تغییرات در سبک زندگی بیتردید در مدیریت و کنترل اضطراب نقش به سزایی دارد و از این میان دنبال کردن یک رژیم غذایی مناسب سرشار از سبزیجات، میوه، حبوبات، غلات کامل و پروتئین خالص برای کاهش اضطراب بسیار موثر است.
اضطراب در قرن حاضر اختلال شایعی است که میلیونها نفر را در سراسر جهان تحت تاثیر قرار میدهد.
علائم این اختلال متفاوت بوده و برخی افراد فقط در برخی مواقع آن را تجربه میکنند. با این حال در صورتی که فردی علائم اضطراب را برای بیش از شش ماه داشته باشد، ممکن است به "اختلال اضطراب فراگیر" (GAD) دچار شده باشد.
برخی علائم جسمی و روانی اختلال اضطراب فراگیر شامل ترس، تنش، نگرانی بیش از حد در مورد وقایع و مشکلات روزمره، زودرنجی، مشکلات تمرکزی، به وجود آمدن مشکلات در روابط شخصی اجتماعی و کاری، ضربان قلب بالا، تپش قلب، فشار و تنش عضلانی و تنگی نفس است.
پزشکان اغلب این اختلال را با ترکیبی از درمانها از جمله گفتار درمانی، درمان رفتاری شناختی (CBT) و داروهای مختلف درمان میکنند. گاهی اوقات این درمانهای مرسوم برای طولانی مدت موثر واقع نمیشود اما برخی تحقیقات نشان میدهد که تغذیه مناسب میتواند تا حد زیادی به بهبود علائم این اختلال کمک کند.
۹ خوردنی که به کاهش اضطراب کمک میکنند
۱) فندق برزیلی: فندوق برزیلی حاوی مقادیر بالایی سلنیم است. سلنیم با کاهش التهاب که اغلب در اختلالات خلقی مانند اضطراب سطوح بالایی دارند موجب بهبود خلق میشود. سلنیم همچنین نوعی آنتی اکسیدان است که به جلوگیری از آسیب سلولی کمک کرده و خاصیت ضد سرطان دارد.
عادتها: چیزهایی هستند که ما به صورت روزانه یا هفتگی یا در کل به صورت تکرارشونده در فواصل منظم انجامشان میدهیم.
بعد از گذراندن حدوداً یکچهارم از عمرتان ممکن است با خودتان فکر کنید چیزهایی که در کودکی به دست آوردهاید، تعریفکنندهی مابقی زندگیتان خواهد بود. بااینکه خیلی از عادتها و رفتارهای شخصی که کسب کردهایم باعث عقب افتادن ما در زندگی میشوند، مغزمان معمولاً تخریبهای ناشی از آن را نادیده میگیرد و درمقابل هرگونه تغییر مقاومت میکند.
از این گذشته، سرعت بالای زندگی، با بچه یا بدون آن، و یک کار مشخص ممکن است باعث شود بخواهید یک برنامهی منظم داشته باشید که مخصوص خودتان باشد و کمکتان کند با همهچیز کنار بیایید. ولی اگر این برنامهی منظم برای سلامت روانی و پیشرفت فردی شما مخرب است، شاید زمان تغییر فرا رسیده باشد.
عادتهای ما و افرادی که به صورت روزانه میبینیم ممکن است گاهی ما را در زندگی عقب بیندازند و جلوی ما را برای رسیدن به اهدافمان بگیرند. خیلی مهم است که این تاثیرات منفی را شناسایی کنید و خودتان را از آنها بالاتر بکشانید. اولین قدم این است که تشخیص دهید دچار رکود شدهاید.
رکود در زندگی علائم مختلفی دارد که در اینجا به مواردی از آن اشاره میکنیم.
