واقعا لازم نیست با مهارت حرف زدن در میان عموم متولد شده باشید تا بدانید چکار کنید که بقیه به حرفهایتان گوش بدهند. بلکه این مهارتی است که هر کسی که بخواهد میتواند آن را یاد بگیرد و به تبحر برسد. اگر قصد دارید مهارت صحبت در میان عموم را به خوبی یاد بگیرید در این مطلب برخی از بهترین نکات را به شما یادآوری میکنیم.
کنترل تُن صدا
تُن صدای شما بهترین ابزاری است که دیگران را جذب میکند تا شما را بشنوند. تُن صدا شامل گونهی کاربردی صداست همراه با طیفی از صداهایی که هنگام حرف زدن استفاده میکنید. در یک مکالمهی معمولی سعی کنید از گلویتان صحبت کنید اما وقتی که با حضار صحبت میکنید باید از سینهتان حرف بزنید.
علاوه بر تُن صدا، باید هنگام صحبت مراقب اعتماد بنفستان نیز باشید. کلمات و عباراتی که نیاز به تاکید دارند با تاکید بیان کنید تا به راحتی توجه افراد بیشتری را جلب کنید. با تاکید ادا کردن کلمات این امکان را به شنوندهها میدهید که بدانند چیزی که میگویید مهم است. یادتان باشد وقتی زیر و بم صدای خود را تغییر میدهید، معنای چیزی که میگویید نیز تغییر میکند پس از آن درست استفاده کنید.
بیان احساس در گفتار (پروسودی)
پروسودی به الگو و ریتمی گفته میشود که افراد در شعر از آن استفاده میکنند و جزئی مهم از سخنرانی برای جمع است که نباید از آن غافل شوید. زمانی که با یک تُن یکنواخت صحبت میکنید، ممکن است شنونده کسل شود. در نتیجه دیگر به چیزهایی که شما میگویید گوش نخواهد کرد. گهگاه در گفتارتان احساساتی را بیان کنید تا شنوندهها را جذب کنید.
سرعت مناسب برای حرف زدن
وقتی که خیلی تند یا خیلی آهسته حرف میزنید نمیتوانید دیگران را جذب کنید تا به شما گوش بدهند. شما باید مناسبترین سرعت را برای کلام خود انتخاب کنید. اگر خیلی سریع حرف بزنید این پیام را به شنونده منتقل میکنید که هیجان زده هستید. وقتی خیلی آهسته حرف میزنید نیز باعث احساس خواب آلودگی شنونده خواهید شد. البته همیشه باید اهیمت «ساکت شدن» را مد نظر داشته باشید و هر ازگاهی که لازم شد شنونده در مورد چیزی که گفتهاید فکر کند یا حرفهایتان را درک و تجزیه و تحلیل کند از آن استفاده کنید.
- مخالفتورزی: حتماً در جمع اقوام و دوستان با کسانی برخورد کردهاید که پیوسته مخالف جمع هستند و بر آن اصرار میورزند و دست آخر هم احتمالاً با دلخوری و کدورت میپذیرند که تابع باشند. بله درست متوجه شدهاید این افراد به این وسیله توجه میگیرند. مخالفت کردن مهارتی نمیخواهد فقط کمی کج خلقی لازم دارد ولی در عین حال کلی توجه به جیب میزنند.
۲- مهرورزی فراوان: این افراد تلاش بیشتری برای گرفتن توجه به خرج میدهند، آنها سعی میکنند در جمع مطیعترین فرد و به اصطلاح امروزی "مالهکِشترین" افراد در گروهها هستند، تلاش میکنند برای همه کوتاه بیایند و همه را با هن خوب کنند. از حق خود به نفع همه میگذرند و نظر و ایده خود را فدای همه میکنند تا این برچسب نصیب آنها شود که او خیلی مهربان است، او خیلی دلسوز است، او واقعاً انسان بزرگیست!
۳- انتقادگری و کنترلگری: اینگونه افراد شبیه مخالفتورزها هستند اما آنها هم تلاش بیشتری میکنند و آن اینست که سعی میکنند به عنوان یک عقل کل در جمع ظاهر شوند و با نظرات و پیشنهادات خود جمع را پیش ببرند. این افراد درست برعکس ویژگی رهبرانه عمل میکنند. آنها به شدت انتقادگر هستند و اغلب با انواع انتقاد و سرزنش دیگران را مجبور میکنند تا به اهداف خود در گروه برسند و زمانی توجه کامل و ارضاکننده بدست میآورند که در آخر کار از فکر خود به نتیجه مطلوب رسیدهاند و این پیروزی برهانی برای ادامه کنترلگری و البته توجهطلبی بکار میبرند.
