصی دارد. حتی در
تعالیم دینی ما نیز اگرچه مستحباتی برای این موضوع مطرح شده است، تقریبا
کمتری محدودیت ها برای روابط زناشویی زوج وجود دارد، بنابراین هر دو طرف
باید برخی از این کلیشه ها را که فرصت های ممکن برای داشتن تعامل جنسی را
از بین می برند، تغییر دهند و بدانند که نه نوع رابطه (از یک معاشقه ساده
تا رفتارهایی مثل انجام رابطه زناشویی) و نه زمان و مکان آن، نباید در حدی
غیرقابل انعطاف شود که عملا رابطه را امکان ناپذیر کند.
این بچه ها حاضر به همکاری با دیگر کودکان نیستند و نمی توانند با آنها سازگاری پیدا کنند و جالب اینجاست که پدر و مادرشان- انگار که از سرو صدا و بهانه گیری های آنها بترسند- همیشه مطابق میل آنها رفتار می کنند و هرچه می خواهند، برای شان فراهم می کنند و همین مساله اوضاع را بدتر می کند.
وقتی بچهها صدای شما را که به آنها
میگویید کاری را بکنید کلا نشنیده میگیرند، به دلایل گوناگون و حتی در
خیابان خود را روی زمین پخش میکنند و از جایشان تکان نمیخورند، روی
بزرگترها دست بلند کرده و گستاخی میکنند رفتارشان لوسبازی تلقی میشود.
آنها
به هر بهانهای وقتی روی کار خود تمرکز دارید، کارتان را به هم میریزند و
جلوی تمرکزتان را میگیرند تا به جای هرچیز دیگری به آنها فکر و توجه
کنید.
آنها حسود و تمامیت خواه هستند و هیچ قواعدی را
نمیپذیرند.آنها باهوش هستند و میدانند نقطه ضعف شما چیست و با پافشاری بر
آن شما را آنقدر کلافه میکنند که تسلیم شوید.
اگر شما یک زوج لوس
پرور هستید و از لوسبازیهای بچه خود کلافه شدهاید، راه ساده اما سختی در
پیش دارید. کافی است به قوانین احترام بگذارید و نرمش نشان
ندهید.روانشناسان راهحل قدیمی جایزه به دلیل کار خوب و تنبیه به دلیل کار
بد را هنوز هم راه مناسبی برای تقویت رفتار درست میدانند.
برای اینکه کودکی لوس بار نیاورید سعی کنید امکانات را فقط در شرایط معقول و طبق معیارهای پذیرفته شده درخواست به آنها بدهید.
در اینجا چند الگوی رفتاری نادرست را که سبب لوس شدن فرزندان می شود را می خوانید:
فرزندتان را مهم تر از هرچیزی می دانید
اینکه شما تامین خواسته های فرزندتان را بر همه چیز مقدم بدارید، به او می فهماند که از همه مهم تر است و دنیا حول محور او گردش می کند. این باعث می شود که او نتواند به خواست ها و نیازهای دیگران توجهی کند. کودکان باید مفهوم دریافت خدمت یا محبت در برابر انجام کاری برای دیگران را درک کنند. وقتی مدام دیگران به آنها خدمت می کنند و آنها برای کسی کاری انجام ندهند، کمبود شخصیتی خواهند یافت.