منفیگرایی
تا به حال شده شروع به برنامهریزی برای کاری کنید که میتواند زندگیتان را عوض کند/پولدارتان کند/مهارتهایتان را ارتقا دهد و بعد کاغذ برنامهریزیتان را تا کرده و پشت ذهنتان بگذارید چون فکر میکنید مطمئناً موفق نخواهید شد؟ از این اتفاقها زیاد میافتد. وضعیت کنونی جهان (که هیچوقت بهتر از این نبوده است)، جایگاه شما و نداشتن ارادهی کافی باعث میشود همیشه در یک نقطه بمانید. وضعیت امروز دنیا بهگونهای است که انگار بهترین زمان برای منفیبافی باشد.
این موقعیت را در ذهن مجسم کنید: تازه با فردی آشنا شدهاید، او خیلی مشتاق رفتار میکند. از هر فرصتی برای پیام دادن و تماس گرفتن استفاده میکند. خیلی زود و با فواصل کم با یکدیگر قرار میگذارید تا در کنار هم به تفریح و خوشگذرانی بپردازید.
اما این مساله برای برخی از افراد مثل پتک میماند؛ چرا؟ چون احساس میکنند نزدیکی بیش از حد چهارچوبهای فردی آنها را تهدید میکند. حس میکنند فرد جدید زندگیشان پا را فراتر از آنچه باید گذاشته و روند عادی زندگی آنها را بههمریخته است.
حتی ممکن است احساس ترس و نگرانی به آنها دست بدهد به طوری که از نزدیک شدن و صمیمی بودن هراس پیدا کنند و با بدبینی کامل رابطه عاطفی خود را خراب کنند.
نگرانی و اضطراب تخریبگر اصلی روابط عاطفی هستند
بر اساس نتایج تحقیقات یک روانشناس آمریکایی موسوم به هال شورین حدود ۱۷ درصد از بزرگسالانی که در فرهنگ غربی رشد کردهاند از صمیمی شدن و نزدیکی زیاد به دیگر انسانها وحشت دارند. به همین خاطر در روابط عاطفی خود نیز صمیمیت چندانی ندارند.
هنگامی که اشخاص در روابط خود مضطرب هستند این مساله روی نحوه رفتارشان تاثیر مستقیم میگذارد. به این صورت که این لایه تنشی اضافه در مغزشان مانع از این میشود که خود واقعیشان باشند و از لحظههایشان لذت ببرند.
شورین می گوید: شما وقتی با عشقتان قرار میگذارید دوست دارید همه لحظههایتان به خوشی و شادی و آرامش سپری شود و از در کنار هم بودن نهایت استفاده را ببرید. اما در ذهنتان مشغول فکر کردن هستید و دایما در ذهنتان خود را کنترل میکنید. این نگرانی و اضطراب سبب میشود تا نتوانید صمیمیت کامل و کافی با مخاطب خود داشته باشید.
تمام این مشکلات ناشی از محدودیتهایی است که برای خودتان تعیین کردهاید و برای پایبند بودن به آنها، رابطه خود را خراب میکنید.
از یک منظر هم میتوان این نگرانی را ناشی از ایدهآلگرا بودن فرد دانست که دو نوع مختلف دارد: موثر و غیر موثر.
اپلیکیشن اینستاگرام خود را باز میکنید و سری به استوری و پستهای جدید میزنید. یکی از دوستان همین چند دقیقه پیش عکسی از تولد سورپرایزی که برایش گرفته شده است، پست کرده؛ دیگری طبیعت زیبای شهرهای شمالی را تحسین میکند؛ دوست دیگری عکسی از یک سالاد خوشمزه و هیجانانگیز در یکی از کافههای معروف شهر به اشتراک گذاشته و دیگری هم دکوراسیون جدید خانه خود را به دیگران معرفی میکند. این حس برای بسیاری از ما آشنا و تکرار شدنی است چون حس میکنیم که در این زندگی هدر رفتهایم!