۴- انزواطلبی و کنارهگیری: اگر همیشه ما در جمع در گوشهایی بشینیم و یا سکوت کنیم خلاف جهت بقیه عمل کردهایم و این خود باعث ارضا نیاز به توجه است. چرا که افراد اغلب خواهان رابطه با ما خواهند شد و برای اینکه ما را وادار به مشارکت در گروه کنند اصرار خواهند کرد یا شرایط را برای ما فراهم خواهند کرد.
http://www.beytoote.com/psychology/khanevde-m/ways6-draw-attention.html
افسردگی همچون هیولایی در درون ما کمین می کند تا افکار و انرژی ما را تسخیر و زندگی را به کام ما تلخ کند. افسردگی اغلب پنهان و غیر قابل تشخیص است. کسی که از افسردگی پنهان رنج می برد اگرچه همواره با هیولای درون خود درگیر است اما این مسأله در ظاهر عیان نیست. گاهی کسانی که دچار افسردگی هستند مشکلات خود را از دوستان، خانواده و نزدیک ترین همدم خود پنهان می کنند. ممکن است آن ها در مقابل شما لبخند به لب داشته باشند اما در درون خود در حال غرق شدن هستند. در ادامه به هشت عادت کسانی می پردازیم که از افسردگی پنهان رنج می برند.
هشت عادت کسانی که از افسردگی پنهان رنج می برند
۱- دیگران را مجاب می کنند که شاد هستند و حتی ممکن است در ظاهر سرحال به نظر برسند
این تصور که افراد مبتلا به افسردگی همیشه غمگین به نظر می رسند یا شخصیت افسرده ای دارند کاملا اشتباه است. افسردگی چیزی بیشتر از یک حالت روحی است. افراد افسرده اغلب یاد می گیرند که حالت خود را تغییر دهند و گاهی به نظر می رسد که آن ها شادترین کسانی هستند که در زندگی خود دیده اید. این مسأله در حقیقت به دلیل آن است که این افراد فارغ از آنچه که در درون شان می گذرد، تلاش می کنند در ظاهر چهره ای مثبت از خود نشان دهند. آن ها مایل نیستند دیگران را درگیر مشکل خود کنند، حتی اگر به این ترتیب مجبور باشند رنج خود را پنهان کنند و در تنهایی غرق شوند.
چستر بنینگتون خواننده ی مشهور گروه لینکین پارک از کسانی بود که از افسردگی پنهان رنج می برند. طبق گفته های همسرش تالیندا، بنینگتون تنها ۳۶ ساعت پیش از خودکشی، با فرزندانش بازی می کرد و لحظات شادی با آن ها داشت. تالیندا حتی در حساب توییترش ویدئویی از آخرین لحظات زندگی بنینگتون منتشر کرد. با وجود افسردگی پنهان ممکن است همه چیز عادی به نظر برسد تا آنکه دیگر به قدری دیر می شود که کاری نمی توان کرد.
۲- ممکن است عادت هایی برای مقابله با رنج خود داشته باشند
اگر کمک مناسبی به شخص افسرده صورت گیرد افسردگی قابل درمان خواهد بود. روان درمانی، استفاده از داروها و حتی صحبت با خانواده و دوستان می تواند به فرد مبتلا در مقابله با رنج خود کمک کند. با این حال، کسانی که از افسردگی پنهان رنج می برند اغلب عادت هایی در سبک زندگی خود دارند که به آن ها کمک می کند رنج خود را تسکین بخشند. این کار می تواند هر چیزی باشند؛ از موسیقی و ورزش گرفته تا رانندگی، پیاده روی، حمام کردن یا خوابیدن. آن ها این کار را انجام می دهند تا خود را از غرق شدن در احساسات شان نجات دهند.
افسردگی یک بیماری خلقی است. اختلالات خلقی طبقهبندی متفاوتی دارد اما چیزی که باعث میشود افسردگی به عنوان یک بیماری خلقی برچسب بخورد مجموعهای از علائم است؛ بیحالی، سستی، فقدان انرژی، احساس گناه یا احساس بیارزشی از علائم افسردگی است.
