قالب های فارسی وردپرس 1

این وبلاگ جهت دسترسی آسان شما عزیزان به قالب های برتر وردپرس به صورت فارسی تدوین و راه اندازی شده است.

قالب های فارسی وردپرس 1

این وبلاگ جهت دسترسی آسان شما عزیزان به قالب های برتر وردپرس به صورت فارسی تدوین و راه اندازی شده است.

تحقیقات نشان می‌دهد که سخن گفتن در خواب در اثر درست عمل نکردن مکانیسم و دستگاهی عصبی در مغز ایجاد می‌شود که وظیفه‌اش توقف فعالیت‌های عصبی مرتبط با خوابیدن همچون فعالیت‌های گفتاری یا حرکتی بدن است.

 

قطعاً تاکنون با افرادی برخورد کرده‌اید که در هنگام خوابیدن و زمانی که در خوابی عمیق هستند شروع به صحبت کرده و حتی گاهی فریاد می‌زنند. این افراد معمولاً پس از بیدار شدن، موضوع را به خاطر نداشته و چیزی از حرف‌های خود را به یاد نمی‌آورند. هنگامی‌که ما می‌خوابیم، مکانیسمی در مغز وجود دارد که فعالیت‌های عصبی مرتبط با خوابیدن را فعال کرده و از انجام فعالیت‌های گفتاری یا حرکتی بدن پیشگیری می‌کند. در این میان گاهی ممکن است این سیستم درست عمل‌نکرده و در بین دو بخش مجزای عملکرد مغزی فرد اختلال ایجاد شود. در حقیقت با بروز این اختلال، فرد از این سیستم دفاعی و تنظیم‌کننده اعصاب در هنگام خواب عبور کرده و این افراد در خواب حرف زده و یا حتی راه می‌روند. البته احتمال ایجاد این مسئله در افراد مجرد بیشتر است و در متأهلین کمتر دیده می‌شود.

 

ناله کردن، ادای کلمات نامفهوم و حتی سخن گفتن در خواب امری بی‌خطر است و امکان دارد برای هر فردی ایجاد شود اما استرس، نگرانی و هرگونه مشکلات روان‌شناختی می‌تواند احتمال بروز آن را افزایش دهد و هر چه این مشکلات روان‌شناختی و نگرانی بیشتر باشد، ممکن است تعداد ایجاد این اختلالات در خواب نیز افزایش پیدا کند.

 

درواقع درست عمل نکردن این مکانیسم مغزی موجب ناله در خواب و زیر لب سخن گفتن یا حتی سخن گفتن طولانی ایجاد شود. ایجاد حرکات زیاد در خواب و یا راه رفتن نیز از همین مسئله نشاءت می‌گیرد.

 

در خواب سخن گفتن یا somniloquy پاراسومنیا (parasomnia) یک اختلال در سیستم عصبی مغز است که در طول خواب ایجاد می‌شود و با رفتارهای غیرطبیعی و غیرمعمول همراه است. این عمل می‌تواند ادای کلمات نامفهوم، صبحت کردن یا حتی حرف زدن با صدای بلند یا فریاد زدن باشد.

 

محتوای صحبت کردن در خواب می‌تواند پیچیده باشد و معمولاً ازنظر قواعد خواب دیدن امکان اینکه درست باشد نیز وجود دارد. همان‌گونه که بر اساس تحقیقات پژوهشگران، خواب افراد متأثر از رویدادها و حوادث اخیری است که در زندگی آن‌ها روی‌داده، می‌توان گفت سخن گفتن در خواب نیز تحت تأثیر رویدادهای اخیر در زندگی فرد خوابیده است.

 

منبع

اختلال وسواس جبری (OCD) جز بیماری های طبقه وسواس و اختلالات مرتبط با آن می باشد که دارای دو بخش عمده است، وسواس فکری و وسواس عملی.

 

وسواس فکری : در این وسواس افکار مزاحم و تکرارشونده در ذهن وجود دارد. گاهی فرد حتی تلاش می کند چنین فکرهایی را از ذهنش بیرون کند، ولی باوجود تلاش موفق نمی شود. افکار وسواسی در افراد وابسته به فرهنگ جامعه است. مثلا در فرهنگ ما افکار وسواسی ـ مذهبی بیشتر شایع است. گاهی این افکار وسواسی آسیب به دیگران را شامل می شود.

 

وسواس عملی : اعمال وسواسی تکرار شونده، مزاحم ولی اجباری هستند. ممکن است با زمینه افکار وسواسی توام باشد ولی گاهی هیچ ذهنیت فکری وجود ندارد و فرد به طور تکرارشونده و بدون فکر، عملی را انجام می دهد. این بیماران خود را مکلف و موظف به انجام کاری می کنند.

 

چرخه اختلال وسواس جبری

هرچند که ابتلا به اختلال وسواس جبری نشانه ها و عوامل متفاوتی در افراد دارد اما بیشتر افراد دچار چرخه زیر می‌شوند :

 

وسواس : ذهن شما غرق در یک فکر، ترس و یا نگرانی وسواسی می‌شود.