بر اساس مطالعاتی که روی ۱۵۰۰ کاربر اینترنتی انجام شده، اینستاگرام به عنوان بدترین شبکه اجتماعی برای سلامت و شادابی روان در فضای مجازی شناخته شده است. با وجود اینکه این پلتفرم بر مبنای عکس و تصاویر جهت بیان هویت فردی و خصوصیات شخصیتی پایهگذاری شده، ولی با سطوح بالایی از خشم، افسردگی، ناراحتی و ترس فراموش شدن نیز همراه شده است.
بر اساس یکی از مطالعات انجام شده در کشور انگلستان پنج شبکه اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت. یوتیوب بالاترین امتیاز را برای سلامت روان و احساس خوب بودن دریافت کرد و تنها وبسایتی است که پاسخدهندگان امتیاز مثبت شبکه را به او دادهاند. دومین شبکه اجتماعی توییتر و به همین ترتیب فیس بوک، اسنپ چت و اینستاگرام هم در سطوح بعدی را به خود اختصاص دادهاند.
در مورد اینستاگرام که در بین این ۵ گزینه به عنوان بدترین شبکه اجتماعی برای سلامت روان انتخاب شده است باید این نکته را هم اضافه کرد که خصوصیات منفی از جمله به هم زدن کیفیت خواب، احساس منفی گرایی و افسردگی و افزایش حس خشک و عصبانیت از دیگر عواملی است که در مورد اینستاگرام گفته شده است.
طبق نظرات متخصصین و روانشناسان، در مورد افراد جوانی که بیش از دو ساعت از شبانهروز را در شبکههای اجتماعی صرف میکنند، استرس و ناراحتیهای روانی بیشتری گزارش شده است. زمانی که افراد مدام دوستان خود را در حال سفر، گردش، مهمانی و تفریحات مختلف و جذاب میبینند، احساس سرشکستگی میکنند و حس میکنند زندگیشان از دست رفته است و فراموش شدهاند، در حالی که باقی اطرافیان آنها در حال لذت بردن از زندگی خود هستند. این احساسات باعث میشود خود را با دیگران مقایسه کنند و از زندگی خود ناامید بشوند.
دلیل اینکه دیگران شما را دوست ندارند
شما خودخواه هستید:
افرادی وجود دارند که فقط خودشان را میبینند.مردم میتوانند این را حس کنند ، وقتی همه چیز راجع به خودتان و به نفع خودتان است, مردم ازشما دوری خواهند کرد.بین انگیزه و خودخواهی یک خط باریک است شما ممکن است برای موفقیت خود انگیزه داشته باشید ،اما نباید خودخواه باشید.
شما گوش نمیدهید:
مردم دوست دارند که داستان های خودشان را برایتان تعریف کنند اگر شما به چیزی که دیگران میگویند گوش ندهید,آنها هم به حرف شما گوش نخواهند داد. زمانی از روزتان را به مردم اختصاص دهید, در واقع به چیزی که آنها میگویند ،گوش دهید ؛ زمانی که به آنها گوش نمیدهید شما نخواهید فهمید که آنها چه میدانسته اند وچه چیزی به نفع آنها است لئونارد یک شنونده خوب است، و.موفقیت های زیادی را با انجام این کار ساده به دست آورده است.
شما با ترویج و تبلیغ خود ،صحبت را شروع میکنید:
آیا تا به حال کسی را دیده اید که مستقیما به سمت تعریف از خود، گام بردارد؟ “اوه سلام,اسم من جانی تالک است و من نویسنده کتاب چگونه دوستان خود را از دست میدهیم و رنجاندن مردم هستم,کتابم همراهم هست آیا میخواهید که آن را برایتان امضا کنم؟ و تو خواهی گفت:اوه, این مرد دیگر که بود؟!! من اورا همین الان دیدم و او کتابش را به من فروخت!! درنتیجه بیش از حد تعریف کردن از خودتان ,مخالف اهدافتان است اگر مشتاق پروژه های خود باشید,مردم نمیخواهند که به هیچ عنوان با شما صحبت کنند.
