دلتنگی کلمهای است که اغلب افراد آن را به کار میبرند بدون آنکه معنای دقیق این واژه را بدانند، تا به حال برایتان پیش آمده است که به جای استفاده از کلمه دل از قلب استفاده کنید؟، این واژه ریشه روانشناسی دارد و افراد معنای دقیق آن را نمی دانند.
گاهی افراد پس از پشت سرگذاشتن یک زندگی شکستخورده و ناموفق، دلتنگ رابطه قبل میشوند، برای رفع این دلتنگی راهکارهایی وجود دارد که روند دلتنگی را کاهش میدهد.
نباید فراموش کرد تمام روزهایی که در آن خاطره داشتیم به دلیلی از دست رفتهاند و سیاه شدهاند، شاید در زمان و مکان مناسب به شخصی نرسیدهاید، شاید در مورد فرد حاضر در زندگیتان اشتباه کردهاید و شاید هم خودتان را خوب نشناختهاید، اما دلیل جدایی شما هر چه که هست، باید لابهلای اتفاقاتی که افتاده، به دنبال خودتان بگردید و دلتنگی روزهای رفته را آرام کنید.
یک روانشناس بالینی گفت: زمانی که افراد میگویند دلم برایت تنگ شده است یعنی از عمق وجود یک خلا را تجربه میکنند که این حس با قلب احساس میشود.
فرضی معتقد است به زبان آوردن جملاتی مانند "دلم برایش تنگ شده است و دوست داشتم تمام دنیا را از دست میدادم تا آن عزیز را کنارم داشتم" و یا "دلم برای گذشتههایم تنگ شده برای با او بودن" از فکر کردن نشات می گیرد و نشان دهنده تعبیر و تقسیر ما از موضوعی است که در گذشته با آن رو به رو شدهایم، واژه دل به معنای قلب است اما دل احساسیتر عمل میکند و باعث میشود ما از کلمه دل استفاده کنیم.
در برخی مواقع که فرد دچار عصبانیت میشود، ممکن است فرد حس برتری نسبت به دیگران داشته، خواب کافی نداشته باشد و یا نتواند احساسات خود را کنترل کند.
یکی دیگر از علتهای عصبانیت بدون دلیل، افسردگی است که فرد مدام در حال گریه کردن بوده و در نتیجه دچار اختلال خواب و کجخلقی میشود.
دلیل دیگر نگرانی است. افراد با دلواپسی زیاد اغلب قادر به کنترل احساسات درونی خود نیستند و قرار گرفتن این افراد در اوضاع چالشی موجب عصبانیت خواهد شد.
دکتر ربهکا ونگ روانشناس اظهار کرد: بسیاری از زوجها نیز به دلیل مشکلات زناشویی عصبانی و پرخاشگر میشوند.
از دیگر دلایلی که وی به آنها اشاره کرد ناامیدی از کمک دوست، همسر و یا افراد دیگر است.
روشهایی برای کاهش عصبانیت و خشم وجود دارد که در ذیل به آنها اشاره میشود:
-نشانههای هشداردهنده خشم زودهنگام خود را بدانید چون این مورد در افراد متفاوت است.
-احساسات خود را بدون سرزنش فرد دیگر ابراز کنید.
-در شرایط دشوار برنامهریزی داشته باشید.
-در اوضاع حساس نفسهای عمیق بکشید.
-به افکار منفی که موجب تحریک شما میشود بیاعتنا باشید.
-از دیگران کمک بخواهید.
-در زمان قرار گرفتن در اوضاعی که موجب پرخاشگری شما میشود به خود زمان استراحت دهید. اگر در حال مکالمه با شخص دیگر هستید اجازه دهید وی به سخنانش ادامه دهد.
رژیم غذایی سالم نه تنها، سلامت جسم را تضمین می کند بلکه روح و روان را بی نصیب نگذاشته و فرد را از پیوستن به دایره افسردگی و بیماری های روحی خارج می کند. این در حالی است که در دنیای مدرن امروز، اختلالات روحی روانی با ورود غذاهای آماده و فست فود به عرصه زندگی تشدید شده است.
اضطراب و افسردگی از جمله اختلالات روانی است که شیوع بالایی در جوامع پیشرفته و در حال توسعه دارد. موضوعی که پیش از این قاضی زاده هاشمی وزیر بهداشت در سخنانی به افزایش آمار افسردگی در سطح جهانی اشاره کرده و گفته بود، از نظر بار بیماریها، افسردگی رتبه چهارم را دارد و براساس پیش بینیها در سال 2030 بیماری افسردگی در رتبه دوم بیماریها قرار خواهد گرفت.
وزیر بهداشت همچنین در بخشی دیگر از سخنان خود، افسردگی در میان زنان را شایع تر عنوان کرد و افزود: در دنیا 350 میلیون نفر به بیماری افسردگی مبتلا هستند و در کشور ما نیز 16.8 درصد زنان و بیش از 10 درصد مردان افسرده هستند.