حسنزاده رئیس مرکز مطالعات وزارت ورزش و جوانان میگوید :میزان افسردگی در بین دختران بیشتر از پسران است. پیش از این نیز آمارهای ارائه شده جهانی نشان میداد ابتلای زنان به افسردگی تا دو برابر بیش از مردان است اما در گزارش انجمن روانشناسی ایران آمده است که سهم زنان ایرانی از این اختلال روانی، سه تا چهار برابر بیشتر از حد معمول است. استاندارد افسردگی زنان، بین پنج تا هفت درصد است اما با ارقام اعلام شده بین 15 تا 28 درصد زنان ایرانی افسردهاند. با یک حساب سرانگشتی، میتوان افسردگی را خطری جدی تلقی کرد چرا که زنان نیمی از جامعه را تشکیل میدهند و علاوه بر آن، بهطور مستقیم تربیت کودکان را نیز در خانواده بر عهده دارند.
به گفته حاجلو کارشناس ارشد روانشناسی بالینی «فرزندان مادران افسرده، هم در زندگی شخصی و هم در زندگی اجتماعی خود دچار مشکلاتی خواهند شد.» آخرین نرخ شیوع اختلالات روانی که در میان زنان، 26 درصد و در میان مردان 15 درصد اعلام شده است، نشان میدهد زنان با اختلافی یازده درصدی بر سکوی نخست ابتلا به افسردگی در کشور ایستاده اند!
هر غصهای، افسردگی نیست
کم شدن اعتماد به نفس، تغییر در وزن و وضعیت اشتهای فرد یا وضعیت خواب بیعزتی یا از دست دادن علائمی مثل شوق زندگی که فرد پیش از ابتلا داشته نیز در همین گروه قرار میگیرد. گاهی شدت افسردگی به حدی است که فرد به مرگ فکر میکند و احتمال خودکشی وجود دارد. روانشناسان میگویند برای بررسی افسردگی، فرد باید پنج علامت از این علائم را در یک مدت زمان مشخص دارا باشد و البته مهمترین شرط آن است که این علائم به عملکرد اجتماعی، تحصیلی، کاری، خانوادگی و... اثر منفی وارد کرده باشد.»
فرزندان دوم خانواده اغلب قربانی سندروم فرزند میانی Middle child syndrome هستند؛ سندرومی که به احساس به حاشیه رانده شدن فرزند وسط اطلاق می شود. به این صورت که، والدین فردی که یک برادر یا خواهر بزرگ تر و یک برادر یا خواهر کوچکتر از خود دارد، بیشترِ توجه و سرمایه گذاری خود را روی فرزندان اول و آخر می گذارند و لذا فرزند میانی کمتر به عنوان کودک مورد توجه قرار می گیرد.
البته این پدیده، یک اختلال بالینی حقیقی شناخته نمیشود و پژوهشگران بر این باورند که این فرزندان رفته رفته با محیط و جایگاهشان وفق مییابند.
اغلب مواقع، فرزندان دوم خانواده تمایل دارند از برادر یا خواهر بزرگ تر خود پیشی گرفته و یک قدم جلوتر از آن ها بایستند. این افراد عموما جاه طلب و به دنبال کسب موفقیت های بیشتر هستند اما به ندرت خودخواه و از خود راضی می شوند.
آن ها به تعیین اهداف بزرگ برای خود علاقه بسیاری دارند. به همین خاطر تعداد شکستهایشان بیشتر از بقیه است اما به همان میزان هم یاد می گیرند چگونه با مصائب و مشکلات زندگی مواجه شده و موانع را از میان بردارند. در نتیجه تمامی این موارد، فرزند دوم خانواده همیشه شخصیتی قوی و مستقل دارد. این اشخاص بسیار اجتماعی، خودمحور و برقرار کننده صلح و آرامش هستند و کمتر روی خانواده خود متمرکز باقی می مانند.
سندروم فرزند میانی Middle child syndrome چه پیامدهایی دارد؟
بر اساس دانسته های موجود باید گفت که ترتیب تولد در خانواده ها میتواند روی هوش و شخصیت فرزندان تاثیر گذار باشد زیرا رفتار والدین با فرزندان روی شکل گیری احساسات، شخصیت و حتی هوش آن ها بسیار موثر است.