اضطراب : وسواس مرحله قبل باعث برانگیختن احساس اضطراب و پریشانی می‌شود.

وسواس عملی : شما از الگویی اجباری برای کاهش اضطراب و پریشانی خود استفاده می‌کنید، مانند شستن دستها.

آسودگی موقتی : رفتار اجباری باعث تسکین و فراقتی موقت از اضطراب شده، اما وسواس و اضطراب دوباره برمی‌گردند و باعث شروع چرخه می‌شوند.

 

نشانه های وسواس فکری

این نشانه‌ها، افکار و تصوراتی مکرر، مداوم و ناخواسته هستند. افکاری ناخواسته که بصورت غیر ارادی در فرد بوجود می‌آید و بنظر بی‌معنی می‌رسد. این افکار وسواسی زمانی رخ می‌دهد که فرد سعی به فکرکردن و یا انجام سایر کارها دارد. این نوع افکار وسواسی معمولا زمینه‌هایی از قبیل :

 

ترس از آلوده شدن و یا نجس شدن

مرتب کردن وسایل از روی ترتیب خاص و منطقی

برانگیختگی های خشونت آمیز یا وحشتناک

افکار و تصورات جنسی

منبع

هر کسی گاهی ناراحتی، غم و اندوه را تجربه می کنند که ممکن است واکنشی طبیعی در برابر بحران ها و شرایط استرس زای زندگی باشد اما زمانی که شخص افسرده است، این ناراحتی و غم، زندگی فردی، شغلی و اجتماعی شخص را مختل می سازد. افسردگی که “افسردگی بالینی”  یا “اختلال افسردگی” نیز نامیده می شود یک دوره غم و اندوه است که شامل از دست دادن علاقه به چیزهایی می شود که پیش از این باعث خوشحالی یا لذت می شدند. این احساسات  معمولا به همراه یک سری علائم و نشانه های روانی و فیزیکی هستند.

 

نشانه ها

حس غم، اضطراب و پوچی مداوم

حس ناامیدی و بدبینی

حس گناه، بی ارزش بودن و درماندگی

از دست دادن علاقه به فعالیت های مورد علاقه و لذت بخش

کاهش انرژی و خستگی

دشواری در تصمیم گیری، تمرکز و به یاد آوردن

بی خوابی، بیداری صبح زود و یا گاهی زیاد خوابیدن

تغییر در اشتها و وزن (پرخوری یا بی اشتهایی)

داشتن افکار مرگ و خودکشی و یا تلاش برای خودکشی

کج خلقی و زود رنجی

سردرد، گرفتگی عضلات، درد قفسه سینه، مشکلات گوارشی بدون دلایل جسمانی که حتی با درمان تسکین نمی شود.

 

انواع مختلف افسردگی چیست؟

حاد : داشتن علائمی در بیشتر زمان روز به مدت حداقل دو هفته که با زندگی فردی، خانوادگی، شغلی و تحصیلی شخص تداخل پیدا می کند.

 

مزمن : داشتن علائمی که بیش از دو سال طول بکشد، نشان از داشتن افسردگی مداوم دارد.

 

یکسری از انواع افسردگی تحت شرایط خاصی ایجاد می شوند : 

 پَرِنتال : زنانِ دچار این اختلال، دوران کاملی از افسردگی حاد را در دوران بارداری و پس از زایمان تجربه می کنند.

 

اختلال فصلی : این نوع اختلال با تغییر فصل ها به وجود می آید، معمولا در اواسط فصل پاییز شروع و در اوایل بهار یا تابستان پایان می یابد.

منبع

تعریف اختلال دوقطبی (Bipolar Disorder)

اختلال دوقطبی یک بیماری جدی مغزی است. این بیماری، افسردگی- مانیک نیز نامیده می شود. افراد مبتلا به اختلال دوقطبی از طریق تغییرات خلقی غیرمعمول تشخیص داده می شوند. این اختلال را دو قطبی می نامند چون دارای دو قطب متفاوت از هم هست.

 

مبتلایان به اختلال دوقطبی گاهی اوقات بسیار خوشحال اند و خلق گشاده یا بالا دارند، بسیار پر انرژی و فعال تر از حد معمول هستند. ویژگی های این قطب، مانیک نامیده می شود. اما گاهی اوقات افراد مبتلا به این اختلال احساس ناراحتی می کنند و خلق گرفته یا پایین دارند، دارای انرژی کم و کمتر فعال هستند. این نشانه های قطب دوم یعنی افسردگی است.

 

تغییرات خلقی افراد مبتلا به اختلال دوقطبی از تغییرات خلقی و هیجانی نرمال و طبیعی افراد سالم بسیار متفاوت است. نوسانات خلقی شدیدتر از آنست که بتوان آن را طبیعی قلمداد کرد و به وضوح همراه با تغییرات در خواب، سطح انرژی و توانایی تفکر آنان است. علائم اختلال مانیک بسیار شدید بوده و می تواند به روابط بین فردی آسیب رسانده و ادامه فعالیت های تحصیلی و شغلی را نامقدور و زندگی شخص را مختل کند. برخی از افراد مبتلا به اختلال دوقطبی سعی میکنند به خود صدمه بزنند و در موارد حاد حتی اقدام به خودکشی می کنند. با این همه افراد مبتلا به اختلال دو قطبی می توانند درمان شوند و در صورت حمایت های کافی، بهتر زندگی کنند.