بر اساس مطالعات جدید علم پزشکی، عوامل تغذیه ای نقش بسزایی در بروز یا سرکوب اختلالات روحی دارند به این معنا که انتخاب غذاهای سالم و مناسب از لازمههای داشتن روح و جسم سالم است. موضوعی که خبرنگار علمی در گفت و گو با حبیبی کارشناس تغذیه، ضرورت توجه به مواد غذایی برای پیشگیری از افسردگی را مورد بررسی قرار داد.
به گفته حبیبی، تغذیه سالم و مغذی یکی از عوامل پیشگیرانه در افسردگی است البته در صورتی که با شناسایی درست مواد غذایی و همراهی فرد مبتلا همراه باشد.
**غذاهای فوری، تشدید کننده افسردگی
مشکلات خانوادگی، شرایط اقتصادی، محیط اطراف و تغییر بافت زندگی از جمله عوامل زمینه ساز بیماری های روحی روانی است که بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، نزدیک به 80 درصد کسانیکه مبتلا به افسردگی و بیماریهای روانی هستند، درکشورهای با درآمد کم یا درآمد متوسط زندگی میکنند.
دانشمندان نوع جدیدی از افسردگی را کشف کردند. بر اساس مطالعه صورت گرفته توسط دانشمندان، برخی از افراد مبتلابه اختلال روانی سطوح پایینتری از گیرندهها را دریافت میکنند.
این گیرندهها در انتشار هورمونهای «احساس خوب» مانند سروتونین و دوپامین بسیار مهم هستند. داروهای ضدافسردگی روی این هورمونها فعال میشوند و این مطالعه روی 30 درصد از مردمی که داروهای مذکور روی آنها جواب نمیدهد، تمرکز داشته است که میتواند منجر به تولید دارو برای آنها شده و درنتیجه این افراد نیز مداوا شوند.
محققان دانشگاه هیروشیما موشهای نرمال که بهطور ژنتیک سطح بالایی از پروتئین RGS8 را منتشر میکنند، موردبررسی قراردادند.
RGS8 یک گیرنده هورمونی بوده که در پاسخهای عاطفی نقش اصلی را دارد.
جوندگان داخل ظرف آب داغ بدون خروج قرار دادهشده و آنها را مجبور کردند یا شنا کنند و یا تسلیم شوند. بیحرکتی به معنای افسردگی در این پروژه تعریف شد. سپس مغز موشها زیر میکروسکوپ مورد آزمایش و تحلیل قرار گرفت.
موشها نوع جدیدی از افسردگی را نشان دادند. نتایج نشان داد که موش با سطح بالای RGS8 بیشتر شنا کرده و کمتر افسردگی از خون نشان دادند. با دادن داروی ضدافسردگی سه حلقهای به نام دسیپرامین سطح هورمون دوپامین و سروتونین افزایش یافت و آنها زمان بیشتری برای شنا کردن پیدا کردند.
به گفته دکتر سایتو محقق این پروژه، دادن دارو به موشهایی که بهطور مهندسی ژنتیکشان دستکاری نشده، هیچ فایدهای ندارد و این موشها نوع جدیدی از افسردگی را از خود نشان دادند.
جوندگان با سطح بالای RGS8 دارای ساختاری به نام Cilia بوده که مستقیم روی سلولهای مغز و مسئول احساسات آنها اثر میگذارد.
چند هفته پیش نوشته بودم که عاشق شدن مثل مصرف کوکائین است. درواقع شباهتهای زیادی بین وضعیت مغز کسی که عاشق میشود و کسی که تازه کوکائین مصرف کرده است وجود دارد.
مصرف کوکائین در کوتاه مدت روحیه را تقویت میکند، میل جنسی را بالا میبرد، اعتمادبهنفس را ارتقا میبخشد، توانایی صحبت کردن و گفتگو را تقویت میکند و هوشیاری را تشدید میکند. درواقع فوقالعادهترین حالت هوشیاری و قویترین حس زنده بودن را در فرد ایجاد میکند اما در بلند مدت عواض جبران ناپذیری بر سلامت انسان دارد.
اگر در جملهی بالا مصرف کوکائین را با عاشق شدن جایگزین کنیم، آنوقت به درستی تجربهی فرد عاشق را هم توصیف کردهایم.
ازآنجا که سرمستی یک عشق تازه، تجربهای فوقالعاده است و برخلاف کوکائین پیگرد قانونی هم ندارد، چرا نباید سبک زندگیمان را براساس عاشقشدنهای مداوم بنا کنیم؟ بهترین سبکزندگی همین عشقهای پشتسرهمی نیست که هیچکدام به ازدواج ختم نشود؟ از این گذشته، اگر جلوی ازدواج گرفته شود آنوقت دیگر طلاقی هم در کار نخواهد بود.
ولی نباید اینقدر تند پیش رفت. این ایده مشکلات اساسی زیادی دارد.