شما اغلب صحبت های کوتاه را انتخاب می کنید:
هر مکالمه از گفت و گوهای کوچک ساخته شده است مانند:هوا چه طور است؟ یا روز شما چگونه است؟ شما میخواهید که مردم را بشناسید و بهترین راه برای این کار ایجاد یک ارتباط و یا یک پیوند زود هنگام است. شما باید از یک جا شروع کنید، وقتی بحث های کوچک را رها میکنید و مستقیما به سراغ جزئیات کسب و کار میروید مردم فکر میکنند که چرا اینگونه با من برخورد کرد؟ هرچیزی را که باعث برقراری ارتباط بین شما و دیگران میشوند را نگه ندارید ؛ با صحبت های کوتاه ببن خود و دیگران احساس راحتی و آشنایی برقرار کنید و قبل از هرچیزی سعی کنید دیگران را بشناسید.
شما اغلب از دیگران در خواست کمک میکنید:
زمانی که برای اولین بار کسی را دیده اید و از او درخواست کمک میکنید, ممکن است تمایل به انجام این کارنداشته باشد زیرا شما آنها را در موقعیت بدی قرار داده اید زمانی که شما با افراد موفق تر صحبت میکنید , این روش عمل نخواهد کرد.
شما هیچ چیزی را به دیگران نمیدهید:
زمانی که شما یک رابطه را ایجاد میکنید و به آن ارزش نمیدهید یعنی بدون ایجاد پایه و اساس شروع میکنید در این شرایط ساختار شما در حال فرو ریختن است و فرد ،دیگر نمیخواهد بیشتر از این با شما در ارتباط باشد قطعا رابطه شما ،ممکن است یک تا دوهفته طول بکشد اما ازبین خواهد رفت ؛ ضعیف تر میشود و در نهایت سقوط میکند سپس شما نادیده گرفته میشوید و دیگر هرگز خبری از آنها به شما نخواهد رسید .
فقط وقتی در مورد چیزی نیاز دارید ، با مردم صحبت می کنید:
آیا تا به حال دوستی داشته اید که برای مدت طولانی از او خبری نداشته اید و فقط زمانی که ماشین خود را خراب می کند یا زمانی که حساب بانکی خود را خالی کرده و به پول نیاز دارد ،با شما تماس میگیرد ؟ این همان دغل دوستانی هستند که در همه ی جمع های دوستانه ی خود حضور دارند ، اما شما را دعوت نمی کنند اینها افرادی هستند که وقتی به چیزی نیاز دارند، فقط به شما تلفن می کنند.آنها می دانند که می توانند از شما استفاده کنند وهر چیزی را از شما بخواهند اگر شما چنین فردی هستید، حدس بزنید چه اتفاقی می افتد؟ هیچ کس نمی خواهد با شما ارتباط داشته باشد. شما فقط دوستانتان را برای زمان های سختی میخواهید، نه در زمان های خوشی و خوبتان هنگامی که مردم این را متوجه شوند ، از شما دوری خواهند کرد .
شما متکبر هستید:
آیا تا به حال به افرادی برخورده اید، که زود متوجه شوید چقدر متکبر واز خود راضی هستند ؟ آیا دوست داشتید ،بیشتر با آنها بمانید و آنها را بیشتر بشناسید ؟آیا احساس کردید که آنها ترسناک هستند؟ اگر شخصی برای شما رعب آور باشد، نمی توانید به آنها نزدیک شوید و نمی توانید آنها را بشناسید .اگر شما متکبر هستید، هیچ کس نمی خواهد بداند شما چه کسی هستید، زیرا فکر می کنند:”این فرد فقط به خودش فکر میکند .همیشه در مورد کارهای بزرگی که انجام داده اند، صحبت می کند و هرگز لحظه ای را برای گوش دادن به دیگران صرف نمیکنند ، متکبر نباشید.