 

اختلال مانیک یا مِی نیا (Mania)

مانیا یک نوع بیماری روانی است که با ایجاد اختلال در فرد باعث بروز تغییرات و دگرگونی ‌هـای ناگهانی در رفتار، حالات، انرژی و توانایی عملکرد فرد مبتلا می شود. بیماران مبتلا در دوره هایی از زندگی بسیار فعال، سرزنده، شاد، دارای اعتماد به نفس زیاد و گاهی زیاده از حد کم خواب و ولخرج می شوند.

 

اختلال مانیک ممکن است احساس شادی عجیبی در خود داشته باشد، بی دلیل بخندد و بیش از حد شوخی کند. حتی گاهی این رفتار از طرف دیگران خیلی هم پسندیده به نظر می رسد و بسیاری، وی را تحسین می کنند؛ اما وقتی بیماری شدید می شود، افراد به یک بیمار روانی تبدیل می شوند، یعنی مراحل فکری و توانایی شان برای قضاوت درباره حقیقت همخوانی ندارند.

  

بیمار مانیک ممکن است شدیدا تحریک پذیر شود. کوچکترین مخالفت و مساله ای که باب میل فرد نباشد، باعث عصبانیت و پرخاشگری وی می شود. چنین فردی فکر می کند که همه چیز حتی افکار دیگران باید طبق خواسته وی باشند.

منبع

در دنیا امروز تفکر نقادانه دیگر مفهوم ناآشنایی نیست. مردم همه جا در مورد آن حرف می‌زنند، از دانشگاه گرفته تا محل کار، از جوامع پیشرفته گرفته تا فرقه‌های کوچک. اهمیت تفکر انتقادی امروزه بیشتر از هر زمان دیگری مورد بررسی قرار گرفته است. نقادانه فکر کردن، خِرد جدیدی در دنیای مدرن است که می‌تواند توانایی فرد را در آنالیز کردن مسائل روزمره منعکس کرده و منتهی به تصمیم گیری درست شود. تفکر انتقادی، استعداد خاصی نیست که همراه فرد متولد شود، بلکه این نوع طرز تفکر نیاز به تمرین و تلاش دارد. با وجود اینکه رشد این مهارت در تمام دنیا سرعت شگفت انگیزی گرفته است، اما هنوز تعداد زیادی از افراد هستند که نمی‌دانند چطور باید تفکر انتقادی را در خود پرورش دهند.

  

1. تفکر انتقادی دقیقا چیست؟ 

تفکر انتقادی از لحاظ تکنیکی، فرایند ذهنی ِ خوب سازماندهی شده‌ای است که اطلاعات جمع آوری شده از مشاهدات، بازتاب‌ها، تجربیات، ارتباطات و یا منطق را فعالانه و اندیشمندانه بررسی کرده و به کار می‌بندد تا راهنمایی برای باورها و رفتارها باشد.

 

البته به غیر از تعریفی که گفته شد، راه دیگری نیز برای درک ساده‌تر تفکر انتقادی وجود دارد؛ تفکر انتقادی فرایند آگاهانه از پردازش اطلاعات به شیوه‌ای موثر است تا شما بتوانید چیزها را بهتر بفهمید و تصمیم‌های بهتری بگیرید و اعتماد بنفس بیشتری پیدا کنید. مهارت تفکر انتقادی نیازمند این است که شما از ابزارهای عقلانی گوناگون برای تنوع بخشیدن به اطلاعات استفاده کنید. پیش از هر چیز، راههای مختلف منتقدانه فکر کردن در مورد اطلاعات شامل موارد زیر می‌شود:

 

. اندیشه زایی

. بازبینی کردن

. ترکیب کردن

. ارزیابی کردن

اطلاعات جمع آوری شده می‌تواند از چند منبع باشد، مثلا:

. مشاهده

. تجربه

. منطق

. اندیشه

. ارتباطات

در نهایت، هدف تمام این اطلاعات اثبات و حمایت:

. باورها

. و رفتارهاست.

 

بعضی‌ها عبارت خاص خود را برای تعریف تفکر انتقادی دارند. آنها تفکر انتقادی را عکس تفکر معمولی می‌دانند. مغز ما در هیچ لحظه‌ای از زندگی، از تفکر باز نمی‌ایستد و این اتفاقی است که به طور اتوماتیک و ناخودآگاه روی می‌دهد. اما شما می‌توانید با استفاده از ابزارهای عقلانی، تفکرتان را آگاهانه‌تر کنید و به نتایج درست‌تری برسید. این مهارت می‌تواند روی تفکر ناخودآگاه‌تان نیز اثر بگذارد و این دقیقا همان چیزی است که برای رشد مغز کودکان نیز بسیار مفید است.

منبع